PARASAT پاراسا ت

ناتوانی جنسی مرض نیست

Posted by: . on: مارس 3, 2008

ناتوانی، مرض نیست. اما عارضه ای را که باعث می شود مرد از رابطه جنسی محروم شود و یا موفق به آنجام آن نشود باین نام می نامند. ناتوانی ممکن است کلی یا جزئی باشد. اگر کلی باشد ممکن است آن مرد در هیچ حالتی و هیچوقت نتواند عمل جنسی انجام دهد. واگر جزئی باشد. اگر کلی باشد ممکن است آن مرد در هیچ حالتی و هیچوقت نتواند عمل جنسی انجام دهد. و اگر جزئی باشد. در موضوع تحریک قضیب دچار اشکالاتی می گردد.
این اشکالات چه از لحاظ شدت و ضعف و چه از لحاظ مدت، خیلی با هم فرق دارند. ناتوانی در عین حال ممکن است نسبی یا گذران باشد ناتوانی نسبی عبارت از اینست که مردی فقط در تحت شرایط معینی بتواند عمل جنسی انجام دهد و تا این شرائط موجود نباشد به انجام عمل جنسی موفق نشود.
ناتوانی گذران، یک حالت طبیعی است که در اغلب مردها دیده می شود. زیرا یک نفر مردف هر لحظه و در هر موضعی نمی تواند عمل جنسی انجام دهد.
زیرا برای انجام عمل جنسی بیش از هر چیزی تحریک قضیب لازم است و برای تولید چنین وضعی انسان باید وارد حالت روحی بخصوصی شود. و تولید این حالت روحی در هر لحظه ای ممکن نیست. گاهی هم ممکن است قضیب برای مدتی سخت شود اما در برابر حالت روحی عادی و یا یک وضع مادی دیگر بلافاصله موضع سابق در بیاید. اکنون که پی بردیم ناتوانی بر اثر نقص یکی از عناصر مولد قدرت جنسی تولید می شود، پس لازم است که روابط آنرا با این عناصر مورد مطالعه قرار دهیم و به اینصورت به ماهیت آن پی ببریم.

عوامل روحی ناتوانی
بطور مختصر می توان گفت که ناتوانی روحی عبارت از اشغال بودن مرکز مغزی است. در ناتوانی عضوی، عارضه در اعضاء جنسی پائین، و در ناتوانیهای اساسی، عارضه در مرکز تحریک جنسی است. ولی در ناتوانی روحی، در عین حال که اعضاء جنسی و مرکز تحریک سالم است، علل و عواملی مانع فعالیت آنها می شود. بعضی در عین حال که تحریک آلت تناسلی شروع شده است تاثیراتی که از مغز می آید مانع کامل گشتن این تحریک می شود.
مثلا بچه ای که در کودکی به او تلقین شده باشد که عمل جنسی نتایج فجیعی دارد، این تلقین در روح او چنان جایگیر می شود که در سنین بزرگی هم نمی تواند از قید آن را شود.
گاهی خود او هم متوجه این تاثیر نمی شود ولی همین تلقینات بطور لاشعور مانع این می شود که تحریکات جنسی از مغز به اعضاء تناسلی منتقل شود. یکی از متخصصین معروف شاهد چنین حادثه ای بوده است: زنی از یک خانواده برجسته، با این طرز تفکر بزرگ شده بود که عمل جنسی کاری عادی و مبتذل است. پس از ازدواج، در اثنای عمل جنسی، حرفهائی به شوهرش می زد دال بر اینکه کاری بسیار عادی و بی اهمیت انجام می دهند.
شوهرش که میل جنسی او کاملا بیدار شده و آلت تناسلی برای عمل جنسی آماده گشته بود، با شنیدن این حرفها ناگهان سرد می شد و آلتش فرو می نشست. پس از اینکه چند بار این حادثه تکرار شد بعدها دیگر شوهر پیش از شروع عمل جنسی پیش خود فکر می کرد که حتما زنش باز آن حرفها را شروع خواهد کرد. از اینرو دیگر به هیچوجه آلتش تحریک نمی شد.
حادثه مشهوری که در این مورد وجود دارد اینست که یک دانشمند بزرگ ریاضی با زنش شروع به عمل جنسی می کرد، هیجانش هر لحظه بیشتر می شد، اما ناگهان یک مساله ریاضی به یادش می آمد و به مغزش فشار می آورد که آنرا حل کند و قضیب او نیز بلافاصله می خوابید، زیرا افکار شهوی از مرکز عصبی مغز او کنار زده می شد و جای آنرا فکر مساله ریاضی اشغال می کرد.
در میان عوامل دیگری که می توانند در میل جنسی موثر باشند، می توان این موارد را ذکر کرد: 1- عدم احساس علاقه 2- ترس از ابتلاء به بیماری 3- ترس از حامله کردن 4- ترس از ناتوانی و غیره

بعضی از متخصصین، هنگام بحث از بی علاقگی ادعا کرده اند که کارهای فکری و مشغول کننده مایه ناتوانی جنسی می شوند و برای مثال: زندگانی دانشمندان، بحث و مناقشه درباره معاملات بزرگ، حل مسائل مشکل ریاضی و کوشش برای ایجاد اثر هنری، را ذکر کرده اند. اما این ادعا درست نیست. زیرا اغلب دانشمندان گذشته از اینکه دچار ناتوانی نیستند بلکه قدرت جنسی آنها نیز بسیار قوی می باشد، با این تفاوت که توجه خود را از میل جنسی به مسائل علمی و کارهای تحقیقاتی معطوف کرده اند و هر وقت هم که کارشان را تعطیل می نمایند و یا چندان فعالیتی نمی کنند، بزندگانی جنسی طبیعی خودشان بر می گردند بعضی دانشمندان چنین بنظر می رسند که اصلا دارای میل جنسی نیستند، علت این وضع اینست که زنان این اشخاص آن استعداد و قابلیت را ندارند که توجه همسرانشان را به سوی خود جلب کنند و از اینرو است که آنان به قدری سرگرم کارهایشان می شوند که هیچگونه وقتی برای توجه به میل جنسی برای خودشان نمی گذارند.
موارد دیگری هم هست که گناه ناتوانی را به گردن فعالیتهای خارجی و شغل مردان می اندازند و حال آنکه حقیقت خلاف اینست. و علت اصلی اینست که چنین اشخاصی چون خود را از لحاظ جنسی ناتوان تصور می کنند، ناچار خویشتن را در کارهای دیگر غرق می سازند. چنین مردانی از لحاظ جنسی دچار هیچگونه عارضه ای نیسند ولی عده شان نیز بسیار کم است.
حس محافظت خودف در انسان یکی از حسهای بسیار ضروری است که از همان روز تولد وجود دارد. اگر این حس در انسان نباشد، او در کوچه و خیابان زیر اتومبیل می رود. یا بر اثر عوارض دیگری از بین می رود. اما این حس محافظت مخصوصا در شرایط زندگانی امروزه اهمیت بسیاری کسب کرده است وقتیکه این ترس، از حد خود بیشتر گردد باعث می شود که گاهی از چیزهائی هم که هیچگونه ترسی ندارند بترسیم.
لیست چیزهائی را که ما از آنها می ترسیم نمی توانیم بنویسیم و شماره آنها را تعیین کنیم. زیرا امروزه، از همه چیز می ترسیم. حتی از خود ترس هم ترس داریم.
اغلب انواع ناتوانی، حاصل چنین ترسهائی است که زائیده مخیله می باشد اما انسانی که دچار چنین فلاکتهائی شده است، آنها را عین حقیقت می شمارد.
ترس از عدم موفقیت، در شب رفاف، بوفور دیده می شود و همین ترس، اغلب خود تولید ناتوانی می کند. یعنی مردی که مدتها آرزوئی را در دل می پرورانده بالاخره به آن می رسد اما در همان شبی که به آرزوی خود رسیده است در خود احساس ناتوانی می کند گرچه ممکن است این ضعف نتیجه تماسهای ناقص و تسلیم های نیمه کاره دوره نامزدی و عشقبازی باشد ولی علت اصلی آن تردید و نگرانی مرد در هنگام ورود به حجله است.
ناتوانی در شب زفاف خیلی زیاد دیده می شود. گرچه این حادثه جز و مشکل ترین لحظات زندگی انسان است ولی بهیچوجه نباید به آن اهمیت داد اشخاصی که اعصابشان ضعیف است و دچار حس پستی می باشند، از این ناتوانی آنی چنان وحشت می کنند که این حالت زودگذرشان مدتها ادامه پیدا می کند و چه بسا که دائمی می شود.
عروسهائی هم که به اصل مطلب وارد نیستند بیشتر حالت عصبی و یا ناراحت کننده ای بخود می گیرند که حال شوهر را بدتر می کنند. اگر به ناتوان بودن شوهرشان اعتقاد پیدا کنند و این موضوع را گاه بیگاه به رخ او بکشند، او را دچار ناتوانی شدیدی می کنند که معالجه اش باین سادگی ممکن نیست.
بعضی از مردها به محض اینکه یکبار به انجام عمل جنسی موفق نمی شوند. یعنی آلتشان آماده عمل جنسی نمی شود تصور می کنند که نیروی جنسی شان دارد از میان می رود و حال آنکه این حادثه ممکن است علت بسیار عادی پیش افتاده ای داشته باشد و فقط همان یکبار اتفاق بیفتد.
کسی که گمان می کند قدرت جنسی او از میان رفته است رفته رفته واقعا قدرت خود را از دست می دهد. اما اگر بتواند بخود تلقین کند که این شبهه و اعتقاد بی مورد بوده است. رفته رفته نیروی خود را بدست می آورد. چیزی که او را باین روز انداخته فقط نگرانی و ترس است. اگر این عامل روحی از میان برداشته شود، نیروی جسمی دوباره بجای خود بر می گردد.
در مورد بازیافتن نیروهای از دست رفته، چه در مرد و چه در زن، عمل «تلقین به نفس» نقش مهمی بازی می کند و این عمل در مورد از دست دادن نیروها نیز همین اندازه تاثیر دارد. مثلا مردی که هر وقت بخواهد آلت تناسلی او آماده عمل می شودف اگر بخود تلقین کند که ناتوان شده است، رفته رفته واقعا ناتوان می شود. زن جوانی که در شب زفاف هنگام برطرف شدن پرده بکارت رنج برده است، پیوسته عمل جنسی را کار رنج آوری می شمارد و چون باین موضوع اعتقاد پیدا می کند واقعا هنگام عمل درد می کشد.

اغلب جوانها در اثنای اولین عمل جنسی، آلت تناسلی شان آماده نمی شود، یا مردانی وجود دارند که از سالها به اینطرف دچار ناتوانی بودند و پس از تحقیقات کافی باین نتیجه رسیدم که آنها در اولین رابطه جنسی خود موفق نشده اند. از اینرو آنها عمل طبیعی جنسی را کاری مافوق قدرت خود شمرده و ناچار به استمناء متوسل شده اند.

این طبیعی است که هر جوانی در اثنای اولین رابطه جنسی خویش، هم احساس ترس می کند و هم عصبی می شود و این حالت مانع آن می شود که او بتواند قدرت خود را آنطوری که هست نشان دهد و همین عدم موفقیت اول باعث می شود که او بخود تلقین ناتوانی کند و همین تلقین کار او را می سازد. جوان معتقد می شود که ناتوان است و قادر به عمل جنسی نیست و کسی که به ناتوانی خود معتقد گردد واقعا ناتوان می شود. مردانی که اصلا نمی توانند آلت تناسلی خود را آماده عمل سازند، در نتیجه دور ریختن تصورات باطل می توانند معالجه شوند. آنها نقص در جسم خویش ندارند. فقط عدم موفقیت های اولیه و لطمه دیدن غرورشان این بلا را بسر آنها آورده است.
اغلب مردان ناتوانی که دچار سستی اعصاب می باشند، گرفتار یک بیم و اندیشه دائمند. بعضی از آنها هم سابقا دچار بیماری تناسلی بوده و بر اتر معالجه بهبود یافته اند. اما پس از ازدواج می ترسند که میکروب آن بیماری در بدن شان مانده باشد و آنرا به زن مورد علاقه خودشان انتقال دهند و همین ترس و نگرانی آنها را ناتوان می سازد. معالجه کسی که بر اثر این ترس دچار ناتوانی شده است از معالجه ترسهای مختلف دیگر مشکلتر است ولی این حالت نیز مثل تمام ترسهای دیگر قابل معالجه است.
ممکن است بر اثر عوارضی، یکی از بیضه ها کوچک شود یا بکلی از میان برود این حادثه هیچگونه ایرادی به بدن انسان وارد نمی کند و از لحاظ جنسی هیچگونه صدمه ای نمی زند ولی عده ای به محض اینکه چنین تغییری را در بدن خود مشاهده کنند چنان دچار اختلال فکری و عصبی می شوند که خود را بدبخت و ناتوان می شمارند و همین اختلال عصبی و تصور ناتوانی آنها را دچار وضع مشکلی می سازد این اشخاص خیال می کنند حالا که فقط دارای یک بیضه اند قدرت جنسی شان نیز نصف قدرت جنسی اشخاص معمولی شده است ولی آنها نمی دانند که برای تولید قدرت جنسی مورد احتیاج یک فرد معمولی، یک چهارم یک بیضه هم کافی است.
در کسانی که میل جنسی شان ضعیف است، قدرت جنسی بزودی از میان می رود. این کسانی که محروم از تمایل و هوس هستند به پاکی و تقوی شهرت دارند و چون در تمام مدت زندگی خودشان احساس هوس و تمایل جنسی نمی کنند، خیلی زودتر از دیگران دچار ناتوانی می شوند. زیرا قدرت جنسی پول نیست که آنرا پس انداز کنند و زیاد شود، در صورتیکه مصرف نشود ضعیف می گردد و رفته رفته کار به ناتوانی می کشد.

تخصصی

خواندنیهای این ماه

مارس 2008
د س چ پ ج ش ی
« Feb   Apr »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

آمار سایت

  • 1,743,631 hits

آرشیو