بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

ترانس سکشوال، يا اختلال هويت جنسي

kluoiukljkljhkhjlkhglkj.jpg

گفت وگو با رئيس مرکز پذيرش ترانس سکشو ال ها
 
به دنبال نيمه گمشده
 
فرهمند عليپور

ميدان آهنگ، مرکز بهزيستي نواب صفوي، اين کل آدرسي است که از تنها مرکز ارائه مشاوره و خدمات درماني به افراد TS «دوجنس گونه» کشور داريم. خيلي زود خود را زير خنکاي شاخ و برگ هاي درختان بلندقامت حياط اين مرکز احساس مي کنم. با مريم حسيني رئيس مرکز نواب صفوي در خصوص «ترانس سکشوال ها به صحبت مي نشينم. آدم هايي که هر روز ما در مترو، خيابان و فروشگاه ها آنها را مي بينيم، شايد آنها را بتوانيم تشخيص بدهيم و شايد گاهي سال ها بغل دستي ما در مدرسه و دانشگاه و محل کار باشد. در اين گفت وگو کوشش شده است تا نگاهي دوباره به اين بيماري و مبتلايان به آن شود.

TS چه نوع بيماري يي است؟ علائم و ويژگي هاي اين بيماري چيست؟

TS مخفف ترانس سکشوال، يا اختلال هويت جنسي است. به بيان ديگر فرد مبتلا به TS دچار اختلال نسبت به جنس خود مي شود، يعني روح و روان فرد با ظاهر جسمي فرد در تعارض است. مثلاً شايد فرد از لحاظ جسمي يک پسر باشد اما از لحاظ روحي، رواني، تمايلات و تفکرات، يک دختر محسوب شود، يا بالعکس اين قضيه، براي همين TS يک بيماري رواني است. ترانس سکشوال ها در طول حيات خود دائماً از جنسيت بيولوژيک خود ناراضي هستند و تمايل و اصرار تعلق به جنس مخالف خود را دارند و براي همين پيوسته درصدد کسب خصوصيات ظاهري جنس مخالف خود و رهايي از خصوصيات جنسي خود هستند، مثلاً دختران TSصداي خود را کلفت تر مي کنند، لباس هاي مردانه مي پوشند و از بازي ها و رفتارهاي خاص زنانه پرهيز مي کنند. در مورد پسران هم همين قضيه صادق است، يعني پسران دچار بيماري TS، تمايل به پوشيدن لباس هاي زنانه، آرايش و اطوار زنانه و مواردي از اين قبيل دارند.

شيوع اين بيماري در کدام گروه جنسي بيشتر است؟

ترانس سکشوال ها بيشتر مرد هستند و از اين رو نسبت پسران به دختران بيشتر است. آمارهاي خيلي دقيق در خصوص اين نسبت وجود ندارد و نسبت ابتلاي پسران به اين بيماري در مقايسه با دختران از 6 به 1 تا 30 به 1 متفاوت است. اما آنچه بيشتر بر آن تاکيد مي شود اين است که از هر 3 نفر ترانس سکشوال، يک مورد زن و دو نفر مرد هستند.

علت اصلي اين اختلال جنسي چيست؟

ببينيد، همان طور که گفتم اين بيماري يک اختلال جنسيتي است و علت اصلي بروز آن در فرد به عملکرد هورمون ها در بدن برمي گردد. تغييرات هورموني در هفته ششم دوره جنيني آغاز شده و تا ماه سوم دوره جنيني پايان مي گيرد، بنابراين اينکه نوزاد در بدو تولد پسر يا دختر شناخته شود کاملاً تحت تاثير ترشح يا عدم ترشح «آندروژن ها» در دوره جنيني يعني قبل از تولد است و تاثير تستوسترون بر سلول هاي عصبي مغزي مسوول زنانه يا مردانه شدن مغز در نواحي مانند هيپوتالاموس است و مغز زنانه يا مردانه را شکل مي دهد.

اين عوامل پيش از تولد بود، آيا پس از تولد هم عواملي وجود دارد که باعث ابتلا يا تشديد اين حالت بشود؟

بله، اصولاً کسب هويت زنانه يا مردانه در انسان بيشتر تابع مسائل پس از تولد است تا قبل از تولد. احساس متعلق بودن به جنس مرد يا زن بيشتر نتيجه تعاملات ميان کودک و ارزش ها و نگرش هاي والدين است. از دخترها انتظار مي رود رفتاري لطيف و ملايم داشته باشند، عروسک بازي کنند و… از پسرها رفتار پرجنب و جوش، حتي خشن و بازي هايي چون شمشيربازي، تفنگ بازي و… که اين نقش ها به مرور در ذهن کودکان نهادينه و به الگو تبديل مي شود. يکي از علل اختلال هويت جنسي آن است که والدين يا ساير افراد مهم زندگي، کودک را تشويق به رفتارهاي جنس مخالف مي کنند، مثلاً لباس جنس مخالف را به او مي پوشانند و او را تشويق به بازي هاي جنس مخالف مي کنند.

هدف اصلي راه اندازي اين مرکز چه بوده است و اکنون چه خدماتي را به اين قشر از جامعه ارائه مي کند؟

نمي توان منکر وجود اين بيماران در جامعه شد، همچنين عدم حمايت اين افراد از سوي هيچ ارگاني، حتي نهادي چون خانواده و آسيب هايي که ممکن است عوارض اين بيماري بر سلامت فرد و اجتماع داشته باشد، سازمان بهزيستي را به فکر حمايت از اين افراد و راه اندازي اين دفتر انداخت.

اما خدماتي که در اين مرکز ارائه مي شود، شامل اطلاع رساني به معناي راهنمايي و هدايت مراجعان، جهت نحوه آغاز سيکل درمان، اقدام به اخذ مجوز پزشک قانوني در دوراني که مددجو تحت روان درماني است و مشاوره با خانواده مددجو از جمله مهمترين اقداماتي است که اين مرکز در اختيار افراد ترانس سکشوال قرار مي دهد.

به نبود حمايت اين افراد از سوي خانواده هاي خود اشاره کرديد. چرا خانواده ها بيماري فرزندان خود را نمي پذيرند و مثل ساير بيماري ها جهت بهبود فرزندان خود تلاش نمي کنند؟

متاسفانه در جامعه ما چون شناخت صحيحي از مشکل اين افراد وجود ندارد، جامعه آنان را نه به عنوان بيمار، بلکه به عنوان منحرفان اجتماعي قلمداد مي کنند، اين ذهنيت غلط و اشتباه اثر خود را بيشتر در خانواده نشان مي دهد، مثلاً خانواده ها عنوان مي کنند که چگونه مي توانيم افراد فاميل را نسبت به اين بيماري توجيه کنيم؟ از سويي چون علايم اين بيماري در سن بلوغ بروز پيدا مي کند، پذيرش آن از سوي خانواده ها سخت تر صورت مي گيرد، شايد اگر در دوران کودکي خانواده ها، رفتارهاي غيرعادي کودکان را تشخيص دهند، بيماري فرزندان خود را زودتر پذيرا شوند. البته من مشکل اصلي را در خانواده ها نمي بينم، تصور من اين است که اين مشکل فرهنگي است، تغيير نگاه جامعه و افراد بسيار سخت و زمان بر است که در اينجا اهميت نقش رسانه ها دوچندان مي شود زيرا کارکرد اصلي توليد فرهنگ و آگاهي بخشي بر دوش آنها است.

وقتي شما با خانواد ه ها در خصوص بيماري فرزندان شان صحبت مي کنيد، معمولاً خانواده ها چه عکس العملي نشان مي دهند؟

عکس العمل خانواده ها يک رابطه مستقيم با ميزان تحصيلات، موقعيت اجتماعي و فرهنگي آنها دارد، هر چه ميزان فرهنگ خانواده ها بالاتر باشد، راحت تر با بيماري فرزند خود کنار مي آيند، اما مشکل آنجا است که اکثر خانواده هاي جامعه ما داراي چنين موقعيتي نيستند، براي همين مشاوران ما با خانواده هاي آنان صحبت مي کنند، خانواده ها احساس مي کنند که ما مي خواهيم آنها را توجيه کنيم.

نحوه آشنايي TSها با اين مرکز چگونه است؟

به خاطر شرايط اجتماعي که در آن خصوص صحبت کرديم، بچه ها معمولاً راحت تر يکديگر را پيدا مي کنند، زيرا احساس مي کنند جز خود آنها کسي قادر به درک شرايط و بيماري آنها نيست و آنها اين مرکز را به همديگر معرفي مي کنند.

به جز خدماتي که اشاره کرديد، مرکز خدمات ديگري را در اختيار مددجويان قرار مي دهد؟

از ديگر خدماتي که در اين مرکز عرضه مي شود، مي توان به آموزش مهارت هاي زندگي اشاره کرد، زيرا اين افراد قصد دارند از هويت ظاهري خود فاصله بگيرند و در قامت هويت تازه يي خود را در جامعه نشان بدهند، اين دگرديسي هويتي گاهي بسيار سخت و پيچيده است که لازم است در اين زمينه به افراد کمک شود. از ديگر امکانات اين مرکز، امکان اسکان موقت بچه هاي TS است زيرا اين تنها مرکز در سطح کشور است که خدماتي را در اين راستا عرضه مي کند و طبيعتاً بخشي از مراجعان ما از ساير نقاط کشور است. همچنين کمک هزينه درمان و جراحي بچه ها، کاريابي و حرفه آموزي از ديگر خدمات مرکز است.

مراجعان اين مرکز بيشتر از چه مناطقي از کشور هستند؟

بستگي به بافت اجتماعي و بومي استان ها دارد، مثلاً در استان هايي که ديدگاه هاي متعصبانه تر و بسته تري دارند، ترانس سکشوال ها فرصت عرضه بيماري خود و تلاش براي بهبودي آن را ندارند. اما اغلب TSها را افراد ساکن استان تهران تشکيل مي دهد.

پذيرش بيماران TS به چه صورت است؟

اولين مرحله پذيرش روانکاوي از اين افراد است زيرا بعضاً از ميان افرادي که به اين مرکز مراجعه مي کنند، هستند کساني که داراي اختلال جنسيتي نيستند و پس از تاييد روانکاو و روان پزشک، وضعيت اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي فرد بررسي مي شود. از همان زمان شروع، مشاوره و گفت وگو با خانواده فرد متقاضي و آگاه سازي آنها نيز صورت مي گيرد. پس از گذشت اين مراحل جهت گرفتن تاييديه پزشک قانوني مرکز اين افراد را معرفي مي کند. از زمان صدور مجوز تغيير جنسيت فرد، 6 ماه رفتار مددجو زير نظر پزشکي قانوني است، تا در اين مدت زماني مشخص شود که آيا اين افراد آمادگي تغيير جنسيت و هويت را دارند يا خير. وقتي اين مراحل پشت سر گذاشته شد بيمار مي تواند براي عمل و جراحي اقدام کند.

چرا ايران را بهشت TSها در منطقه معرفي مي کنند؟

اين جمله يي است که خود بچه هاي TS به کار مي برند و اين موجب خوشحالي ما است و اميدواريم قدم هاي بهتري را براي کمک و درمان آنها برداريم. واقعيت آن است که روشن بيني و نگاه بازي که امام خميني(ره) داشت، موجب شد ايشان اين افراد را نه گناهکار بلکه بيمار بدانند. تا پيش از آن براي اين افراد بدون هيچ گناهي جرم و مجازاتي درنظر گرفته مي شد، اما ديدگاه حضرت امام(ره) باعث شد اين قشر جامعه زندگي دوباره يي بيابند و فرصت درمان خود را پيدا کنند. ايران تنها کشوري در منطقه است که براي اين افراد شناسنامه جديد صادر مي کند زيرا اين افراد دوست دارند وقتي هويت تازه يي به دست آوردند، شناسنامه جديد و منطبق با هويت جديد را نيز داشته باشند. البته تا چندي پيش در شناسنامه جديد درج مي شد که اين فرد سابقاً با اين نام و جنسيت بود ولي اکنون تغيير نام و جنسيت داده است که اين باعث بروز مشکلاتي براي اين افراد مي شد، گام مهمي که برداشته شد اين بود که اين توضيح از شناسنامه ها حذف شود.

با انجام عمل جراحي مشکل فرد ترانس سکشوال حل مي شود؟

با انجام اين عمل فرد از لحاظ روحي به احساس خوبي دست مي يابد، در واقع گمشده خود را پيدا مي کند اما آنچه که موجب نگراني آنها است نحوه عمل جراحي است.

چرا پزشک متخصص در اين زمينه وجود ندارد؟

ما پزشک داريم و هم اکنون هم بيشتر عمل ها در کشور صورت مي گيرد، اما مساله بعدي اين است که همه اين حمايت ها را از سازمان بهزيستي طلب مي کنند، در حالي که من فکر مي کنم متولي اين بخش وزارت بهداشت است و اين چون يک مشکل جامع است احتياج به مشارکت کل سازمان ها و نهادهاي اجتماعي دارد، نهادهايي چون تامين اجتماعي، سازمان فني و حرفه يي جهت آموزش اين افراد تا توانمند شوند و بتوانند به راحتي در اجتماع زندگي کنند.
منبع: روزنامه اعتماد

Filed under: آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, بیماریهـای مقاربتـی

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,636,846 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: