بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

شكل گیری هويت جنسي زنان

گفت‌وگوبادكتر عفت‌السادات مرقاتي خويي، متخصص رفتارشناسي جنسي(سكسولوژيست)

 

امروزه نقش فرهنگ اجتماعي بر امور جنسي افراد جامعه، بخصوص در ميان زنان، انكارناپذير است. بسياري از مفاهيم سلامتي زنان به فرهنگ و عوامل اجتماعي وابسته است. مثال زندة اين گفته بيماري ايدز و عفونت‌هايي است كه از طريق تماس جنسي منتقل مي‌شوند. اما فرهنگ چگونه مي‌تواند بر شكل‌گيري هويت جنسي و ادراك جنسي در دوران كودكي تأثيرگذار باشد؟ دكتر عفت‌السادات مرقاتي خويي، دانش‌آموخته رفتارشناسي جنسي (سكسولوژيست) استراليا، در اين گفت‌وگو، به تأثير فرهنگ حاكم بر خانواده‌ها در اين تعامل اشاره مي‌كند. او در شماره‌هاي آتي، در گفت‌وگو با زنان به شكل‌گيري هويت جنسي در دوران نوجواني، بلوغ و نيز سالمندي خواهد پرداخت.

 

ý خانم دكتر، شما فرهنگ و عوامل اجتماعي را در شكل‌گيري مفاهيم و ادراكات جنسي، بخصوص در ميان زنان، تا چه اندازه تأثيرگذار مي‌دانيد؟ ناديده گرفتن اين متغيرها سلامت جنسي زنان را به خطر نمي‌اندازد؟

 

○ به نام خدايي که زن و مرد را آفريد تا در کنار همديگر به سکون و آرامش برسند. به عقيدة بيشتر نظريه‌پردازان، امور جنسي و مفاهيم مرتبط با آنها پديده‌هايي مستقل يا صرفاً محصول فشارهاي موجود در جامعة انسان‌ها نيستند، بلکه جامعه در ساختار و شکل‌گيري آنها كاملاً مؤثر است.* جامعه‌شناسان اثبات كرده‌اند كه ميان امور جنسي؛ قوميت و تنوع فرهنگي ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. اما به‌نظر مي‌رسد آن بخش از اين تفكر كه به سلامت جنسي زنان مربوط مي‌شود به‌درستي بررسي نشده است. به محض طرح مسائل جنسي، فوراً بيماري‌هاي مربوط به امور جنسي مثلاً ايدزو عفونت‌هايي كه از طريق تماس جنسي منتقل مي‌شوند، يا مشكلاتي مانند ايمپوتنسي (ناتواني جنسي) و انزال زودرس تداعي مي‌شود. طبيعي است نحوة درك افراد از مسائل و مشكلات جنسي بر الگوي مراجعة آنها به مركز طبي و دريافت خدمات بهداشتي تأثيرگذار است. همين الگوها شيوه‌هاي درماني را هم تا حدودي متأثر مي‌كند. به‌نظر من، در كشورمان الگوهاي مددجويي براي مشكلات جنسي تعريف‌شده نيستند. به‌نظر مي‌رسد كمك خواستن براي حل مشكلات جنسي از الگوي اجتماعي خاصي پيروي مي‌كند، مانند اولويت دادن به حفظ آبروي اجتماعي بر سلامت جنسي.

 

ý منظورتان از الگوي اجتماعي «اولويت آبروي اجتماعي» چيست؟

 

○ البته اين فقط يكي از الگوهاي تأثيرگذار بر نحوة مددجويي مردم در مسائل جنسي است. از آنجايي که صحبت کردن در مورد مسائل جنسي هميشه با شرم و حيا همراه بوده، اگر فردي انحراف جنسي يا مشكلي داشته باشد و بخواهد با پزشكي مشورت كند، بيشتر از سلامت خود به اين فكر مي‌كند كه آبرويش در جامعه به خطر مي‌افتد. اين موضوع باعث مي‌شود كه او نتواند به‌موقع از متخصص كمك بگيرد. طبيعي است اين‌گونه فرهنگ اشاعة پنهان‌كاري را به‌ دنبال دارد. بايد پذيرفت كه قالب فرهنگي موضوعات جنسي در جامعة ما رفتارهاي مددجويانة مردم، بخصوص زنان و دخترانمان، را در مورد مشكلات جنسي به‌شدت تحت تأثير قرار داده است. در بعضي جوامع، فرهنگ و تعاملات اجتماعي رفتارهاي جنسي را در قالب خاص براي افراد تعريف مي‌كند و دستورالعمل خاصي براي زندگي جنسي روزمرة آنها تعيين مي‌كند.

 

ý به تفاوت ميان نحوة ادراك افراد با فرهنگ‌هاي متفاوت از امور جنسي اشاره كرديد. اين تفاوت در ميان افراد يك جامعه هم ديده مي‌شود؟

 

○ بله، زندگي هر فرد به‌تنهايي تحت تأثير عوامل گوناگوني است و همين باعث تفاوت خواهد بود. پس نمي‌توان براي زندگي جنسي افراد يك جامعه فرمولي واحد تعريف كرد. اگر كمي عميق به موضوع نگاه كنيم، آن را بهتر درك خواهيم كرد.

 

ý اگر ممكن است از دوران کودکي شروع کنيد. رشد هويت جنسي کودکان چگونه و چه زماني شکل مي‌گيرد؟

 

○ از من زياد سؤال مي‌شود که آيا مسائل جنسي براي کودکان هم مطرح است؟ چون بعضي‌ها کودكان را موجودات بري از رفتارهاي جنسي مي‌دانند. تکامل جنسي حتي از دوران جنيني شروع شده و فرهنگ هم عامل اصلي در چگونگي شكل‌گيري آن است.

 

ý چه عوامل ديگري در شكل‌گيري هويت جنسي در دوران كودكي مؤثر است؟

 

○ امروزه بر تأثير خانواده و جامعه بيشتر از عوامل جسمي تأکيد مي‌شود. طبق يافته‌هاي من در تحقيقاتم، مسئوليت‌هاي تعيين‌شده براي پدر و مادر در خانواده، چه در ساختار پدرسالار و چه در ساختار مادرسالار، بر هويت جنسيتي كودك تأثير بسيار دارد. مثلاً در خانوادة پدرسالار، پسر از همان كودكي ياد مي‌گيرد كه مدام قدرت خود را تقويت كند و به نمايش بگذارد و خارج از خانه فعاليت داشته باشد. دختر هم مدام كارهاي مادر را در خانه تقليد مي‌كند و فضاي محدود خانه را حوزة فعاليتش مي‌داند. به عبارتي، جامعه با قضاوت خود دربارة ويژگي جسمي، نقش جنسيتي کودک را تعيين و او را به جامعه پسر يا دختر معرفي مي‌کند و فرد ناچار از پذيرش آن نقش است. با علم به اينکه هويت جنسي و هويت جنسيتي دو مفهوم جداگانه است، امروزه اعتقاد بر اين است که شکل‌گيري هويت جنسي اساساً در دورة بلوغ کامل مي‌شود؛ زماني که محيط و جامعه به‌گونه‌اي متفاوت با او رفتار مي‌کند. دو تجربة بارز در دوران کودکي تا بلوغ بر هويت جنسي مؤثر است: اول، شيوة برخورد با نامگذاري رفتارهاي کودک، به‌ويژه عکس‌العمل بزرگسالان به رفتارهايي که جنسي تلقي مي‌شوند. دوم، هويت جنسيتي مبتني بر تصميم‌گيري اجتماعي مبني بر مذکر يا مؤنث بودن کودک. البته بعضي از نظريه‌پردازان بر تأثير ساختار شخصيتي کودک در ادراک جنسي وي نيز تأکيد دارند و بعضي ديگر بر يادگيري اجتماعي تأکيد مي‌کنند. در جوامع با قيود و ملاحظات جنسي، هويت جنسي ارتباط مستقيم با هويت و نقش جنسيتي کودک دارد و هرگونه تفاوت بين اين دو هويت انحراف و بيماري محسوب مي‌شود. تأييد اين موضوع بخشي از يافته‌هاي من است که ساختار هويت جنسي زنان شرکت‌کننده در مطالعه تعريفي مستقل از مفاهيم جنسي را ارائه نمي‌دهد. اين پديده براي زن فقط طي عمل جنسي با حضور مرد معنا پيدا مي‌کند. اگر دقت کنيم در صورت حضور نداشتن مرد در زندگي زن، نقش جنسي آن زن فراموش خواهد شد. درحالي‌که رفتار جنسي بخشي از هويت زن است، مستقل از هرگونه واسطه. من اين را با عنوان نظرية «خودفراموشي جنسي» (sex-negation self-) به‌عنوان شاخه‌اي از ادراک جنسي اين زنان ارائه داده‌ام. اگر مايل بوديد دربارة اين موضوع مفصلاً در فرصت ديگر بحث مي‌کنيم.

 

 

ý شخصيت خود كودك چگونه در درك جنسي او مؤثر است؟

 

○ بسياري از شركت‌كنندگان در تحقيق من معتقد بودند كه يك دختر ذاتاً دختر به‌ دنيا مي‌آيد، بنابراين شخصيتش هم شخصيت دختر است. در بحث‌هاي بعدي اشاره خواهم كرد كه اين تفکر چه تأثيري در درك و تجربه‌هاي جنسي آنان در دوران نوجواني و ارتباط با جنس مخالف گذاشته بود.

 

 ý كودكان چگونه مفاهيم جنسي را از همسالانشان ياد مي‌گيرند؟

 

○ خانواده‌ها نبايد اين موضوع را ناديده بگيرند كه كودكان با كنجكاوي مفاهيم دريافتي از بزرگسالان را با دوستان و همسالانشان در ميان مي‌گذارند و تعبير و تفسير مي‌کنند كه اغلب اوقات هم مفاهيم به‌غلط ياد گرفته مي‌شود. البته اين جمله به اين معنا نيست كه مادران بايد به‌وضوح مسائل جنسي را به دختران كوچك خود آموزش دهند، بلكه هشداري است كه بدانند جداسازي آگاهانة كودكان از جمع بزرگسالان آنها را دچار کنجکاوي، سردرگمي و گيجي در هويت جنسي‌شان خواهد كرد. درست نيست که آگاهي جنسي کودکانمان را به فطرت و تجربه‌هاي دوران بزرگسالي‌شان موکول کنيم. منظورم در اينجا از مسائل جنسي موضوعات ساده‌اي مثل قاعدگي، قسمت‌هايي از بدن با مفهوم جنسي و يا مثلاً لباس‌هاي زير زنانه است. بسياري از مادران كودكانشان را از اين مباحث دور نگه مي‌دارند با تصور اينكه نكند به خطر بيفتند.

 

 ý چطور ممكن است به خطر بيفتند؟

 

○ متأسفانه باورهاي غلطي در فرهنگ ما وجود دارد. خانواده‌ها با پيروي از اين دستورالعمل‌هاي فرهنگي، در رشد شناختي و تكامل جنسي كودكان دخالت مي‌كنند و ناخواسته شِماي جنسيتي كودكانشان را عوض مي‌كنند. ادراكات جنسي در طول زندگي انسان‌ها اتفاق مي‌افتد. اجازه بدهيد مثال بزنم. فرض كنيد شما مفهومي مثل دزدي را با باز كردن مخفيانة كيف ديگران به كودكي سه ساله ياد بدهيد. اگر چند روز بعد، از او بخواهيد كه اين كار را برايتان معني كند، خواهد گفت دزدي. اگر در چهل سالگي هم چنين توضيحي را بخواهيد، خواهد گفت دزدي. اما در مورد مفاهيم جنسي چنين نيست. مفاهيم جنسي در طول زندگي فرد ـ متأثر از عوامل مختلف ـ متناسب با رشد و تكامل او شكل مي‌گيرند. بنابراين مراحل رشد و تكامل جنسي در دوران كودكي كاملاً با دوران نوجواني و بزرگسالي متفاوت است. با يك مثال مي‌خواهم خوانندگاني را كه در مورد رفتارهاي جنسي كودكان حساسيت خاص دارند متوجه اين حقيقت بكنم كه درك مفاهيم جنسي در هر مرحله از زندگي با تجربه ميسر است. براي كودكي سه ساله تجربة قاعدگي غيرممكن است. در شرايط عادي، در نتيجة مواجهة كودك با پديده‌هاي جنسيِ بي‌ارتباط با رشد و تكاملِ شناختي، خطري متوجه او نخواهد شد. لذا تصور نشود كه با دادن اطلاعات غيرواقعي به كودك او را از به‌اصطلاح خطر مصون نگه داشته‌ايم! پاسخ صحيح به كنجكاوي‌هاي كودك در مواردي كه براي من و شما مفهوم جنسي دارد براي او خطر محسوب نمي‌شود، چون درکي از آن مفاهيم ندارد. البته اين به اين معني نيست که خانواده‌ها، بدون ملاحظه و هوشياري، کودک را در معرض مباحث و مناظر جنسي قرار دهند. بايد تذكر بدهم كه اگر كودكان در معرض صحنه‌هاي جنسي قرار بگيرند يا آزار جنسي ببينند، بي‌شك آسيب‌هاي جدي خواهند ديد.

 

 ý به‌نظر شما، بايد به كودكانمان اجازه بدهيم كه آگاهي و هوشياري جنسي داشته باشند؟

 

 ○ باورها و ساختار فرهنگي بيشتر گروه‌ها در ايران هرگونه هوشياري جنسي را در كودكان نفي مي‌كند. زيرا تصور بر آن است كه باعث بيدار شدن زودرس جنسي كودكان مي‌شود. يكي از نظريه‌هاي مطرح در زمينة نقش آگاهي جنسي در تكامل جنسي كودكان يادگيري و رشد اجتماعي است. نظرية ديگر، خلاقيت در كودكان است. باور بر اين است كه اگر كودكان هوشياري جنسي داشته باشند، مسائل جنسي را ياد مي‌گيرند و اين دانسته‌ها آنها را به خيال‌پردازي وامي‌دارد و نهايتاً به‌دنبال تجربه خواهند رفت. چنين تفکري هوشياري جنسي در كودكان را بسيار خطرناك مي‌داند. نظرية ديگر، افكار جنسي و پنداشت بدني است. مثلاً اگر كودكي در جمع بزرگسالان دربارة امور جنسي حرفي بشنود، در تنهايي خود به آنها فكر مي‌كند و در نتيجه افكار منفي به مغزش هجوم مي‌آورد. او در ادامه افكار منفي را روي بدنش متصور مي‌شود. اعتقاد بر اين است كه افكار جنسي و تصورات جنسي چرخه‌اي را مي‌سازند كه يكديگر را تقويت مي‌كنند. اما من معتقدم كه زندگي جنسي انسان بر مبناي يادگيري اجتماعي و تجربه‌هاي فردي پيش مي‌رود و نه بر مبناي خلاقيت و روياپردازي. اگر كودكان ما در معرض صحنه‌هاي جنسي قرار نگيرند و آموزش‌هايي كه به آنها داده مي‌شود متناسب با رشد و تكامل شناختي و جسمي كودك باشد، تصورات ذهني ما بزرگسالان در قالب فكري جنسي كودكان جا نمي‌گيرد. موضوعي كه بيش از همه كودكان مؤنث در مورد آن خيال‌پردازي مي‌كنند شايد مادر شدن و بارداري است ـ چيزي كه در بافت فرهنگي‌شان بر آن تأكيد بيشتري مي‌شود. به‌نظر من، اگر كودكي تصور بكند كه كودكي در شكم دارد و آنكه اين كودك از كجا خارج مي‌شود، براي وي فقط معنا و مصداق جسمي دارد نه جنسي. آيا واژن براي ما بزرگسالان و كودكان مفهوم يكساني دارد؟ نه، ممكن نيست، مگر، همان‌طور كه پيش‌تر گفتم، كودك تجربة آزار جنسي داشته باشد. اندام‌هاي تناسلي براي كودك نه مفهوم جنسي بلکه شناختي‌ـ‌تکاملي دارد. درحالي‌كه اين واژه‌ها براي ما بزرگسالان مفهوم جنسي دارد.

 

 ý اين طرز فكر كه كودك موجودي بي‌گناه و مانند پارچه‌اي سفيد و بدون لك است كه فكر كردن به مسائل جنسي او را گناه‌آلود مي‌كند چقدر صحيح است؟

 

 ○ چنين تفكري بين افراد نشان مي‌دهد كه آنها پرداختن به موضوعات جنسي را گناه مي‌دانند و به مفهوم آلايندة پاكي‌ها به آن نگاه مي‌كنند. طبيعي است كه اگر فكر كردن به موضوعات جنسي گناه قلمداد شود، هيچ بي‌گناهي، چه در دوران كودكي، چه نوجواني و حتي بزرگسالي حاضر نخواهد شد به گناه آلوده شود. بيشتر افراد صحبت دربارة مسائل جنسي را گناه تلقي مي‌كنند زيرا از كودكي چنين تفكري به آنها القا شده است. طبق يافته‌هاي تحقيق من، آموزش جنسي كودكان در ساختار فرهنگي بعضي از ما جايي ندارد و نمي‌پذيريم كه افكار جنسي آنها از ويژگي‌هاي رشد و تكامل دوران كودكي است. ما بايد بتوانيم رشد و تكامل كودكانمان را به مسير طبيعي سوق دهيم.

 

ý كودك در چه زماني جنسش را درك مي‌كند؟

 

○ عوامل بسياري تعيين‌كننده است، ازجمله ويژگي‌هاي رشدي کودک، بستر خانواده و محيط. بعضي بر يادگيري در محيط مانند نظرية شِماي جنسيتي و بعضي بر تأثير هورمون‌ها اشاره دارند. اين رشد شناختي در ضمير ناخودآگاه كودك اتفاق مي‌افتد که در جامعه با آموزه‌هاي فرهنگي جهت و سو پيدا مي‌کند. «من زن» يا «من مرد» معمولاً بعد از بلوغ شکل مي‌گيرد. اهميت گفتة من در اين موضوع است كه اگر آگاهانه يا ناآگاهانه جلو رشد و تكامل جنسي كودك را بگيريم، تئوري شِماي جنسيتي كودك را مختل کرده‌ايم. مسلماً دختربچه‌ها يا پسربچه‌ها تجربه‌هايي در طول زندگي کسب مي‌کنند كه به تمايز جنسي آنها كمك مي‌كند مانند جست‌وجو براي شناسايي آلت تناسلي همبازي خود در سه‌ـ‌چهار سالگي و يا بازي کردن نقش پدر و مادر. اگر جلو اين تجربه‌هاي طبيعي گرفته شود، در ايجاد شماي جنسيتي و در نتيجه شكل‌گيري هويت جنسي اشكال ايجاد مي‌شود.

 

 ý تفكر ترجيح كودك پسر بر دختر كه در برخي از خانواده‌ها حكمفرماست چه تأثيري بر درك جنسي دختر در بزرگسالي دارد؟

 

 ○ اثر زيادي دارد. يافته‌هاي من نشان داده كه بعضي از زنان ويژگي‌هاي رفتاري مردانه پيدا کردند، اکثراً بي‌علاقگي به جنس مرد را نشان مي‌دادند و بعضي در زندگي جنسي‌شان غيرفعال بودند، زيرا خودشان را زيرمجموعه‌اي از جنس مرد يا برآمده از جنس مرد مي‌دانستند. بارزترين اثر در زنان اين بود که در روابط جنسي تفكر «مردمحوري» را نهادينه کرده بودند. اين تفكر با «مردسالاري» متفاوت است که در فرصت‌هاي آتي بحث خواهيم کرد. بنابراين در خانواده‌هايي كه جنس پسر را ترجيح مي‌دهند، اين رفتارشان خودپنداري جنسي كودكان دختر را متأثر مي‌کند.

 

 ý به‌نظر شما، الگوي تعريف‌شده‌اي براي ساختار هويت جنسي درجوامع ايراني وجود دارد؟

 

 ○ مطالعات من الگوي خاص فرهنگي براي مديريت رفتارهاي جنسي كودكان نشان نمي‌دهد غير از باورهايي که به قرن‌ها قبل برمي‌گردد که اشاره شد: کودکان بي‌گناه‌اند و بايد از موضوعات جنسي دور نگه ‌داشته شوند؛ براي پيشگيري از هوشياري جنسي زودرس، کودکان نبايد آگاه شوند و از اين قبيل نظرها که امروزه مورد قبول متخصصان نيست. ببينيد اين واقعيتي است که كودكان پديده‌هاي جنسي خود را که در مسير رشد و تکاملشان به‌وقوع مي‌پيوندد تعبير و تفسير مي‌كنند و بر مبناي كدهاي فرهنگي، نقش‌ها و رفتارهاي مشاهده‌شده و نحوة مديريت والدين خود اين تعبير و تفسيرها را به عرصة تجربه مي‌گذارند. يعني ما چه بخواهيم چه نخواهيم، كودكان رشد جنسي خود را خواهند داشت و كسي نمي‌تواند اين روند را متوقف كند. سرپوش گذاشتن روي مفاهيم جنسي و تعريف نكردن الگوهاي صحيح فرهنگي باعث مي‌شود كه آنها اين رفتارها را به‌غلط تعبير و تفسير و در نهايت به غلط تجربه كنند که گاهي عوارض جبران‌ناپذير به‌جا مي‌گذارد که نه‌تنها خود فرد بلکه سلامت جامعه را به خطر مي‌اندازد. كودكان در جامعه، خانواده و مدرسه دربارة جنس و مسائل جنسي آگاهي خواهند يافت. آنها در تعامل با همسالان خود نقش‌هاي جنسي را به اجرا مي‌گذارند. افراد مؤثر در اين آگاهي جنسي در درجة اول والدين‌اند. با كمال تأسف به‌نظر مي‌رسد که در جامعة ما والدين كمترين نقش را در آموزش جنسي كودكانشان دارند. درحالي‌که محققان ثابت کرده‌اند والدين اولين آموزگاران مفاهيم جنسي کودکانشان هستند. معلمان افراد ديگري هستند كه در الگوپذيري كودكان بسيار مؤثرند.

 

 ý درك ناكافي جنسي در دوران كودكي چه مشكلاتي را در آيندة فرد ايجاد مي‌كند؟

 

 ○ يادگيري غيراصولي و نادرست مسائل جنسي در كودكي باعث ايجاد باورهاي غلط و تصورات مخدوش جنسي در فرد مي‌شود و در زندگي جنسي او عواقب منفي دارد. اختلال در درك جنسي يك دختربچه از بدن خود و ماهيت جنسي‌اش در تعاملات بين‌فردي‌ـ‌اجتماعي او در مراحل بعدي زندگي كاملاً مؤثر است. درك ذهني كودك از مؤنث بودن به‌عنوان نماد زيبايي که مي‌تواند محرک جنسي مردان باشد، موجودي فريبگر يا موجود جنسي آسيب‌پذيري که هميشه در خطر تهاجمات جنسي است باعث خودپنداري منفي، احساس ناخوشايند دربارة اندام‌هاي جنسي زنانه و مهار كردن احساسات زنانه و حتي جنسي در مراحل بعدي خواهد شد. اين افراد اغلب در بزرگسالي و در ارتباط با جنس مخالف و تماس بدني‌ـ‌جنسي احساس ناامني و ناراحتي خواهند كرد. نتايجِ خلأ الگو‌هاي صحيح فرهنگي در سطح جامعه تبعيض‌هاي جنسيتي و معضلاتي نظير خشونت با زنان، و آزار و تجاوز جنسي است. مثلاً فرض كنيد كه با پديدة طبيعي رشد پستان يک دختر در سنين بلوغ برخورد صحيحي نشود. نتيجة چنين برخوردي شكل‌گيري تصورات بدني غلط و شرم‌آوري است كه در آينده مشكلات زيادي براي او ايجاد مي‌كند، مثلاً اگر در خيابان با تهاجم و آزار روبه‌رو شود، چون «پستان» را ارگاني شرم‌آور مي‌داند، صحبت دربارة آن برايش خجالت‌آور است و اين موضوع را هرگز گزارش نخواهد داد. خانم‌هايي به من مراجعه مي‌كنند كه مورد آزار يا تجاوز جنسي قرار گرفته‌اند ولي وقتي از آنها مي‌پرسم چرا اقدامي نکردند، بحث آبروي اجتماعي را پيش مي‌كشند.

 

 ý آبروي اجتماعي؟

 

 ○ اجازه بدهيد موضوع را بيشتر باز كنم. در فرهنگ ما به اين زن از دوران كودكي القا شده است كه بايد خودش را مسبب اين آسيب اجتماعي بداند. يعني اگر او دختر نبود و «پستان» نداشت، به خيابان نمي‌آمد و آن مهاجم هرگز هوس تهاجم به سرش نمي‌زد. چنين پنداشتي از بدن و اندام زنانه مسلماً ريشه در دوران كودكي دارد.

 

 ý آموزش‌هاي جنسي دوران كودكي چگونه بايد باشد؟

 

 ○ اجازه مي‌خواهم که در جلسه‌اي جداگانه در اين باره مفصل صحبت كنم. به‌اجمال مي‌گويم كه آموزش‌هاي جنسي بايد مبتني بر تكامل فرد و ساختار فرهنگي جامعه باشد. اين آموزش‌ها در دوران كودكي بايد جامع و قابل درك باشد. باورهاي غلط بايد كنار گذاشته شود و باورهاي صحيح تقويت شود تا بتوان آرام‌آرام آموزش جنسي درستي به خانواده‌ها و جامعه داد. بايد بپذيريم که باورهاي فرهنگي غلط دربارة کودکان،که آنان موجوداتي غيرجنسي‌اند، باعث شده كه بسياري از كودكان ما از لحاظ رشد و تكامل جنسي وضعيت مطلوبي نداشته باشند. در پايان به خوانندگان عزيز پيشنهاد مي‌كنم، با گرفتن اطلاعات از منابع آگاه، به كودكانشان كمك كنند تا مسير طبيعي رشد و تكامل جنسي را طي كنند. اين باعث مي‌شود آنها در بزرگسالي زندگي جنسي سالم و بهينه داشته باشند.

مجله زنان

 

 

 

Advertisements

دسته‌بندی شده در: آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, بیماریهـای مقاربتـی, روانـشناسی و خـانـواده, زنـان و زایـمـان

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,602,303 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: