بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

نقشک

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

بافت قديم و عمارت هاي تاريخي كميش تپه

نعمت الله آرميده

گمیشان : شهر پدیده ای تاریخی است و نمی تواند با پیشینه خود قطع ارتباط کند و بی شک بخش عظیمی از این تاریخ در بافت های تاریخی که مجموعه ای از آثار گرانبهای فرهنگی ،معماری و شهرسازی می باشند تجلی می یابد،که امروزه با ورود فرهنگ جدید شهرسازی می روند که به کلی از زمینه وسیمای شهر ها حذف شوند، مجموعه ای که در بردارنده هویت فرهنگی – تاریخی  وسیر تحولات حیات مدنی هر سکونتگاه هستند.

 

شهر كميش تپه به عنوان یکی از شهرهای شهرستان ترکمن از جمله شهر های حاشیه خزرعلاوه بر هویت فرهنگی – تاریخی و سیر تحولات مدنی ،به دلیل مسائل خاص اقلیمی و طبیعی چند گانه ، موقعیت استقرار ،دلایل سیاسی استقرار و سپس دلایل اقتصادی توسعه ، دارای سیر تحول خاصی به لحاظ ساختار معماری و شهرسازی و موضوعات مرتبط با آن از جمله مسائل اجتماعی واقتصادی می باشد.بیشترین جلوه گری این تحولات در ناحیه تاریخی شهر،که در بردارنده نکات ظریف و مهمی است نمایان گشته است.

 

چندی پیش هفته نامه صحرا در یک حرکت بسیار جالب مقاله ای در خصوص بافت قديم و عمارت هاي تاريخي كميش تپه به قلم  جناب آقای نعمت الله آرميده را در چند قسمت به چاپ رساند ما نیز بر آن شدیم تا این مقاله را در چند مرحله در سایت قرار دهیم. از سردبیر محترم هفته نامه صحرا جناب آقای حاج حمید کمی نیز بخاطر همکاریشان تشکر می نمائیم.

 

محله ها و بافت هاي قديمي شهرها، محصول ذوق و تجربة هزاره ها و نسلهايي است كه سينه به سينه تجربه هاي ارزشمند و گرانبهاي خود را منتقل كرده اند. در عصر ما، فروپاشي محله هاي قديمي و روي آوري به بناها و ساختارهاي جديد بصورت يك جنبش نو شهرها همه جا را فرا گرفته است. اين تجددطلبي به مرور راه به جنون و آشفتگي مي برد و محصول اين رويكرد ديوانه وار در عصر ما، بناها و شهرهايي است كه فاقد هويت بومي و فرهنگي مشخص مي باشند و پيش از آنكه انس و الفتي با آدمي برقرار كنند باعث از خودبيگانگي و افسردگي انسان ميشوند. به همين دليل، انسان معاصر دريافته است كه توجه به ميراث غني پيشينيان  نه يك حركت ارتجاعي، بلكه يك نياز حياتي است و نمي توان به آساني دستاوردهاي بشر در طول هزاره ها را از هم پاشاند و به مدرنيسم ديوانه وار دامن زد. احياء محله ها و بافت هاي قديمي شهرها كه بصورت يك جنبش جهاني درآمده است واكنش طبيعي انسان معاصر در پاسخ به شتابزدگي و مدرنيسم افراطي سده هاي اخير است و امروزه بر ماست تا با حسن تدبير و مآل انديشي لازم سعي در حفظ و نگهداري و مرمت فضاي سنتي و تاريخي خود برآييم.

 

*  *  *

 

   اگر به نقشة جغرافيايي كشور عزيزمان ايران نظري بيافكنيم در شمالي ترين نقطة آن، و در منتهي اليه شمال غربي استان گلستان و به فاصلة 55 كيلومتري شمال غرب شهر گرگان و در كرانة شرقي درياي خزر، در جوار آثار جزيره و شهر آبسكون و انتهاي ديوار تاريخي قزل آلانگ( ديوار اسكندر) با تمام خاطره ها و فراز و نشيب هاي تاريخي خود، نام شهري توجه مان را به خود جلب ميكند.كه در دامن دشتي كاملاً هموار آرميده است. نام اين شهر تا چند دهة پيش در نامه هاي اداري و كتب جغرافيايي كميش تپه به معناي «}تپة نقره » خوانده و نوشته مي شد امّا از سال 1337 شمسي به بعد به عللي عنوان بي مسمّاي گميشان جاي آنرا گرفته است.

 

   اين شهر آثار تاريخي ارزشمندي را از دوره هاي مختلف در خود جاي داده است، همة آنها حكايت از ذوق و قريحة مردمان آن ديار دارد. ميراثي كه خود بيانگر فلسفه و راز حيات و بقاي انسانهايي است كه در زمان خويش شكل يافته و بخش ويژه اي از فرهنگ ايران عزيز را در بر مي گيرد. اين آثار علاوه بر اهميّت هنري مي توانند زمينه ساز جلب گردشگران داخلي و خارجي باشد. امّا افسوس و صد افسوس كه امروزه بسياري از اين آثار در حال ويراني است و نياز به مرمت و بازسازي دارد.

 

اميد است كه اين مختصر علاوه بر معرفي آثار و بناهاي مذكور براي گردشگران يادآور توجه هر بيشتر جوانان آن ديار خصوصاً مسئولان فرهنگي منطقه به اهميت و حفظ و نگهداري آن گردد. در اينجا از ميان آثار و عمارتهاي تاريخي مختلف منطقه به شـرح چند بناي معروف آن مي پردازيم.

 

   پيشينه ي ظهور و شكل گيري اين شهر به سالها پيش بر مي گردد. با تشكل دو آبادي كه پس از مدتي به يكديگر پيوسته و تركيب واحدي را تشكيل داند پايه هاي مدنيت و شهرنشيني در اين منطقه پي ريزي شد.

 

   قدمت و سابقة تاريخي منطقه اي كه گميشان در آن شكل و پديد آمده به زمان اشكاني بر مي گردد. اين منطقه در طول دورانهاي مختلف تاريخي شاهد پيدايش آثار تاريخي بوده است. ديوار دفاعي قزل آلانگ متعلق به دورة پارت و ساساني جزو آثار باستاني قبل از اسلام، جزيرة آبسكون، گمش تپه جيك، تپة كوره سو مربوط به دورة تاريخي – اسلامي و همچنين به بناها و عمارتهاي سنگي و چوبي بزرگ در بافت قديمي شهر كه متعلق به دورة قاجاريه و پهلوي اول اشاره كرد.

 

   اين شهر با قدمت ديرينة خود چند دهه پيش جايگاه هنرمندان و معماران برجسته اي بود كه با دستان توانمند و هنرمند خود آثاري را به يادگار گذاشتند كه هنوز هم پس از گذر ايام، آن آثار زنده  پا برجاست. بانيان آن هرچند گمنام زيستند و بي نام و نشان در دل خاك آسوده اند، امّا آثارشان چشم هر بيننده اي را به تعجب و تحسين وا داشته و ذوق و سليقة خود را به فرم بسيار زيبايي به نمايش نهاده اند. از جمله آثار تاريخي كه از اين هنرمندان و معماران گمنام به يادگار مانده ساختمانهاي چوبي دو يا چند طبقه به سبك معماري روسي كه بعضي حتي بدون استفاده از يك ميخ ساخته شده اند.

 

   اين بناها در فرم كلي خود بيشتر تحت تأثير عوامل جغرافيايي منطقه شكل گرفته اند نزديكي به دريا و بالا بودن سطح آبهاي زير زميني با افزايش ميزان نزولات جوي، نزديكي به مناطق جنگلي از جملة عوامل محيطي هستند كه به نوعي معماري بافت قديم گميشان را تحت تأثير قرار داده است. عامل ديگري كه در فرم كلي اين ساختمانها نقش داشته تأثير پذيري از سبك معماري روسي است.

 

   قدمت بناي اين ساختمانها به دورة قاجاريه احتمالاً بعد از سالهاي 1862 ميلادي (1241 شمسي) مييرسد چرا كه در اين سال آرمينيوس وامبري سياح مجاري الاصل در طي سياحت خود به مناطق آسياي مركزي دو هفته در كميش تپه اقامت گزيد. وي در سفرنامة خود هيچ ذكري از وجود اين ساختمانها نمي كند. وامبري زمانيكه از طريق جزيرة آشوراده به ساحل كميش تپه پياده شد  منظرة قصبة كميش تپه را اينگونه توصيف كرد:       « … سركشتي را رو به گمش تپه كه از ما بيش از سه فرسخ فاصله نداشت، برگردانديم … يك ساعت نگذشته بود كه سواحل تركستان در نظر ما نمايان شد … كما بيش به فاصلة يك ميل و نيم از مصب رودگرگان در هر دو ساحل رودخانه، اردوگاه گمش تپه ظاهر شد كه منظرة آن مانند صدها كندوي عسل(آلاچيق) بود در فضاي كوچكي دايره وار پشت سر هم قرار داده باشند…»1

 

    از اين سخن پيداست كه در ايام حضور وامبري در كميش تپه هنوز اثري از بناهاي تاريخي و چوبي نبوده و مردم در آلاچيق ها زندگي ميكردند و در سالهاي بعد است كه مردم در كنار آلاچيق ها خانه هاي چوبي و سنگي بنا كردند. به نظر ميرسد در دوران پادشاهي مظفرالدين شاه و محمدعليشاه قاجار برخي از تجار تراكمه از طريق تجارت دريايي و رفت و آمد به روسيه ثروتمند شدند آنها با الهام از سبك معماري شهرهاي روسيه به بناي ساختمان كردند از جمله اين بازرگانان مي توان از آنه محمد ساري، عطا حاجي خوزين، آشور خزين در كميش تپه و شوخباي در روستاي خواجه نفس نام برد.

 

   اين عمارتهاي قديمي و مرتفع برخي 3/سه طبقه و بسياري دو طبقه مي باشند. اين امر از سويي در دور ماندن از رطوبت زمين و از سوي ديگر در بهره گيري بيشتر از باد ريشه دارد كه در واقع اين بناها را مي توان برون گرا دانست. اغلب اين ساختمانها تماماً از چوب والوارهايي كه از روسيه تزاري وارد مي شده بنا گرديده و در ساخت آنها معماري خاصي بكار رفته است.

 

   بخش عظيم اين چوبها و تخته ها بخصوص از نوع نراد از راه درياي بوسيلة تجار و دريانوردان تركمن از روسيه و شهرهاي هشترخان، بادكوبه و چند شهر ديگر بدين جا حمل مي شده اند. در اين مورد محمد علي قورقانچي( صولت نظام) مأمور قشون دولت قاجار كه به سال 1321 هـ.ق كه از كميش تپه ديدن كرده بود در كتاب خود بدان اشاره مي كند مي نويسد: « … امروز از روسيه 150 باب مغازه چوبي به گمش تپه آورده اند كه خيلي قشنگ است و بازارشان رواجي دارد…»2 و مقداري هم از جنگلهاي جنوب ليوان و كردكوي تهيه ميشد. اتاق هاي تو در تو، دالانهاي طويل، شومينه ها در اين ساختمان ها منحصر بفرد است و حكايت از كار مهندسي و كارشناسي اين بناها دارد. راه پله ها، نرده ها، ستون ها، در و پنجره، كف جلو ايوان اطاقها و چوب كاري زير سقف ، از مختصات كلي معماري و ساخت بناها در گميشان بوده است.

 

   شومينة اين ساختمانها توسط مرحوم تويلي دوجي كه يك فرد باخدايي بوده و ساده زيستي را سرلوحة زندگيش قرار داده بود صورت گرفته  ايشان بدليل رفت و آمد به كشور همسايه روسيه از ساختمانهاي آنها الهام گرفته است. برخي از اين ساختمانها تماماً از چوب ساخته شده و بواسطة استفاده از كارهاي خراطي از ميخ استفاده نشده است. ساخت اين بناها مربوط به قشر خاصي نبوده بلكه هر كس توان مالي ساخت آنرا داشته اقدام به احداث آن مي كرد. در واقع آنهايي كه در امر تجارت دريايي، صيادي و دامداري صاحب درآمدهاي كلاني بودند توان احداث چنين ساختمانهايي را داشتند.

 

   طرح و نقشة اين بناها مانند ساختمانهاي امروزي نقشه كشي نبوده بلكه استادان معماري وجود داشت كه با الهام از ساختمان هاي روسيه تجربياتي كه در اين زمينه كسب كرده بودند و بر اساس سليقه و تجربه خود آنرا معماري مي كردند.

 

     و از چوب و الوارهايي كه بوسيلة كشتيهاي تجاري كه در كنار بندركميش تپه لنگر   مي انداختند و با ماهي و خاويار توسط تجار گميشاني مبادله مي شوند، ساخته شده است. فرم شيرواني بنا، سكوسازي، بهره گيري وسيع از چوب نيزار از ويژگيهاي برجستة معماري آن بشمار ميرود.

 

   استفاده از چوب بعنوان عنصر اصلي ساخت و ساز در ابنية قديمي شهر شيوة خاص و زيبايي از معماري  را بوجود آورده است كه هنوز منحصر بفرد و چشمگير مي باشد. از جملة تزئينات بيروني بنا مي توان به تزئينات و قابها، پيرامون درگاه ها و پنجره ها اشاره كرد.

 

   قالب اين تزئينات از جنس چوب و گچ بصورت برجسته اي ايجاد شده اند. سطوح كلي بنا عمدتاً با گچ اندود و در برخي موارد با رنگ اندود شده اند. تركيب در و پنجره ها بصورت قرينه در دو سوي ورودي ايجاد شده اند. اين تزئينات شكل جالب و دل انگيزي از معماري منطقه اي را معرفي مي نمايد. در رنگ آميزي هم از رنگهاي ملايم فوق العاده آرام بخش استفاده شده كه پس از چند سال كهنگي هنوز رنگها اثرات رواني مطلوب و خود را حفظ كرده اند.

 

   نقوش اين ساختمانها غالباً هندسي و با طرح هاي بسيار زيبا كه از سطح بدنة بنا بين 10 تا 15 سانتي متر بر جسته تر مي باشند. در كنار اين ساختمانها، بناهاي كوچكتري نيز ساخته ميشدند كه بصورت انباري و يا آشپزخانه مورد استفاده قرار مي گرفت و بعضاً انبارهاي طويلي نيز وجود داشت كه تماماً از چوب ساخته شده است. امّا امروزه بعلت بلااستفاده بودن، تخريب شده وكمتر اثري از آنها باقي مانده است. بسياري از اين ساختمانها فاقد حياط و چهار ديواري هستند اين مسئله ريشه در زندگي گذشتة تركمنها دارد كه آلاچيق هم به همين گونه، بدون حياط در عرصة بيابان بر پا مي شدند.

 

    در واقع بافت قديم گميشان مجموعه اي از عناصر شهري است كه بر اساس نيازهاي اجتماعي و منطبق با اقليم بوجود آمده است. ابنية زيبا در بافت قديم گميشان ادامة سنت معماري و ساخت ابنية دورة قاجار است و در استان گلستان گميشان بعد از گرگان دومين شهريست كه داراي بافت قديم مي باشد.

 

امروزه بافت قديمي و تاريخي گميشان به يك ناحية مسكوني تبديل شده كه به سبب فقدان تسهيلات و امكانات مناسب و كافي شهري، متأسفانه به شكل ناحيه اي كه بيشتر بر گروه هايي با درآمد متوسط يا كم اختصاص يافته، بدل گرديده است و اعتبار و ارزش اقتصادي و اجتماعي اين بافت در برابر بافت جديد، بشكل كاملاً ملموسي كاهش يافته است، به حدي كه بسياري از خانه ها بشكل نيمه ويرانه رها شده اند و بدون آنكه كسي تمايل داشته باشد كه در جاي آنها بناي جديدي احداث كند.

 

در شناخت بافت قديمي اين شهر، اين نتيجه حاصل شد كه اساسي ترين مسئله، دگرگوني ساختار كاركردي – اجتماعي و در پي آن دگرگوني ساختار كالبدي شهر است. به عبارت ديگر  ساختار كالبدي بافت قديمي براي حيات يك بافت شهري امروز مناسب نيست، بويژه آنكه در طي چند دهة اخير تغييرات كافي براي سازگار كردن آن با الگوهاي ارزشي ، رفتاري و امكانات فني امروز صورت نگرفته است. از مسائلي كه در اثر عدم تحول و دگرگوني مناسب شهر پديد آمده است از جمله مي توان به فرسودگي شديد بافت و فقدان بسياري از فضاها و عناصر شهري ضروري و نيز تأسيسات و تجهيزات لازم براي تداوم حيات عادي بافت و عدم سرمايه گذاري ضروري براي احداث فضاهاي مناسب اشاره كرد.

 

   اكنون مسائل متعدد و بسيار زيادي در زمينه هاي كاركردي و كالبدي در بافت قديمي وجود دارد كه توجه به همة آنها در يك مرحلة امكان پذير و عملي نيست. از ديدگاهي جامع، فقدان اعتبار و ارزش اجتماعي بافت قديمي، تاريخي را مي توان يكي از مهمترين مسائلي دانست كه اكنون بافت و ساكنانش با آن مواجه هستند. اين عامل علاوه بر آنكه مانع سرمايه گذاري بخش خصوصي و همچنين دولتي در بافت مي شود، موجب شده است كه ساكنان اين بافت چندان علاقه و دلبستگي به حفظ و احياي بافت نداشته باشند و در انديشه ترك آن در نخستين فرصت باشند. بدين ترتيب هر چند سال بناهاي بيشتري تخليه و متروك ميشود و به حجم فضاهاي ويران بافت افزوده مي گردد.

 

   ميراث فرهنگي هر ملتي بيانگر جنبه هايي از نبوغ و خلاقيت آن ملت، تداوم با شكوه  و اسرارآميز آن، چيزيست كه مردم آن سرزمين در طي قرون و اعصار آفريده اند. شناسايي، حفاظت و معرفي اين يادمان كهن در شكل دادن به هويت فرهنگي ملتها نقش عمده اي ايفا مي نمايد. بافت قديمي و ابنيه هاي تاريخي شهرها بخشي از اين ميراث بشمار ميرود كه برماست در جهت معرفي و شناسايي آنها كوشش كنيم.

 

   حال بنظر ميرسد بدليل بي توجهي مسئولان به بافت قديمي اين شهر آن اندك بناهايي كه باقي مانده در پنجاه سال آينده از آنها اثر و خبري نخواهد ماند، حال تنها كاري كه از دست ما بر مي آيد معرفي و شناسايي، ثبت و ضبط اطلاعات مربوط به آن مي باشد. اگر روزگاري اين آثار از روي زمين محو گرديدند، اقلاً آيندگان اخبار مربوط به آن را از نوشته ها و كتابها جويا شوند.

 

   امروزه بافت قديم شهر گميشان را مي توان به چند محله تقسيم كرد از جمله: به  خوزيني ها، مظفري ها، شيرمحمدي ها، شيرواني ها، و مصطفائي ها اشاره  نمود.3 در اين بافت ساختمانها بصورت منفرد و جدا از هم همراه با ساير متعلقات معماري از جمله آب انبار، انباري مي باشند كه اكثريت آنها به جز يكي از دو مورد چوبي بوده و در دو طبقه با سبك معماري روسي اجرا شده و داراي تراس هاي چوبي دور تا دور بنا در طبقات همكف و اول مي باشند كه وظيفة ارتباط دهي اطاقها را بعهده دارند. نظير آنها را  در شهر بندري حسنقلي در كنارة درياي خزر در كشور تركمنستان مشاهده نمود.

 

محلة شيرمحمدي ها

 

   اين محله ما بين خيابان شهيد يوسف مرگني و خيابان جمهوري اسلامي غربي قرار  گرفته اند. معيشت آنها بيشتر وابسته به زمينداري و ملاكي بوده سابق بر اين داراي چندين ساختمان همراه با ساير متعلقات معماري بوده كه در حال حاضر 3/سه تا از بناها در آن محله باقي مانده است. كه عبارتند از: ساختمانهاي شيرمحمدي، روشني ها و داش طاغن توراني.

 

 

 

* ساختمان شيرمحمدي

 

   اين بنا در خيابان اصلي به فرعي چهار راه قديم گميشان واقع است كه امروزه خانواده آنه محمد حاجي شيرمحمدي در آن ساكن هستند. هر چند قدمت آن به قدمت ساختمانهاي موجود در ساير محله هاي مورد اشاره نمي رسد ولي با اين وجود يكي از بناهاي ديدني شهر گميشان است كه در حال حاضر رفيع ترين بنا در شهر گميشان ميباشد، اين بنا در سه/3 طبقه با مصالح آجر و يا سقف شيرواني حلبي اجرا شده است. آجرهاي بكار رفته در ساختمان از آجرهاي ديوار قزل آلانگ مي باشد. برشهاي زيبا حاشيه شيرواني و ناوداني، قوسها و جناغي هاي گچ بري سردرها و كنده كاريهاي جلو و پيشخوان ايوان قابل توجه مي باشد.

 

     هر طبقه داراي چهار اتاق با كف پوشها و پنجره هاي چوبي بوده و فضاي داخلي     اتاق ها داراي راهروي مركزي و راه پله چوبي بوده كه ارتباط دهندة اتاق ها و طبقات با يكديگر است. طبقة زيرين اين بنا در حكم سردخانه و سيلو براي انبار حبوبات و غلات بويژه گندم را داشت. بنا به گفته اهالي، استاد قجر لازمي كه انساني متدين و تلاش گر، معمار اين ساختمان بوده است. ايشان در عمر پربركت خود بناي حدود 50 – 60 ساختمان را به پايان رسانده از جمله مهمترين آنها همين ساختمان 3/سه طبقه شيرمحمدي و همچنين به ساختمانهاي پاسگاه مختومقلي و پادگان گرگان اشاره نمود. استاد به سال 1351 شمسي وفات و در آرامگاه صفا ايشان به خاك سپرده شد.

 

* ساختمان روشني ها

 

   اين بنا در دو طبقه با مصالح آجر و چوب و با سقف شيرواني حلب پوش اجرا شده است. جهت و نماي بنا شمالي – جنوبي است. در و پنجره و كف اتاق ها چوبي بوده و داراي راهروي مركزي در هر دو طبقه است و اتاق ها در دوطرف راهرو قرار گرفته اند.

 

   اين بنا بعد از كوچ صاحب اصلي آن، محل استقرار نيروهاي مرزباني شده و بعد از انتقال نيروها، ساختمان خالي از سكنه شده و رو به تخريب رفته تا جايي كه در جرز آجري گوشه شمال شرقي بنا ترك بزرگي ايجاد شده هر چند كه در سالهاي گذشته پشت بند آجري براي جلوگيري از ريزش ايجاد شده ولي به مرور زمان اندازه اين ترك بزرگتر شده و چه بسا در صورت عدم مرمت و تقويت جرز پي فرو ريخته و اين ساختمان با ارزش نيز همانند بعضي از ساختمانهاي قديمي بعلت عدم رسيدگي و مرمت هاي به موقع تخريب شده و از بين برود و به خاطره ها بپيوندد.

 

 

* ساختمان داش طاغن توراني

 

   اين بنا در دوطبقه با چوب اجرا شده و هر طبقه داراي دو اتاق ميباشد اين ساختمان داراي تراس چوبي است  اضلاع شرقي نماي جنوبي هر دو طبقه بنا داراي در و پنجره هاي چوبي است. ساختمان در حال حاضر غير مسكوني است از اين لحاظ آسيب هاي زيادي ديده است بعنوان مثال تعدادي از ستونهاي چوبي آن افتاده و يا جابجا گشته و از سقف شيرواني آن آويزان شده است كه بايد مرمت يا تعويض شوند.

 

2- محله خوزيني ها

 

   اين محله ما بين خيابان قدس و فلسطين واقع شده است. ساختمانهاي موجود در اين محله كه اقتصاد آنها بيشتر وابسته به دريا و ماهيگيري و دنبالة آن تجارت بوده سابق بر اين داراي چندين ساختمان چوبي بوده كه در حال حاضر تعداد انگشت شماري از آنها باقي مانده است. از جمله خانواده هاي خوزيني ها، سيدي محمدي و طالبي ها اشاره نمود.

 

* ساختمان حاج عراز محمّد خوزيني

 

    اين بنا در حدود 107 سال پيش ساخته شده است. ساختمان بنا در دو طبقه و با مصالح چوب اجرا شده است اين بنا داراي تراس چوبي است كه دور تا دور هر دو طبقه قرار گرفته است و بالاي ستونها چوبي مي باشد. هر طبقة آن داراي چهار اتاق جدا از هم است.

 

   مسيرهاي دسترسي اتاق ها بصورت راهروهاي عمود بر هم است كه جهت شرقي-غربي و شمالي –جنوبي قرار گرفته اند راهروهاي دسترسي عمود بر هم خاص اين بنا بوده و در ديگر بناها فقط راهروهاي شمالي-جنوبي مشاهده ميشود. از تزئينات قابل ذكر اين ساختمان همانا ستون هاي چوبي در چهار گوشه ساختمان و تزئينات چوبي لبه شيرواني مي باشد. توجه به كمدهاي چوبي با نقوش برجسته حكاكي و كنده كاري شده در اين خانه با رنگ آميزي دلچسب چشم هر بيننده اي خيره مي كند. در اين ساختمان سرستونهاي چوبي خراطي شده، گچ بري روي ايوان بويژه بر روي سر دري ها، منبت كاري چوبهاي در و پنجره بطرز ماهرانه اي تزئين شده است.

 

* ساختمان آتا حاجي خوزين

 

   يكي از بناهاي موجود و در حال حاضر مسكوني، متعلق به آتا حاجي خوزين مي باشد كه معماران اين بناي قديمي مرحوم تويلي دوجي – قجر لازمي و امان يمريق بوده اند. كار ساختماني آن حدود 4 سال طول كشيده و مصالح آن با توجه به وضعيت آن زمان گران بوده است.

 

      بنا به گفتة اهالي منزل آتاحاجي، صاحب اين بناي قديمي مرحوم قليچ قربان بوده كه بعد از فوت آن مرحوم، صاحبان بعدي، بارها اقدام به تخريب آن نمودند و خواستند ساختمان جديد بنا نمايند. اما دولت مخالفت نموده و اجازة تخريب ندادند و بعنوان آثار تاريخي مورد توجه دولت بوده است.

 

   در سال 1304 شمسي صحراي تركمن توسط قشون رضا خان اشغال شد. با استقرار قشون دولتي در گمش تپه از اين ساختمان در امور اداري ارتش مورد استفاده قرار گرفت.

 

   اين بنا متعلق به عهد قاجار كه بيش از 100 سال قدمت دارد. از چوبهاي روسي، معماري زيبا، خراطي چوبها، در و پنجره هاي تزئين شده و گچ بري برخوردار است. در اين ساختمان بناها و استاد كاران تركمن ذوق و سليقة خود را به فرم زيبايي به نمايش        نهاده اند.

 

   اين ساختمان نيز در دو طبقه با مصالح تماماً چوبي و با سقف شيرواني حلبي اجرا شده است. هر طبقه آن داراي تراس چوبي است كه دور تا دور بنا قرار گرفته است. اين بنا داراي چهار اتاق با راهروي مركزي شمالي – جنوبي است. از تزئينات قابل ذكر آن       مي تواند به وجود بخاري ديواري (شومينه) در اتاق ها و ستون  نماهاي چوبي در چهارگوشه طبقه همكف و اول و نقوش تزئيني چوبي در لبة شيرواني اشاره كرد.

 

* ساختمان آشور خوزين

 

   ديگر بناي قديمي كميش تپه، امروزه در جايگاه آن ساختمان جديد احداث گرديده، عمارت آشور خوزين بود. رضا شاه در سال 1305 شمسي به بهانة بازرسي از مدارس جديد التأسيس منطقه قدم به كميش تپه نهاد. شاه در بدو ورود محسور زيبايي معماري، رنگها، فرم ها و تزئينات تعدادي از ساختمانهاي آنجا گرديد كه بعدها در سفرنامة خود بدانها اشاره كرد. دراين سفر محل استقرار و استراحتگاه رضا شاه ساختمان آشور خوزين اختصاص يافت.

 

     رضا شاه در كتاب سفرنامة مازندران، قصبة كميش تپه و تزئينات داخلي خانة آشور خوزين را اينگونه توصيف ميكند:« قصبة گمش تپه مخلوطي از آلاچيق و عمارات دو طبقه چوبي است كه با سليقه ساخته شده و از دور منظره دهكدة اروپايي به آن ميدهد.

 

   خياباني شوسه از وسط مي گذرد كه ديوار چوبي آنرا از خانه ها مجزا مي سازد و رنگهايي كه به چوب بست خانه ها و ديوار اتاق ها و سقف عمارات زده اند، بيشتر بر جلوة اين قصبه مي افزايد. خانه آشور خُزَين را كه از معاريف گمش تپه است، براي قرارگاه من تخصيص داده بودند. همراهان در عمارت اطراف مترل نمودند. طرز و ترتيب اثاثيه اطاقها ظريف و تازه بود. قاليهاي تركماني با مبل هاي مُد روسيه مخلوط گشته و تصاوير و پرده هايي به ديوار آويخته بودند. چيزي كه بيشتر سليقه صاحبخانه را تأكيد مي كرد اين بود كه حمام را هم ضميمه عمارت كرده بود و فراموش نكرده بود شست و شو و نظافت شرط اول زندگاني بشري است.

 

   در ديوار شرقي و ضلع شمالي يكي از اطاقها دو قطعه بود. در يكي به خط نستعليق درشت نوشته بود يا عبدالكريم شرقي و در ديگري يا عبدالرشيد شمالي.مي گفتند اين دو نفر از اولياء تراكمه هستند بايد معمولاً در ضلع هاي جنوبي و غربي هم  دو قطعه بنام اولياء مغربي و جنوبي براي حفظ خانه از هر چهار سمت آويخته باشند».4

 

   در اين سفر بنا به اظهار اهالي سالخورده اين خانه رضا شاه پس از صرف هر وعده غذا در ظرف خالي يك سكه پهلوي مي گذاشته است .

 

* ساختمان عبدالرحيم طالبي

 

   يكي ديگر از ساختمان هاي چوبي كه در اين محله قرار دارد ساختمان آقاي طالبي ميباشد. كه اين بنا نيز همانند ساير ساختمانهاي قديمي در دو طبقه اجرا شده و داراي تراس چوبي است كه دور تا دور ساختمان قرار گرفته است. در اين بنا هنر معماري، خراطي، نماي چوبهاي در و پنجره، گچ بري و كنده كاري چوب به فرم زيبا به نمايش درآمده اند. اخيراً تراس هاي چوبي آن مرمت اساسي گرديد. ارتباط و دسترسي فضاي داخلي بنا توسط راهروي مركزي صورت مي گيرد. چندين ساختمان ديگر نيز علاوه بر ساختمانهاي فوق در اين محله وجود دارند كه آنها نيز از نظر معماري مشابه  ساختمانهاي فوق          مي باشند كه به ذكر نام بعضي از آنها بسنده مي كنيم. ساختمانهاي: عابدي كر – خوزيني– آتاجاني كه همه اين ساختمانها همانند ساختمانهاي مورد اشاره با ارزش         مي باشند.

 

3- محلة مظفري ها

 

   اين محله در ضلع شرقي خيابان سعدي و جنوب خيابان قائم قرار گرفته و در حال حاضر داراي سه/3 ساختمان و تعدادي مغازه هاي چوبي و يك مسجد قديمي مي باشد. اين مسجد در سال 1348 هـ.ق (1915 ميلادي) بدست مظفر حاجي مظفري ساخته شده است و امامت آنرا تا خرداد ماه 1348 شمسي نظرجان آخوند مصطفائي بعهده داشت.5

 

* ساختمان حاج بردي مظفري

 

   اين ساختمان در حدود 102 سال پيش به سبك معماري روسي ساخته شده است. بنا در دو طبقه و با مصالح چوب اجرا شده و نماي اصلي آن رو به جنوب است. هر طبقة آن همانند ساير ساختمانهاي چوبي محلة خوزيني ها داراي تراس چوبي و راهرو مركزي در طبقات مي باشد. در گوشة جنوب شرقي اين ساختمان مسجد قديمي حاج مظفر مظفري بنا گرديده است.

 

4- محله ي شيرواني ها

 

   اين محله در ضلع جنوبي خيابان فلسطين واقع شده و در حال حاضر يك مسجد قديمي متعلق به مرحوم  آنا دردي شيرواني و دو ساختمان آجري از جمله بناي عاشور شيرواني وجود دارد. هر دو ساختمان از لحاظ فيزيكي داراي استحكام خوبي بوده و با مصالح آجر و در دو طبقه اجرا شده اند. اين ساختمانها داراي پوشش شيرواني حلبي و داراي پنجره و در هاي چوبي است.

 

5- محلة مصطفائي ها

 

   اين محله ما بين خيابانهاي عبدي جان آخوند و خيابان معلم قرار گرفته است. در حال حاضر دو ساختمان قديمي از جمله ساختمان رحيم گوگلاني در اين محله وجود دارد. سابق بر اين در اين محله چندين ساختمان چوبي و آجري قديمي وجود داشته كه هم اكنون بعد از تخريب به جاي آنها ساختمان هاي جديد احداث شده است.

 

     بي شك اگر نظم منطقي ، زيبايي و كاركرد موثر فضاهاي سنتي ، تاريخي و مدني ايجاد شده در دوران گذشته اين شهر تبلور حسن تدبير و مآل انديشي اداره كنندگان شهر بوده است . احياء و دوباره زنده سازي اينگونه فضاها بگونه اي كه بتوان به شكلي از عناصر هميشه پويا و كاركردي آن در جهت رفع نيازهاي زندگي شهري در عصر حاضر استفاده نمود ، نشانگر ژرف انديشي و برخورد فعال ما با تاريخ گذشته اين شهر خواهد بود .

 

    اغلب ساختمانهاي قديمي ارزشمند اين شهر يا بدون كاربري و يا تملك چند نفره و وراثي است . در هر دو حال  مالكان آن رغبتي بر حفظ و نگهداري و مرمت نقاط فرسوده و آسيب ديده آن ندارند . از طرف ديگر تاثير شرايط اقليمي منطقه و ساير عوامل مخرب ديگر هر لحظه و بيش از پيش آسيب ها را شدت بخشيده و باعث تخريب و نابودي آثار ارزشمند معماري مي شود .

 

   جهت جلو گيري از خطر نابودي بناها و انتقال آنها به نسل آينده بايد با حسن تدبير و مآل انديشي لازم سعي در حفظ و نگهداري و مرمت فضاهاي سنتي و تاريخي برآييم اين آثار علاوه بر اهميت هنري مي توانند زمينه ساز جلب گردشگران داخلي و خارجي باشد كه رسالت سنگين عزيزانمان در سازمان ميراث فرهنگي و سازمان ايرانگردي و جهانگردي است كه بدانيم در جاي جاي ميهن پهناور ما ايران گنجينه هاي ارزشمندي نهفته است كه همه آنها حكايت از ذوق و قريحه مردمان آن ديار دارد . اميد است سازمان ميراث فرهنگي در صورت امكان ضمن هماهنگي با صاحبان اين بناها و با در نظر گرفتن     بودجه اي نسبت به ترميم  و بازسازي آن اقدام نمايد . انشاء الله

 

به نقل از هفته نامه صحرا

اخذ از وب سایت گمیشان

جهت مشاهده عکس هایی ازبرخی  عمارت ها ی تاریخی بر روی لینک زیر کلیک کنید

http://www.gomishan.com/modules/extgallery/public-album.php?id=1

 

 

 

 

Filed under: آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, خواندنـیـها از شـهرسـتانهـا

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,640,077 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: