بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

ترکمن هائی که اسب سواری را فراموش کرده اند

*دکتر ناظیم براتلی

 

ترجمه: دکتر رحمت قاضیانی

 

       همانطور که همه می دانند، ترکمنها حکومت عثمانی را بنیان نهادند. وقتی حکومت عثمانی بعنوان نیروی سوم بین دو فرهنگ شرق و غرب جهان قرار گرفت، برای حکمرانان لازم آمد که ثبات داشته باشند. حکمرانان عثمانی برای افزایش درآمد مالیاتی و داشتن محصولات کشاورزی احتیاج به استقرار ترکمن ها داشتند ولی چون ترکمنهای سوریه و آناطولی، بیشتر زندگی دامداری داشتند و از کشاورزی چیزی نمی دانستند مخالف یک جانشینی بودند. تا سال ١٨٥٦ تاریخ حکومت عثمانی، تاریخ برخوردها، جنگها و انقلابات بین حاکمان و طوایف بود. شعرهای تمام شاعران بزرگ ترکمن ( مثل، قاراجا اوغلان، دادال اوغلو، پیر سلطان ابدال و غیره) و تقریباً تمام باورهایی که از ماوراالنهر حفظ شده( مثل: داستانهای دده قوقوت و باورهای فولکوریک و غریه) بر این جدالها اشرت دارد. ترکمنها برای قرنها مجبور بودند در کوه ها بعنوان مخالف حکومت زندگی کنند، تا به این طریق روش زندگی سنتی دامداری خود را حفظ نمایند. و این محیط بسته توانسته بود زندگی عشایری، فرهنگ عامه، اشعار و موسیقی آنها را حفظ نماید. در واقع میتوانیم بگوئیم که در این تقابل، برخوردی بود بین دو دنیای متفاوت، یکی دنیای مردمانی بود می خواستند به روش عشایری که به آن عادت کرده بودند زندگی نمایند، و دیگری دنیای حکمرانان عثمانی بود. برای افزایش درآمد مالیاتی و افزایش محصولات کشاورزی و تهیه هزینه پیشرفت اجتماعی به ساکن شدن عشایر نیاز داشت. با ایده های معاصر می توان گفت که حکومت عثمانی مخالف حقوق بشر اقدام کرده، در صورتی که از طرق دیگری حکومت عثمانی نمی توانست بصورت کنفدراسیونی از عشایر باقی بماند.

 

      درگیری بین قبایل و حکمرانان تا قرنها ادامه داشت. در نهایت سلطان عثمانی در سال ١٨٥٦ از نیروی نظامی جهت اسکان ترکمنها استفاده کرد. اما هنوز هم قبایلی از ترکمن ها بصورت عشیره ای در کوه های «توروس» زندگی می کنند.

 

      این مسئله حکومت عثمانی را به اجرای «سیاست اسکان» مخصوصی در مورد ترکمن مجبور کرد. بر اساس این سیاست، در هر منطقه جدیدی که فتح می شد می بایستی قبایل ترکمن به زور اسکان داده می شدند. این حکم » شنلندیرمه» نامیده شده بود.

 

     بعد از فتح قبرس در سال ١٥٧١، حکومت عثمانی گروهی از مردم را جهت اسکان به جزیره فرستاد. دو موج اسکان مردم در قبرس اتفاق افتاد. موج اول از سال ١٥٧٢ تا پایان قرن شانزدهم، و موج دوم از سال ١٦٩٩ تا سال ١٧٤٥ بود. برگه اصلی در مورد این اسکان، فرمان سلطان سلیم دوم بود که در تاریخ ٢٠ سپتامبر ١٥٧٢ صادر شد. در این فرمان به حکام ایلات آناطولی، کارامانیه، ذوالقدریه و روم دستورداده شده بود که کسانی را که زمین به اندازه کافی برای کشاورزی ندارند و یا اسم آنها بعنوان ساکن در روستا نوشته نشده است، و بعنوان قیام کننده شناخته می شوند( ترکمن های مناطق یاد شده همگی تحت همان عنوان قیام کننده شناخته می شده اند) و ده درصد از افراد صنعتی جهت اعزام اجباری به جزیره قبرس در نظر بگیرند. در درجه اول باید بگوئیم که تمام ایالت های ذکر شده فوق، حکومت های قدیمی محلی قبایل ترکمن (بیلیک) بود که اخیراً به امپراطوری منظم شده بود. مردم مناطق ذکر شده،  بعنوان ترکمن شناخته می شدند. مثلاً، مردم مناطق ذوالقدریه مخلوطی از قبایل «کینیک و یورقیر» و تعدادی طوایف مستقل بودند که به اولوس ذوالقدریه معروف بودند. مردم کارامانیه از طایفه بوزدوفان که از شاخه اصلی «اوغوز، اوچ اوکلار»جدا شده بود. مردم ناحیه روم مخلوطی از طوایف بیگدلی، بایات و تعدادی طوایف دیگر از شاخه اصلی اوغوز به نام بوز اوکلار جدا شده بودند تشکیل شده بود. حتی یک قسمت از ایالت بوزوک نامیده می شد. ایالت آناطولی منطقه ی دیگر ترکمن نشین بود، حتی این بطوطه در قرن ١٢ در مورد آن می نویسد، » ترکمن یاتاقی» یعنی محل خواب ترکمن ها.

 

     بجز این فرمان اصلی فرامین دیگری  بود که دستور اسکان اجباری مردم در قبرس را صادر کرده بود. مثلاً، ما دو فرمان پیدا کردیم، که در سال ١٥٧٦ و ١٥٧٧ به حکمران ناحیه نوشته شده بود که مردمانی را که مشکوک به حمایت از شاه صفوی، شاه قزلباش ها بودند را به اجبار به قبرس بفرستند. ( فرمان مهم دفتری شماره ٤٩٠ و فرمان مهم دفتری شماره ٤٨٨)، فرمان دیگری که در همان سال در مورد انتقال رمضان بوزدوغان( شاخه ای از طایفه اوچ اوک) و تمام حامیان و افراد فامیل آنها به قبرس بعلت شورش، (آن شورش را کوسلی نام نهادند و هنوز در محل اسکان خانواده ای به نام کوسلی زندگی میکند). ( آنادولیدا، ترکمن عشیرت لری، احمد رفیک). در فرمان دیگری که در تاریخ ١٥٧٦ به حاکم ناحیه حامیته لی نوشته شده و از او خواسته شده که یک شورشی بنام «کارا حاجی» را به قبرس تبعید نمایند. ( مهم دفتری شماره ٦٤). در آن روزها، در مناطق اسکان قبلی، اگر کسی شب در خانه ای را می زد و او سوال می کرد که چه کسی در می زند، بین عامه برای ترساندن و بصورت شوخی می گفتند، «کارا حاجی» بر اساس این فرمانها از سال ١٥٧٢ تا پایان قرن شانزدهم ٨٠٠٠ خانواده بجای ١٢٠٠٠ خانواده در قبرس اسکان داده شدند. ( مهم دفتری، شماره ٤٣٢٤١ سایلی حکم). به راحتی می توان دریافت که تمام کسانی که به قبرس فرستاده شدند، ترکمن های آناطولی بوده اند، ( چون در آرشیو حکومت عثمانی یادداشتی است که دستور می دهد» به قبرس باید فقط مسلمان و ترک فرستاده شود». ( موکوفات دفتری شماره ٢٥٥١). باید  یاددآوری شود که در ادبیات اداری حکومت عثمانی، منظور از «ترک»، ترکمن ها و یوروک ها بودند. دکتر چنگیز اورهونلی، مؤلف سیاست اسکان عثمانی، نوشته است که ترکمن های کارامان، بزور در قبرس اسکان داده شده اند. ( ملت لر آراسی قبرس مسله لری کنگره سی، آنکارا ١٩٦٩). بنا به اظهار مؤلف دیگر، آقای فاورق سومر، اجداد ترک های قبرس ترکمن های چوکور اووا بوده اند. ( فاروق سومر، اغوزلار، ص  ١٤٨). این موج اول اسکان بود.

 

     بعد از عقب نشینی دوم نیروهای عثمانی از وین، سلاطین عثمانی دریافتند که نطفه ضعف آنها در کمبود تولید و کمی درآمد مالیاتی است. لذا مدیران عثمانی تصمیم گرفتند که تمام قبایل را برای افزایش تولید و درآمد مالیاتی اسکان بدهند. در سال ١٦٩٩ فرمانی صادر شد که بر طبق آن تمام قبایل یوروک( عشایر:مترجم) باید در قبرس به زور مستقر شوند. این فرمان شروع دومین موج اسکان قبایل ترکمن در قبرس بود. قبایل ترکمن دوباره شورش کردند که تا سال ١٨٥٦ ادامه داشت. اما از سال ١٧٠٠ تا سال ١٧٤٥ تعدادی دیگر از قبایل ترکمن به زور به قبرس فرستاده شدند. در این مدت تقریباً ٢٥٠٠ فامیل ترکمن از قبایل بیگدیلی، بایات، اوشار، قجر و بوزدوغان به زور در قبرس اسکان داده شدند. همانطور که میدانیم، سه طایفه اول، از زیر شاخه های بوز اوک و طایفه چهارم از زیر شاخه اوچ اوک است. از قبیله های بزرگ، مثل قبیله بیگدلی، شاملو یا دمشقلی، ( که در ایران به نام شاهسون، خدابنده لو، اینانلو و قاراگوزلو نامیده میشوند)، قبیله بنت اوغلی، طایفه کوراوغلو از قبیله افشار، طایفه کاچار، طایفه کارا حاجی از بوزدوغان، از قبیله یورگیر، طایفه گادیکلو از قبیله بایات، طایفه کارکچیلی از قبیله کایی، به قبرس فرستاده شدند. ( جهت جزئیات میتوان به کتاب تورکیش سیپروئیت، جلد دوم مراجعه کرد).

 

     در دو موج اسکان، حدود نیم میلیون ترکمن در قبرس اسکان داده شدند. مهمترین ناحیه اسکان، استانهای مساریا و مسوتو بوده است، که ساختاری استپ مانند و شبیه آسیای مرکزی است. زمینهای کشاورزی بصورت دهکده های مسکونی به آنها داده شد ولی آنها  تا قرن بیستم به زندگی دامداری مشغول بودند و از کشاورزی گریزان بودند. در طول دوران حکومت عثمانی در قبرس بارها شورش هائی علیه حکومت عثمانی توسط ترکمن ها در قبرس و خویشاوندان آنها در سوریه و آناطولی بر پا شد.

 

     در نهایت وقتی دوران ناسیونالیسم شروع شد آنها  نیز خود را ترکهای مدرن شناختند، ولی حتی امروز نیز آنها اصرار بر این دارند که آنها گروهی خاص هستند و از ترکهای که در سرزمین اصلی زندگی می کنند فرق دارند. اگربخواهیم واقعیت را بیان کنیم، کسی نمی تواند بگوید که حق با آنها نیست،  زندگی عشیره ای در سوریه و آناطولی از زمانهای دور و زندگی در روستاهای بسته در یک جزیره برای قرنها، شانس حفظ خصوصیات زندگی قدیمی را به آنها داده است. در نتیجه ترکهای قبرس خصوصیات اولیه خود، مربوط به دوران قبل از عثمانی خود را حفظ کرده اند زیرا هیچ وقت با تمدن عثمانی مخلوط نشدند. این به این معنی است که آنها از همان آغاز تاریخ شان تا زمان دوران ناسیونالیسم دامدار باقی ماندند. و وقتی کسی در مورد خصوصیات ماقبل مدرنیسم از آنها سوال میکند آنها چیزی اضافه بر آنچه از که بعنوان فرهنگ از خراسان و ماورا النهر آورده اند، برای نشان دادن ندارند. فاصله زمانی که بین زندگی دامداری و ناسیونالیسم در بین ملل دیگر وجود دارد، برای ترکهای قبرس زمان از دست رفته است، برای اینکه از فرهنگ دامداری به ناسیونالیسم با یک پرش وارد شده اند.

 

     امروز وقتی ما از ترکهای قبرس صحبت می کنیم، ما ترکی محاوره ای بخصوصی را می بینیم که تمام خصوصیات زمان داستان های دده قوقوت در قرن ١٢ را در خود دارد. زبان محاوره ای قبرس، لغت های فراوانی از زبان محاوره ای ترکمنی در خود دارد که در زبان محاوره ای استانبولی فراموش شده است. نه تنها لغات فراموش شده بلکه ساختمان جملات محاوره ای ترکی قبرس هم به ترکی استانبول تعلق ندارد، بلکه به زبان ترکمنی قدیم وابسته است. به همین علت یک ترک قبرس به راحتی می تواند صحبت یک آذربایجانی و یا یک ترکمن از کرکوک، و حتی با کمی دقت صحبت یک ترکمن از مرو، عشق آباد و یا جاهای دیگر را بفهمد. تمام باورهای فولکوریک ترکمن های قدیم هنوز هم در قبرس زنده است. آئین نیایش پدران، آئین نیایش درخت مقدس، آئین نیایش دود، آئین نیایش آب و آتش. یک محقق میتواند، تعدادی از عادات فرهنگی و وابسته به مراسم اعتقاد «ال باسماسی» هنوز در بین ترکهای قبرس وجود دارد. یا مراسم نوروز، هنوز هم به اسم «مارت دوگوزی» در آنجا جشن گرفته می شود. علاوه بر آنها بسیاری از مراسم فولکوریک آنها شبیه آن در ترکمنستان است. مثلاً مراسم ازدواج که من در ………. خوانده ام، شبیه مراسم قدیمی ترکهای قبرس است. وسیله موسیقی به نام » دیللی تویدوک» به همان نام در قبرس نامیده میشود، ولی در آناطولی، آنرا «نی» و یا » کاوال» مینامند……

منبع :انجمن فرهنگی ترکمنهای مقیم سوئـد

 

 

 

 

Advertisements

دسته‌بندی شده در: آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, خواندنـیـها از شـهرسـتانهـا

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,607,603 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: