بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

Türkmeniñ Taýpalary طايفه های ترکمن

تركمن ها به قبايل ، طايفه ها و تيره هاي مختلف تقسيم مي شوند. يازده قبيله اصلي در بين تركمن ها وجود دارد در اینجا به طور خلاصه هر قبیله را معرفی می کنیم.

 

1- Alili

 

تركمن هاي آل ايلي (عالي ايل يا علي ايلي ها) :

 

اينها گروه كوچكي را در تركمنستان تشكيل مي دهند و در شمال افغانستان نيز مشاهده ميشوند. چندهزار نفر از اين قبيله در شمال ايران در اطراف قوچان ساكن هستند.

 

2- Ata ( Türkmen ata )

 

آتا ترکمن ها :

 

اين قبيله در نزديكي واحه خيوه ازبكستان ساكن هستند و امروزه همانند قبايل ديگر در كشورهاي مختلف پراكنده شده اند. آتا تركمن ها به سه طايفه تقسيم مي شوند:

 

Ybagata, Narata, Omarata

 

3- Ärsary

 

ترکمن های ارساری:

 

اين قبيله در سرزمين وسيعي ، از كناره چپ آمودريا در بخارا تا درون استان بلخ افغانستان سكونت داشته اند. ارساري ها امروزه يكي از مهمترين قبايل منسجم تركمنستان محسوب مي شوند. آنها به چهار طايفه تقسيم مي شوند:

 

. Uka, Alaşa, Gara, Bekebül

 

4- Çowdur

 

ترکمن های چاودور ( چاودیر و یا چوودیر ) :

 

اين قبيله در مسير منقشلاق به خيوه ازبكستان ساكن بوده اند. در حال حاضر داراي جمعيتي به تعداد چند هزار نفر است. تيره‌هاي عمدة ي آنها از بحر خزر تا «كهنه اورگنچ» و« بولدومساز» و«پرسو» و«گوگجق مرو» متفرق هستند.

 

اين قبيله اولين قبيله اي است كه با روسها روبرو شده است. چودورها به هفت طايفه تقسيم مي شوند:

 

. Şohو Esenli, Bosajy, Burunjuk, Abdal, Igdir, Çowdur

 

5- Ýemreli

 

ترکمن های یمرلی ( یمره لی – امرعلی – امره لی – امرالی ) :

 

در سمت شرقی آمو دریا نزدیک خیوه ساکن بودند. يكي از كوچكترين قبايل تركمن محسوب ميشوند. در کتب مختلف نام قبیله  Yemreliرا به صورت های گوناگون مانند: امرعلی،  امرالی، امره لی ، یمره لی و یمرلی ثبت کرده اند. اما به نظر می آید تلفظ صحیح آن بنا بر گفته بزرگان و  منابع ترکمنستانی ( که در الفبای آنها تلفظ کلمات ترکمنی مشخص تر از خط فارسی است )، Yemreli باشد.

 

آرمینیوس وابری در کتاب خود» سیاحت درویشی دروغین » طایفه یمرلی را از یموت ثبت کرده است که این اشتباهی بیش نیست، و با بسیاری از اسناد و کتب تاریخی  می توان نادرستی آن را ثابت کرد. وی ایل یموت را به 4 طایفه آتابای، جعفربای، شرف جونی و  اوگورج علی، تقسیم کرده که خود این طوایف به تیره های مختلف تقسیم می شوندو یمرلی را تیره ای از طایفه شرف جونی دانسته است.

 

ابولغازی بهادر خان در کتاب خود » شجره تراکمه » به سال 1071 قمری در مورد ریشه این قبیله این چنین می نویسد:

 

ریشه قبیله « یمرایلی » چنین است که فردی در مانقشلاق شخصی از قبیله «سالور داخلی» را کشته و به میان «ایل سالور» (  (Salyr مستقر در «درون» ( شهری در خراسان قدیم)  پناهنده می شود. پس در همانجا ازدواج کرده ماندگار می شود. جمیع قبیله « یمرایلی » از نسل او هستند.

 

اما پروفسور دکتر فاروق سومر ( Faruk Sümer.1924-1995 Prof.Dr. ) در کتاب معروف خود

 

 اغوزها (ترکمنها) ، – Oguzlar ( Türkmenler) – اغوزلار ( تورکمن لر ) –  این طور می نویسد که :

 

قبیله یمیر ایلی ( یمره لی ) Yemir-Eli نیز که در ناحیه درون  واقع در خراسان قدیم می زیسته اند از تیمور توغلو خان Timur-tuğlu-Han که بیگی از قبیله ایچکی سالور ( سالور داخلی ) بود منشعب شده اند.

 

«معروفی» ( Magrupy – ماغروپی ) (1810-1735) یکی از شاعران ترکمن از این طایفه است.که در یکی از شعرهایش، اینگونه نسب خود را معرفی می کند:

 

» Aslymyz Ýemreli, zatymyz Magrup «           

 

 آصلیمیز یمرلی ، ذاتیمیز ماغروپ

 

6- Gökleň

 

تركمن هاي گوكلان ( گوکلن. گوکلنگ):

 

اساساً در جنوب غربي كشور و در ايران بين رشته كوه كوپه داغ و دره هاي البرز زندگي ميكنندگوكلانها غالباً در معرض تهاجم از ناحيه ايران بوده اند و آثار فرهنگ فارسي را در گويش خود حفظ كرده اند كه از غير معيارترين صورتهاي زباني محسوب مي شود. گوكلانها با قرار گرفتن تحت حاكميت شاه ايران موقعيت برتر خود را در بين تركمن ها از دست داده و جايگاه خود را به تكه ها سپرده اند.

 

كلنل ييت كه سفري به ميان گوكلان ها داشته و آنها را از نزديك مشاهده كرده است مي نويسد: « به نظر مي‌رسيد كه آنها تيره‌هاي بسيار متفاوتي از تكه ها، ارساري ها و ساير تركمن هايي كه تا آن موقع ديده بودم باشند؛ بعضي از آنها بور و تعدادي نيز زرد پريده رنگ بودند و در مقايسه با تكه‌ها و ساريك‌ها ريش‌هاي پرتري داشتند، آنها اسب هاي بهتري را سوار بودند و كلاه هايي از پوست بره، تقريباً بزرگ تر و پهن تر از كلاه هاي عادي بر سرداشتند. درون آلاچيق‌هاي آنها وضع خوبي نداشت، از قالي هاي زيبايي كه تكه‌ها و ساريك‌ها بر كف چادر فرش مي كنند و يا كيف هايي كه بر ديوار مي آويزند، خبري نبود، علت اين امر، فقر يا نداري آنها نبود، چون وضع خوبي داشتند. بعضي از سران آنها ثروت زيادي داشتند، از جمله «سبحان قلي‌خان» رئيس ابه‌هاي «شغال تپه»؛ بلكه علتش اين بود كه گوكلان ها مانند طايفه هاي ديگر هنر قاليبافي و كيف بافي و … را نداشتند و تنها هنر آنها در زمينه ى صنايع دستي نمدبافي بود ونيز آنها همواره ساده زندگي مي كردند وبه به كار بردن اشياى قيمتي در منازل خود اشتياق نداشتند.

 

            گوكلان ها پيش از طوايف ديگر تركمن مطيع ايرانيان شدند زيرا «آنان در سرزميني كه به سر مي بردند به علت حملات پي در پي ايرانيان زندگي آرامي نداشتند و پيش از آن كه ايران آنها را تسليم خود كند، مورد تهاجم آقامحمدخان (پادشاه ايران) و محمد امين خان (حاكم خيوه) قرار گرفتند و تاحدود زيادي نابود شدند. بدين طريق آنها چاره اي جز تسليم شدن به شاه ايران در اوايل دهة ي 1840 نداشتند.»

 

يكي از ادباي بزرگ تركمن مختوم قلی فراغی Magtymguly از قبيله گوكلان است.

 

اين قبيله به هشت طايفه تقسيم مي شود:

 

, Kaýy , Kirik , Çakir begdili , Ýangah , Garib Ali-khan Erkekli , Baýyndyr , Aýderwiş

 

7- Sakar

 

ترکمن های ساقار :

 

قبيله اي كوچك هستند كه بين بيابان Andköy و شهر ماري زندگي مي كرده اند. ساقارها تا حد زيادي با تكه ها در آميخته اند. به چند طایفه تقسیم می شوند که در جدول طوایف ( در بالا ) آمده است.

 

8- Salyr

 

ترکمن های سالیر ( سالور ، سالر ):

 

از قديمي ترين قبايل تركمن محسوب مي شوند. در شرق قبيله تكه بين رودهاي  Saraks و Murgab  زندگي مي كنند و گروهي مهم را تشكيل مي دهند. در اواخر دوران صفوي ، تركمن هاي سالور در ناحيه ي«اتك» و «آخال» مسكن گرفتندو بعد از مرگ نادرشاه حركت تدريجي خود را به سوي خراسان آغاز كردند. سالورها در دوران پادشاهي فتحعلى شاه خود را به رود تجن رساندند. عباس ميرزا نايب السلطنه درگيري هاي زيادي با اين اقوام داشت و سرانجام براي ريشه كن كردن اين قوم در 12جمادي الثاني 1248هـ. ق. راهي سرخس شد و عدة ي زيادي از سالورها را اسير كرده، به مشهد آورد.

 

سالر ها به سه طايفه تقسيم مي شوند:

 

Kiçiaga  Garaman , Ýalawaç ,  ( قارامان . یالواچ . کیچی آقا )

 

كه هركدام ازاين طوايف نيز خود به شعبات مختلفي تقسيم مي شوند.

 

9- Saryk

 

ترکمن های ساریق :

 

يك قبيله ى قديمي ديگرند كه در منطقه penjeh و همچنين مناطق Tagtabazarو Ýolotan زندگي مي كنند. اين طايفه به قبايل متعددي با نام هاي «خراسانلي»،«بيراج»،«سوخته»،«آلاشا»و«هرزقي» تقسيم مي شوند كه هركدام داراي شعبات مختلفي هستند. ساريق ها در كنار رودخانه ي مرغاب اشتغال دارند و به اين واسطه به زراعت و باغباني مي پردازند. گله‌هاي زياد گوسفند و شتر فراوان دارند كه در نزديكي رودخانه ي « قاراتپه» در دامنه ي شمال «پاروپامسيوس» خوراك فراوان براي آنها موجود است.

 

در طول تاريخ به دليل جنگهاي فراوان و تهاجم از طرف ايران جمعيت شان دچار كاهش شديد شده است. با اينحال ساريق ها به نه طايفه تقسيم مي شوند:

 

Bir-Aş , Badanen , Alyşa , Gyzyl-Marat , Barzaky , Doýaşy , Gojaly , Ganly-Baş , Suhty

 

10- Teke 

 

  tekeدر زبان ترکمنی به معنی بز نر است

 

ترکمن های تکه :

 

تكه از بزرگ ترين و نيرومندترين قبيله هاي تركمن است كه نفوذ آنها دركشورهاي مجاور بلكه در ميان كل مردم تركمن محسوس است. قدرت فزاينده ي تكه، رهبريت تركمن ها را به آنها داد. همان طوري كه در واقع اسم آنها هم تلويحاً بيان گر آن بود.

 

اين قبيله، آخال- تكه نيز ناميده مي شود و يكي از مهمترين قبايل تركمنستان كنوني است. سرزمين اوليه آنها واحه ماري ( مرو قدیم ) و آخال مي باشد. و قلمرو تحت پوشش آنها از دشتهاي Igdi تا واحه خيوه ازبكستان گسترش مي يابد. تكه ها همچنين در Baýram Ali و Kyzyl-Arwat نيز مشاهده مي شوند .

 

            آنها در آخال و واحه هاي مرو، و در سرتاسر كوير و «اوزبوي»، از نزديك چاه هاي «ايگدي» گرفته تا مرزهاي واحه ي خيوه مي زيستند. زماني بيش تر جمعيت تكه در سرزمين آخال ساكن شده بودند، اما بعد از اين كه سدي روي مرغاب ساخته شد، عده اي به واحه ي مرو انتقال يافتند، كه بدين ترتيب مرو از واحة ي آخال پرجمعيت ‌تر گرديد. و به واسطه ي اسم محل سكناي خود، به «آخال تكه»  و «تكه مرو» موسوم شدند.

 

            علت انتقال تكه هاي مرو از واحة ي آخال، فشار جمعيت و نداشتن زمين هاي زراعي كافي و نبودن آذوقه در آخال بوده است كه يكي از رهبران تكه به نام «قوشيدخان»  با زدن سدي بر روي رودخانه ي مرغاب آن واحه را آباد مي كند. و تكه هاي مرو در سال 1835 از آخال تكه جدا مي‌شوند و در مرو در كنار رودخانه ي مرغاب سكني مي گزينند. بر اساس اخباري كه از آنها در دست است ،در آن اوقات عدة ي زيادي از تركمن هاي تكه به راهنمايي «اورازخان» از زمين آخال حركت كرده به مسافت هشتاد ورست به مغرب روستاي «جيار»  كه در انتهاي هري رود واقع است رسيدند. سي سال بعد تكه ها، با ايراني هايي كه از طرف قاجاريه براي تنبيه و غارت آنها فرستاده شده بودند جنگ و خون ريزي داشتند. در اين جنگ  كه به جنگ مرو معروف است، تكه ها شكست سختي را بر قشون ايران وارد ساختند. بعد از شكست ايراني ها، تركمن هاي تكه، تراكمه ي ساريق وسالور را مطيع خود نمودند و تمام خاك مرو را تصرف كرده و خودرا نه تنها از تبعيت ايراني ها خلاص كردند، بلكه از تبعيت اهل خيوق نيز بيرون آمدند.

 

            تكه ها كه از نيرومندترين و شجاع ترين طايفه ي  تركمن هستند در مقابل هجوم قشون ايراني و روسي، مقاومت هاي زيادي نمودند و شكست سختي را به اين دو مهاجم قدرتمند و نيز حاكم خيوه وارد آوردند. درباره ي شجاعت تكه ها در« گرگان نامه» ي  «مسيح ذبيحي»  اين گونه آمده است كه : «تنها، تراكمه ي تكه سبب هستند كه روس ها با هزار زحمت وضع حاليه ي خود را در آسياي وسطي تحصيل نموده اند و نتوانند روابط خود را در اين ممالك وسعت دهند. كار آساني نخواهد بود كه روس ها تراكمه ي تكه را به اطاعت درآورند. آنچه بيشتر اسباب صعوبت انقياد تراكمه ي تكه است نه تنها شجاعت آنها كه چندين بار علايم آنها به ظهور رسيده است ، بلكه ميل زياد آنها به آزادي است.»

 

گويش تكه به همراه گويش يموت، زبان ملي كشورترکمنستان را شكل مي دهد.

 

 تكه ها به سه طايفه تقسيم ميشوند:

 

Tohtomyş , Ýalkamyşو Utamyş

 

اين دو طايفه اخير به تيره هاي مختلف تقسيم مي شوند :

 

توغتاميش ها:

 

: Beg

 

 Mejek ,Taýmas, Gara-Gökje, Ýary-Gökje : Gökje

 

Ýagyr-Baş ,Zereň, Kauku : Amaşah

 

Ýakub ,Har : Har

 

Ak kongur ,Kara kongur : Kongur

 

: Wekil

 

Ak-wekil :

 

Çaşkin, Kara-Ýüsüf , , Ýazy, Kanjyk, Kara-Ýürmek, Horun

 

Kara-Wekil :

 

Kakşal, Halil, Haraja, Aryk 

 

اوتاميش ها:

 

: Syçmaz

 

Miriş, Elbeh, Topuz, Kara-Ahmat, Perreň, Utjruk

 

: Bagşy

 

Borhoz, Sultan-Aziz, Gök, Zeýakyn, Weniş

 

11- Ýomut

 

ترکمن های یموت :

 

يموت ها از قبايل قديمي و پرجمعيت تركمن هستند. به همراه تكه ها مهمترين قبايل تركمنستان محسوب مي شوند.- در ایران  نیز همینطور. –سرزمين  اصلي آنها حاشيه درياي خزر بوده است.  يموت ها پر جمعيتند و بسيار پراكنده شده‌اند و در مناطق استرآباد تا« كراسنوودسك» (قزل سو) سواحل شرقي درياي خزر و اطراف خيوه ساكن بوده اند.

 

            در گرگان نامه ي مسيح ذبيحي در معرفي تركمن ها مطالب ارزنده اي نوشته شده است ،در بخشي ازآن آمده است : «در معرفي تركمن ها ‌ ابتدا به آنهايي اشاره خواهيم نمود كه بيشتر در اطراف مشرق سكني داشته و با روس ها بيشتر مربوط بوده و معروف تر از ديگران هستند. نزديك درياي خزر مابين رودخانه هاي اترك و گرگان تراكمه ي« قره چوقا» كه اصلاً يموت هستند سكني دارند و نيز تراكمه ي «بايرام شالي» كه بيشتر آنها در خيوه هستند. همچنين به قدر هزار خانواده از تراكمة ي قراچوقا در خيوه زندگة مى كنند.

 

يموت ها در ايام چنگيزخان و تيمورلنگ اراضي فعلي را كه در دست دارند به دست آورده، سكني گرفتند. … زماني كه خاندان اتابكان حكمراني مي كردند يموت ها در منطقه ي شمال وشمال شرق ايران فعاليت هاي زيادي در تركمن كردن منطقه داشتند.

 

            محل استقرار اولية ي يموت ها عبارتند از: «خوجه نفس»، «كمش تپه»، «خليج حسنقلي»،« چله كن » (چهاركن)، « چكيشلر»و«اترك».

 

بخشي از زبان ادبي تركمن بر گويش يموت مبتني است. يموت ها به چهار طايفه اصلي تقسيم مي شوند.

 

            «كلنل چارلزادوارد ييت» مي‌نويسد: «يموت ها ظاهراً مردمي با ايمان و نسبت به معتقدات خود پاي بند بودند، حتي خان هاي همراه ما نيز چندمرتبه در روز نماز خود را به جاي مي آوردند.»

 

اعتقاد كاملي به كلام ا.. مجيد دارند. و در ماه صيام هرگاه مسافرت كنند تا آن مسافرت از ضروريات اسلامي نباشد روزه نمي‌خورند. به مشايخ و قضات و خوجه و صوفي خيلي احترام مي‌كنند و نذورات براي آنها مي برند.»

 

            بعد از قتل عام يموت هاي خيوه توسط روس ها در سال 1873، مقاومت آنها در برابر فشار مداوم روس و ايران در هم شكست. قسمتي از يموت ها تسليم روس و قسمتي ديگر تسليم ايران شدند. در آن تاريخ آنها تقريباً 40000 خانوار (جمعاً 200000نفر) بودند. در حدود 15000 خانوار اطراف خيوه و 25000 خانوار در شمال خراسان ايران وساحل شرقي درياي خزر زندگي مي كردند.

 

 قبيله هاي يموت از حدود مغرب به مشرق به اين ترتيب مقيم هستند: جعفرباي، آتاباي، يلقي، داز، دوجي، بكه، بهلكه، بدراق، ايمير، كوچك، سلاخ، قجق، قان يوخمز و ايگدير.

 

اين طايفه ها و تيره هاي مربوط به آنها عبارتند از:

 

: Çuny

 

Eýmir, Hoçak, Igdir, Kanýokmaz, Maşrik, Badrak, Daz, Atabaý, Ak , keňirme

 

: Köçek tatar

 

Megreme Kuruma, Kyzyl, Ak-kyryn, Kerrik, Kyýak, Heýwedi, Danryk

 

: Şaraf

 

Kara-öý, Düýeji, Elgaý, Baga, Jafar-Baý

 

: Baýram şaly (یا یموت های خیوه )

 

Jünýet , Kara-hoja , Ürüş-Küçü , Üküz, Uşak, Salak

 

هركدام از اين طايفه ها به نوبه خود به تيره ها و سپس به خانواده ها تقسيم مي شوند. در کتب مربوط به طوایف ترکمن از تیره های کوچک یموت مفصلاً بحث شده است و برای کسب اطلاعات بیشتر می توانیر به کتاب هایی نظیر تاریخ سیاسی اجتماعی ترکمن ها ، سیاحت درویشی دروغین، ترکمن ها در عصر امپریالیسم و … مراجعه نمایید. 

 

  امروزه بر روي پرچم ملي تركمنستان پنج نقش قالي متعلق به هر يك از پنج قبيله اصلي كشور يعني Saryk , Gökleň ,Ärsary ,Ýomut ,Teke  وجود دارد.

 

طوايف و قبايل مقدس تركمن ها:

 

            غير از طوايف و تيره هاي مختلف تركمن،تركمن ها داراي چهار طايفه  ديگر موسوم به «اولاد» هستند. اين طوايف چهارگانه ي اولاد از طوايف مقدس تركمن به شمار مي آيند. زيرا آنها خود را از نسل خلفاي راشدين « رضي الله تعالي عنهم اجمعين» مي دانند.

 

            اين طوايف عبارتند از:

 

الف- «شيخ» ؛از نسل حضرت ابوبكر صديق (رض)

 

ب- «مخدم» ؛(مختوم)ازنسل حضرت عمرفاروق (رض)

 

ج-«آتا» ؛از نسل حضرت عثمان ذي النورين (رض)

 

د-«خوجه» ؛از نسل حضرت علي مرتضي (رض).

 

            اين طوايف چهارگانه كه از چهاريار پيامبر(ص) انشعاب يافته اند به خاطراين كه از ياران و خويشاوندان نزديك رسول اكرم (ص) هستند ،اولاد آنها در نزد تركمن ها مقدس شمرده مي‌شوند ؛ زيرا حضرت ابوبكر پدرزن پيامبر اكرم(ص) است ، حضرت عمر(ع) نيز پدرزن پيامبراكرم(ص) و از طرف ديگر داماد حضرت علي(ع) است. حضرت عثمان (ع) و حضرت علي(ع) هر دو داماد پيامبراكرم (ص) هستند و روايت است كه مي گويند آنها (اولاد) براي تبليغ دين مبين اسلام و از طرف ديگر به علت فرار از ظلم و جور خلفاي اموي به ميان تركمن ها آمده اند. و تركمن ها به آنها اولاد گفته و احترام بسيار زيادي نسبت به آنها قايل بودند و هستند. از ميان اين طوايف،آتا و خوجه پرنفوذترين آنها هستند. به دليل اين كه فرزندان اين دو طايفه از نوادگان و اهل بيت رسول اكرم(ص) محسوب مي شوند.

 

در كتاب ايرانيان تركمن آمده است: «گروهي از تركمن ها نيز به اولاد مشهورند». «ويليام آيرونز» آنها را قبايل مقدس مي‌نامد. اين گروه به چهار شاخه تقسيم مي شود كه هركدام از آنها خود را فرزندان يكي از خلفاي راشدين (رض) مي دانند. اين تنها گروهي است كه در عين تركمن بودن در شجره ي اصلي تركمن ها جاي ندارد».

 

            آنها در هنگام جنگ هاي قبيله اي بين تركمن ها و حتي در سخت ترين شرايط مي توانستند آزادانه در ميان تمام طوايف متخاصم رفت و آمد نمايند و در دعواي آنها ميانجي گري مي كردند و بارها همين اولاد، جدال‌ها و ستيزهاي بزرگي را در ميان طوايف تركمن خنثي نموده و بين گروه هاي متخاصم آشتي برقرار نمودند. آيرونز درباره ي طوايف مقدس و محل آنها مي نويسد: «همواره يك كانال ارتباط ميان طوايف متخاصم حفظ مي گرديد كه مي‌شداز آن براي برقراري صلح و نيز انجام ساير مقاصد استفاده كرد. اين كانال ارتباطي عبارت از قبايل كوچكي بود كه ادعا مي كردند از اعقاب خلفاي راشدين هستند. تمام قبايل معمولي تركمن،همواره با اين قبايل داراي تبار مقدس، مناسبات صلح آميز داشتند، زيرا به اعتقاد تركمن هاي معمولي، ياغي شدن نسبت به آنها موجب عقوبت شديد الهي بود. اعتقاد به اين عقوبت مي توانست نه فقط از ياغي شدن بلكه از عمل خصومت آميز غيرموجه عليه هريك از اعضاي قبايل مقدس جلوگيري كند. هنوز هم حكايت هاي متعددي دربارة ي ديوانه شدن كساني كه به اشتباه به جاي تركمن هاي معمولي به قبايل مقدس حمله كرده و اموال آنها را سرقت كرده بودند نقل مي شود».

 

            بنابراين اعضاي قبايل مقدس كه اولاد خوانده مي شوند،مي‌توانستند به منظور تجارت يا به عنوان پيك هاي سياسي آزادانه در بين گروه هاي متخاصم رفت‌وآمد كنند. منزلت خاص اولادها مستلزم آن بود كه آنان در راستاى برقراري صلح ميان قبايل متخاصم اقدام نمايند. اين نقشي بود كه تا اندازه‌اي از همه ي گروه هاي بي طرف انتظار مي‌رفت، ليكن الزام اولادها به ايفاي اين نقش از ديگران بيشتر بود. افراد مطلع مي‌گفتند، پس از آن كه حمله اي به گروه هاي خصم صورت مي‌گرفت، اولادها گه گاه به دفاع از قربانيان حمله برمي خاستند و با مطرح كردن فقر و تنگدستي آنان خواستار پس دادن بخشي از احشامشان مي شدند.

 

            گفته مي‌شود گاه بخشي از اموال غارتي واقعاً مسترد مي گرديد، اما هيچ گاه تمام آن را پس نمي دادند. وقتي ميان دو طايفه خصومت هايي با ابعاد بزرگ تر از دزديدن گوسفند درمي‌گرفت اولادها ميان گروه‌هاي متخاصم رفت و آمد مي‌كردند و خواهان برقراري صلح و آرامش مي شدند. البته آنان هميشه در كوشش هاي خود موفق نبودند. مع ذلك، نقش اولادها، به عنوان يك كانال سياسي، براي تمام يموت ها ارزشمند بود و بخش مهمي از ساختار سياسي سنتي آنان را تشكيل مي داد.»

 

ييت مي نويسد: «مي‌گفتند كه يموت ها به انتقام اسبي كه گوكلان ها از آنها دزديده بودند، سعي داشتند تا به آنها ضربه اي بزنند، اما تنها چيزي كه آنها به آن برمي‌خورند دختربچه‌اي بوده است كه دست مادر كور خود را گرفته و او را راه مي برده است. آنها دختر را برداشته و با خود به غنيمت بردند به اميد اين كه شايد گوكلان ها براي باز پس گرفتن وي راضي شوند تا مبلغي را به آنها بپردازند، از بدشانسي آنها اين دختر متعلق به خواجه يا سيد بود و زماني كه پدر وي براي باز پس گرفتن او نزد يموت ها رفت آنها بدون طلب چيزي دختر را به وي پس دادند، بسيار جالب بود كه تركمن ها اين قدر به خواجه يا سيد خود احترام مي گذاشتند و اموال متعلق به وي را مقدس مي‌دانستند و زماني كه چيزي را به سرقت مي بردند ومعلوم مي‌شد كه از آن سيد است خيلي زود نسبت به بازپس دادن آن اقدام مي كردند. تركمن هاي سيد، مختارند تا آزادانه بين قبايل مختلف رفت‌وآمد كنند. … اينان بسيار مورد احترام يموت ها هستند و هرگز از طرف آنها مورد هجوم و چپاول قرار نمي گيرند.»

 

كلنل ييت داستاني را بيان مي كند كه در آن گروهي از يموت هاي قان يوخمز و ايگدر براي غارت به طرف گوكلان رفته و مقادير زيادي از گوسفندان آنها را غارت كردند و با پيروزي و خوشحالي به دهكده برگشتند، او ادامه مي دهد:

 

            «بلافاصله بعد از رسيدن به دهكده، هريك از افراد سهم خود را از غنيمت به دست آمده صاحب شدند، اما چيزي نگذشت كه نگراني ها شروع شده و شك و ترديد بر دل ها مستولي گرديد، روي گوسفندان علامتي مشاهده شد كه براساس آن گمان مي رفت آنها به خواجه يا سيدي تعلق داشته باشند، به هرحال اين موضوع صحت پيدا كرد و اولين چيزي كه در اين خصوص شنيدم اين بود كه خواجه يا سيدها براي بازپس گرفتن اموال خود به ده مرادخان آمده بودند. مرادخان فوراً نسبت به مسترد داشتن سهم خود اقدام كرده و توبه نمود و بسيار اظهار ندامت كرد از اين كه چرا بعداز مدتي كه غارت گري را كنار گذاشته بود بار ديگر خود را آلوده ي اين كار كرده است.بقيه ي افراد گروه نيز به نوبه ي خود آنچه را كه به دست آورده بودند بازپس دادند. يكي از آنها كه از فرط خوشحالي با كشتن يكي از گوسفندان در شب قبل دلي از عزا درآورده بود، ناچار گرديد تا يكي از گوسفندان خود را مايه بگذارد و اين تمام چيزي بود كه از اين غارت نصيب وي گرديد. ترسي كه يموت ها از سيدها دارند بسيار تعجب آور است، به محض آن كه بفهمند آنچه را كه به غارت گرفته اند از اموال سيد است نسبت به پس دادن آن اقدام مي كنند، تا مورد لعن و نفرين قرار نگيرند.»

 

 

اين احترام و قداست سيدها نه تنها در ميان يموت بلكه در ميان تمامي طوايف تركمن همواره وجود داشته است و هم اكنون در ميان تركمن ها قبايل مقدس تركمن از احترام و عزت نسبتاً زيادي برخوردار هستند. به طوري كه در ميان تركمن ها ضرب المثلي است كه مي گويند:«اولادينگ ايتيني كشكي گورمه» يعني حتي سگ سيد را كشكي نبين. و اين ضرب المثل به خاطر ترس آنها از لعن و نفرين سيدها است.

 

منابع:

 

1, Grammire descriptive de turkmene a l’usage des francophones

 

( دستور توصیفی زبان ترکمنی برای استفاده فرانسوی زبانان )

 

تالیف: آقای فیلیپ اشمرکا بلاشه

 

ترجمه: اسلام هورن

 

2. سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه

 

تالیف: آرمینیوس وامبری

 

ترجمه: فتحعلی خواجه نوریان

 

3. شجره تراکمه

 

تالیف: ابولغازی بهادر خان

 

ترجمه: آنا دردی عنصری

 

4. اینترنت

 

نوشته شده توسط Mänsur Aýratyn

 

 

دسته‌بندی شده در: آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, خواندنـیـها از شـهرسـتانهـا

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,592,029 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: