بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

سندرم مقاومت انسولين

دکتر محمدمهدي آريان    

سندرم مقاومت انسولين IRS که به سندرم X يا سندرم متابوليک هم معروف است، عبارت از مجموعه‌اي از ناهنجاري‌هاي متابوليک و هموديناميک است که همراه با هم و مستقل از يکديگر پيشگويي‌کننده‌ي ايجاد آتروسکلروز و CVD مي‌باشند. خاصه‌ي اصلي و شناسه‌ي مغزي‌IRS  عبارت از مقاومت به انسولين است. اين حالت با هيپرانسولينمي، عدم تحمل به گلوکز، ديس ليپيدمي آتروژنيک (کاهش ليپوپروتئين‌هاي با چگالي بالا (HDL) و افزايش تري‌گليسريدها، اسيدهاي چرب آزاد، ليپوپروتئين با چگالي بسيار پائين (VLDL) و ذرات کوچک و متراکم(LDL)، بالا بودن فشار خون و چاقي شکم همراه است).

 

 

            ساير ناهنجاري‌هاي همراه با IRS عبارتند از اختلال فيبرينوليز و افزايش قابليت انعقادپذيري، التهاب مزمن، ديسفونکسيون آندوتليال واسترس اکسيداتيو.

 

            مقاومت به انسولين (يعني مقاومت نسبت به انسولين تحريک شده باجذب گلوکز) معمولاً اولين نقص زمينه‌اي و خاصه‌ي اصلي پيوند IRS و CVD به حساب مي‌آيد.

 

            بيش فعالي سمپاتيک Sympathic hyperactivity، افزايش واکنش‌پذيري قلب و عروق و کاهش تون پاراسمپاتيک نيز قوياً در پاتوژنز IRS و ايجاد و پيشرفت CVD (بيماري قلب و عروق) تاثير دارد.

 

            نتايج بررسي‌هاي اپيدميولوژيک حاکي از آن است که تشديد واکنش‌پذيري قلب و عروق نسبت به استرس پيشگويي‌کننده‌ي سير پيشرفت آتروسکلروز بوده و احتمال بيمارگني و مرگ و مير  CVDرا مي‌افزايد. به همين ترتيب، نتايج بررسي در حيوانات و نخستينيان غيرانسان قويا حاکي از آن است که بيش فعالي سمپاتيک ممکن است سبب ايجاد و تشديد مقاومت به انسولين، هيپرتانسيون، ديس ليپيدمي، چاقي احشايي و ساير اجزاي IRS شده، ايجاد آتروسکلروز را تسريع کرده و در نهايت به ايجاد و پيشرفت بيماري قلب و عروق بيانجامد. کاهش عملکرد کارديوواگال نيز با IRS مشاهده مي‌شود. مقاومت انسولين، افزايش ليپيدها، چاقي و ساير اجزاي IRS ممکن است به کاهش تغييرپذيري تندي ضربان قلب (HRV) و حساسيت بارورفلکس بيانجامد، يعني عواملي که تصور مي‌رود منعکس‌کننده‌ي اختلال در تطبيق‌پذيري کارديوواگال و کاهش تون پاراسمپاتيک باشد. کاهش HRV و حساسيت بارورفلکس به نوبه‌ي خود عامل پيشگويي‌کننده‌ي قوي و مستقل بيمارگني قلب و عروق و مرگ و مير بوده و تا حدي سبب ايجاد آثار ناهنجاري‌هاي مربوط به IRS در اين پيامدها باشد.

 

            نتايج بررسي‌هاي تجربي، باليني و اپيدميولوژيک اخير مدارک جالب توجهي عرضه مي‌دارد که حاکي از تاثير قابل توجه استرس مزمن و عوامل روان شناسيک وابسته به پاتوژنز و سير پيشرفت IRS و CVD  است. در بررسي‌هايي که از مدل‌هاي نخستينيان استفاده به عمل آمده، ثابت شده است که استرس مزمن روانشناسيک سبب القاي هيپرکورتيزولمي، مقاومت به انسولين، و آديپوزيته‌ي احشايي شده، آترواسکلروزرا تسريع نموده و ديسفونکسيون آندوتليال را تشديد مي‌نمايد. اين آثار قوياً با پيدايشCVD، متعاقب آن همراه است و تصور مي‌رود تا حدي به علت فعال شدن مفرط سيستم عصبي سمپاتيک و محور هيپوتالاميک هيپوفيز آدرنال (HPA) باشد. در بررسي‌هاي باليني انسان، استرس مزمن زندگي با تشديد واکنش‌پذيري سمپاتوآدرنال ارتباط داشته و نشان داده شده است که ممکن است استرس روانشناسيک سبب افزايش فشار شرياني، کاهشHRV، القاي تغييرات پيش التهابي و پيش انعقادي شده، تراز گلوکز خون ناشتا، انسولين و ليپيد را بيافزايد، استرس اکسيداتيو را افزايش ‌دهد، فونکسيون آندوتليال را مختل ‌نمايد و سبب راه افتادن حوادث حاد کرونر‌شود. استرس مزمن سبب فرونشاني فاکتور 1 رشد شبه انسولين (IGF-1) نيز مي‌شود. کاهش دسترسي به IGF-1  با پاتوژنز عدم تحمل گلوکز، هيپرتانسيون، آتروسکلروز،CVD  و بيماري‌هاي وابسته، مرتبط است. به همين ترتيب، نتايج بررسي‌هاي اپيدميولوژيک حاکي از آن است که استرس مزمن رواني اجتماعي ممکن است به ايجاد هيپرتانسيون و ساير خاصه‌هاي IRS منجر شده، به فراهم آمدن شرايط CVD کمک کرده و به افزايش مرگ و مير CVD منتهي شود.

 

            در نتايج بررسي در جمعيت انسان و انگاره‌هاي نخستينيان، ارتباط استرس روانشناسيک با ايجاد و تشديد حالات عاطفي منفي از جمله افسردگي، اضطراب، نوميدي، خصومت و خشم روشن شده است، اينگونه حالات منفي که با سوء تنظيم محور HPA و بيش فعالي سمپاتيک مشخص مي‌شود به نوبه‌ي خود با افزايش احتمال چاقي احشايي، هيپرتانسيون، مقاومت به انسولين، ديس ليپيدمي و ساير اجزاي  IRS و نيز حمله، ديابت و بيمارگني و مرگ و مير CVD همراه است. مکانيسم‌هاي زمينه‌ساز پيوند ميان استرس رواني اجتماعي و حالات عاطفي منفي ممکن است شامل افزايش سايتوکين‌هاي پيش التهابي در ارتباط با استرس باشد که به صورت آينده‌نگر با نشانه‌هاي افسردگي، اضطراب و اختلال شعور همراه آن و نيز اخيراً با خشم، کينه‌توزي و پرخاشگري در انسان و انگاره‌هاي حيواني ارتباط دارد.

 

 

 

Advertisements

دسته‌بندی شده در: آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, غـدد درون ریـز

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,607,601 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: