بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

بيماريهاي قارچي احشائي بلاستوميکوز و روش‌هاي آزمايشگاهي

دکترمختار فروزش پاتوبيولوژي  دکتربهرام اسدي              علوم آزمايشگاهي  دکتر مهردخت حميدي    پاتولوژي  دکترحسن صف آرا          داخلي

 

مقدمه:

 

از بيماريهاي قارچي احشائي بيماري بلاستوميکوز را (Blastomycose) که در اثر قارچ دو شکلي و دو مرحله‌يي Blastomycese dermatitidis ايجاد مي‌شود مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

 

 

          قارچ عامل بيماري در طبيعت به طور ساپروفيت به زندگي خود ادامه مي‌دهد و به نظر مي‌رسد محل ذخيره و نگهداري اين قارچ گياهان  باشند اگر چه اين قارچ را از خاک نيز جدا کرده‌اند ولي براي بار دوم نتوانسته‌اند از همان محل قارچ راجدا نمايند شايد به همين دليل باشد هنوز محل زندگي اين قارچ به نحومشخصي شناخته نشده است.

 

          قارچ بلاستومي سيس درماتيتيديس در خاک به سرعت استريل و از بين مي‌رود بنابر اين حضور قارچ در خاک موقتي بوده و نمي‌تواند به طور آزاد در آن ادامه‌ي حيات بدهد از طرفي وجود شکل کامل و جنسي قارچ تأييد شده است که تکثير مناسب قارچ از طريق انتشار اسکواسکوسپور بوده و زندگي مستقل دارد.

 

          اين قارچ بيشتر در آمريکاي شمالي (اتازوني وکانادا)، قاره‌ي آفريقا ديده مي‌شود وليکن به صورت اسپوراديک در آمريکاي جنوبي، اروپا و خاور نزديک  نيز وجود دارد.

 

 

 

بلاستوميکوز  Blastomycose

 

اسامي مترادف:

 

– Blastomycose nord- Americane

 

– Maladie de Gilchrist

 

– Blastomycose Systemique

 

– Maladie de chicago

 

 

 

تعريف:

 

عفونت مزمن، گرانولوماتوز و چرکي است که توسط بلاستومي سيس درماتيتيديس B. dermatitidis ايجاد مي‌شود.  اولين بار در سال 1894 توسط ژل کريست Gilchrist توصيف شده است، اين بيماري توسط محققان ديگر و با همکاري استوکس Stockes بررسي شده و مواردي ديگر نيز وسيله‌ي سايرين مشاهده  و گزارش شده است. بروک و حداد Haddad و Broc در سال 1952 اولين مورد آفريقايي بيماري را از تونس گزارش کرده‌اند و تا سال 1989، 80 مورد و تا سال 1984، 37 مورد در اين قاره به نسبت 11 مورد آفريقاي شمالي و 10 مورد آفريقاي مرکزي و 16 مورد در آفريقاي جنوبي بوده است.

 

 

 

توزيع جغرافيايي :

 

اين قارچ بيشتر در آمريکاي شمالي (اتازوني و کانادا) وقاره‌ي آفريقا ديده مي شود و به صورت اسپوراديک در آمريکاي جنوبي، اروپا و خاور نزديک وجود دارد.

 

 

 

عامل بيماريزا :

 

عامل عفونت قارچ دو شکلي به نام بلاستومي سيس درماتيتيديس مي‌باشد که امروزه به دلايل متعدد در حال زوال و نابودي است. از نظر طبقه‌بندي به نامهاي زير خوانده مي‌شود.

 

 

 

-Oidium dermatitide (Aickets 1901)

 

– Cryptococcus gilchristi (Vuillcmin 1901)

 

– Zymonemia gilchristi

 

 (Dr. Beurmann, et Gougarot 1909)

 

-Cryptococcus dermatitidis (Brumpt 1910)

 

-Geotricum dermatitidis (Fonseca 1931)

 

– Endomyces dermatitidis (Moore 1933)

 

– Gilchrista dermatitidis (Ciferi et Redaelli 1933)

 

ماک دوناف Mc do nough و لويس Lewis درسال 1968 مرحله‌ي کامل قارچ را به نام Ajellomyces dermatitidis کشف نمودند و مشخص گرديد که برخي از سويه‌هاي آمريکايي اين قارچ نمي‌تواند در مواجهه با سويه‌ي آفريقايي ايجاد اسکوسپورنمايد.

 

 

 

بيماريزايي:

 

 بلاستومي سيس درماتيتيديس يا از طريق استنشاق يا به وسيله‌ي عبور اسپور قارچ از پوست به اعضاي بدن نفوذ مي‌کند اگر از طريق تروماتيسم وارد بدن شود تيغ‌هاي آلوده مسوول اصلي  مي‌باشند.

 

علائم باليني: اکثر محققان براي اين بيماري 3 فرم باليني (جلدي، ريوي و منتشره) بيان کرده‌اند.

 

-1      فرم جلدي 

 

          يک فرم جلدي اوليه توسط تعدادي از محققان شرح داده شده است. در اين فرم جلدي تروماتيسم نقش اساسي را در ايجاد ضايعه ايفا مي‌کند زمان تلقيح از يک تا 6 هفته متغير بوده ولي عملاً به طور متوسط اين زمان ده روز مي‌باشد. ضايعات جلدي معمولاً در قسمت‌هاي عريان بدن مانند صورت، گردن و دست‌ها است. ضايعه معمولاً با يک يا چند پاپول يا ندول همراه مي‌باشد. اين پاپولها و ندول‌ها نرم بوده و فيستوله مي‌شوند که در نهايت منجر به ترشح چرک بد بو مي‌گردند. چرک خارج شده گاهي آغشته به خون مي‌باشد.  امکان دارد ضايعات از پوستول پوشيده شده باشند و اين پوستول‌ها ممکن است به طور جدا و منفرد بوده يا اينکه به طور محيطي گسترش پيدا نمايند. زماني‌که مرکز ضايعه خشک و آتروفي مي‌گردد حاشيه‌ي ضايعه داراي رنگ قرمز تند يا بنفش در اشکال دايره‌وار يا قوسي در مي‌آيد و حتي ممکن است منظره‌ي گرانولوماتوز يا زگيلي پيدا کند.

 

در اثر تلقيح قارچ وايجاد زخم لنفانژيت به وجود مي‌آيد که در طول مسير اين لنفانژيت ندولهاي التهابي ممکن است توسعه يابند. گانگليون‌هاي اقماري متورم  وحساس به فشار بوده و گاهي درد خود به خودي دارند ودراکثر موارد بهبودي حاصل مي‌شود بدون اينکه ضايعه به شکل مزمن يا منتشر تبديل گردد .

 فرم مزمن جلدي بلاستوميکوز نوع آمريکاي شمالي داراي تظاهرات متغير بوده به طوري که Kunkel  و همکارانش 60 تا 90% حالات مختلف ذکر نموده‌اند. اين فرم مزمن جلدي گاهي به فرم بلاستوميکوز ثانوي نيز ديده مي‌شود. بعضي‌ها معتقدند که فرم ثانوي مي‌تواند همانند فرم اوليه باشد.

 

بلاستوميکوز مزمن نتيجه‌ي‌ تلقيح مجدد خارجي مي‌باشد که معمولاً در نزد افراد مبتلا به فرم ريوي هستند يا اينکه در اثر انتشار خوني قارچ ايجاد مي‌شود ضايعات در مرحله‌ي اول با پاپولهاي جلدي يا ندولهاي زير جلدي که به صورت دمل در مي‌آيد و در نهايت با ترشح چرک خوني بوده و تبديل به زخم مي‌گردند.ضايعات داراي منظره وژتان و زگيلي و همراه با انفيلتراسيون بوده که از سطح پوست چند ميليمتر برجسته مي‌باشند. ضايعات به طور محيطي گسترش يافته و داراي حاشيه‌ي کاملاً مشخص قوسي و گاهي مارپيچي به رنگ قرمز تند يا بنفش و همراه با پوستولهاي منتشره و زخمهاي کوچک و پوشيده از کروت قهوه‌يي رنگ با مرکز آتروفي شده و گاهي پس رفته هستند که در نهايت ضايعات به صورت پلاکارتهاي متعدد ilots در پوست دست نخورده سالم ديده مي‌شوند.

 

-2      فرم ريوي

 

          سندرم اوليه‌ي ريوي در حد اپيدمي‌هاي محدود در ايالات متحده‌ي آمريکا مشاهده شد. عامل بيماريزا از طريق استنشاق نفوذ کرده که  با تظاهرات تنفسي که در بدو امر چندان مهم نبوده و با خواص و علائم کم و ناشناخته همراه است علائم باليني بيمار واجد عفونت تنفسي حاد و تحت حاد، و مشابه گريپ، تنگي نفس متوسط، سرفه‌ي خشک است که در نهايت منجر به دفع خلط چرکي يا چرک خوني مي‌شود. تب معمولاً در بعدازظهرها بالا مي‌رود عرق فراوان، بي‌اشتهايي، ناتواني و گاهي ترشح چرکي را مي‌توان در اين شکل بيماري ملاحظه کرد.

 

          در راديوگرافي ريتين تورم ناف مدياستن همراه سايه پارانشيماتوز معمولاً يکطرفه بوده و به ندرت در ابتداي عفونت منتشر مي‌گردد (شکل 5) وجود حفره يا انفيلتراسيون کنار ريه‌ها  از نوع ارزني معمولاً استنشاقي مي‌باشد عفونت ممکن است فقط محدود به ريه بوده يا اينکه منتشر گردد.

 

-3      فرم منتشر

 

          فرم منتشر در نتيجه‌ي انتشار خوني بلاستومي سيس درماتيتيديس از يک کانون اوليه ناشي مي‌شود و به طور تئوريک تمام اعضاي بدن را مي‌تواند مبتلا کند. ريه‌ها خيلي حساس بوده و غالباً عفونت اوليه را دارا مي‌باشند. ابتلاي آن حداقل در 95% حالت ضايعات منتشرحتمي بوده و يا خود کانون بيماري مي‌باشد.بيماري داراي سير کند بوده که خلط موکوئيدي در بدو امر و سپس چرک همراه با خون مي‌باشد.

 

علائم راديولوژي داراي نماي متفاوت از يک حالت به حالت ديگر ضايعه است. انفيلتراسيون متفاوت بوده گاهي به صورت تومور ديده مي‌شود تراکم پارانشيم، آبسه، ندولهاي کوچک ارزني در  اشکال پيشرفته‌ي بيماري ديده مي‌شود، وجود آدنوپاتي با مقادير متفاوت و نامنظم در ناف ريه ديده مي شود.

 

ضايعات استخواني معمولاً در يک سوم موارد منتشر يا حتي بيشتر وجود دارد. دنده‌ها و مهره‌هاي پشت بيشتر گرفتار مي‌شوند، مع‌الوصف امکان ابتلاي ساير استخوانها نيز وجود دارد، به هرحال عارضه  در شروع ابتلا بدون علامت بوده ليکن بعداً علائم باليني با ظاهر شدن ناگهاني درد بروز مي‌نمايد. درد معمولاً لوکاليزه بوده و فقط در محل ضايعه است و اکثراً در قسمت‌مهره‌هاي ستون فقرات مي‌باشد ولي امکان دارد در انتهاها نيز درد وجود داشته باشد به علاوه درد ممکن است همراه با نورالژي بين دنده‌يي باشد. آبسه‌ها سرد و معمولاً به شکل فيستوله در پوست ديده مي‌شوند حتي ممکن است به صورت ضايعات جلدي مشابه آنچه در فرم جلدي بيان گرديد ديده شود گاهي شکستگي خودبخودي يا رفلکس‌هاي شديد در تاندونها ديده مي شود.

 

در راديولوژي ضايعات تخريب شده در حال گسترش که توانايي توسعه‌ي اوليه در اسفنج يا در پوشش استخوان دارد ديده مي‌شود. ابتلاي استخوان ممکن است در نتيجه‌ي گسترش يک ضايعه متعدد چسبيده به آن که در اثر تحريک پوشش استخواني يا از کانون‌هاي استخواني و نکروز باشد پديد آيد تقريباً در يک‌سوم موارد فوق سيستم اعصاب مرکزي گرفتار شده و علائم کاملاً مشابه آنچه در مننژيت حاد ميکربي ديده مي‌شود مانندFronto – Tamporal – Cephale  (خمودي Torpeur)، سوء جهت‌يابي (disorienttation)، لوچي (Strabisme)، دوبيني(diplopie)، سختي گردن، تقليل حس شنوايي و علامت Kernig brudzinski مي‌تواند قبل از يک کوماي عميق ومداوم ديده شود. در ساير موارد بلاستوميکوزممکن است موجب تحريک انسفاليت، ايجاد آبسه يا گرانولوماتوز مغزي بشود بنحوي که علائم تاحدودي اختصاصي بوده شامل سردرد، اختلال، فراموشي، Paresic عدم تکلم، اغماء وغيره است. استقرار آن در دستگاه تناسلي و ادراري، پروستات باEpididymite  به صورت آبسه، تورم بدون درد بيضه‌ها بوده که حدود 5% موارد را شامل مي‌شود خيلي ‌به ندرت ممکن است کبد، طحال، چشم و سينوس‌ها يا ساير اعضاي بدن را مبتلا کند.

 

 

 

 

 

دسته‌بندی شده در: آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, تکنولوژی پزشکی, دستـگاه گـوارشی - تـغـذيه, عـفـونـت و مـیکـروب شـنـاسـی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,591,820 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: