بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

استمناء و خودارضائی

دکتر مجید حقیقت

خودارضائي با نام علمي ( masturbation ) به معناي انجام عملي توسط خود فرد جهت رسيدن به اوج لذت جنسي يا ارضاي جنسي (urgasm ) بدون عمل نزديکي (intercours ).البته اين تعريف کامل نميباشد چون ممکن است اين عمل توسط همسر و زوج جنسي بدون عمل نزذيکي صورت گيرد. لذا اصطلاح (masturbation ) طيف گستردهاي را شامل ميگردد که بسته به مذهب و فرهنگ و شرايط روحي و جسمي فرد متفاوت است وممکن است در فردي بعنوان اقدام درماني يا بعنوان قسمتي از نزديکي قلمداد گردد.

 

خودارضائي مردان يا استمناء غالبا در پسران نوجوان و جوان انجام ميگيرد و در تمامي آمارهاي ارائه شده درصد بالائي از پسران حداقل يکبار تجربه استمناء را در طول زندگي خود دارند ( متاسفانه هيچ آمار رسمي در ايران وجود ندارد) و در اروپا شيوع آن را در قشر در حال تحصيل و دانشجويان بيشتربوده است.

 

تا سالهاي حدود 1965 توسط اکثر پزشکان عمل خودارضاعي شديدا نکوهيده ميشد ولي پس از آن بتدريج توسط گروه متعددي از پزشکان نظر مثبت تري به آن داده شده است و گاهي نيز بعنوان درمان توصيه شده است.

 

دلايل پزشکاني که نظر مثبت بر عمل (masturbation) دارند, خودارضائي را بعنوان راه جلوگيري از شيوع بيماريهاي مقاربتي و افزايش تعداد حاملگي غيرقانوني ناشي از ارتباط جنسي جوانان ميدانند و يا بعنوان قسمتي از رفتار جنسي طبيعي قلمداد کرده اند و شايد صرفا مضرات آن را در حد دفع مقداري از مايع مني (semen) يعني دفع مقادير ناچيزي پروتئين و ويتامين و مواد قندي ميدانند (نظر مولف) و همچنين با عمل خودارضائي از فشارهاي عصبي ناشي از تحريکات جنسي جلوگيري خواهد شد.

 

براي درک مضرات استمناء ابتدا مسير عصبي يک تحريک جنسي تا انزال را طي عمل نزديکي بطور ساده مرور ميکنيم. ابتدا نعوظ با تحريکات دو مسير, يکي مسير رفلکسي ( reflexogenic ) که ناشي ازتحريک حس پنجگانه بخصوص لامسه و بينائي , و ديگري مسير ذهني ( psychogenic ) که ناشي از تحريکات ذهني است.

 

از طريق اين دو مسير مراکز نخاعي و فوق نخاعي ( supraspinal ) و سيستم عصبي مرکزي و هيپوتالاموس , ابتدا منجر به بروز نعوظ و سپس ادامه و استمرار تحريکات مراکز جنسي مغز, شدت تحريکات به حدي بالا ميرود که به حد آستانه ارضاي جنسي فرد برسد و عمل انزال صورت گيرد . اين مسير طبيعي تا انزال, با عمل نزديکي ميتواند رخ دهد و يا طي مرحله REM خواب ( rapid eye movment ) انجام شود. ( خواب شامل چندين مرحله سطحي تا عمقي ميباشد. در يکي از اين مراحل , حرکت سريع کره چشم وجود دارد که به اين مرحله REM گقته ميشود).

 

در اين مرحله در افراد سالم نعوظ آلت تناسلي ايجاد شده و خواب ديدن و رويا نيز رخ ميدهد. طي نعوظ ممکن است همراه با تحريکات جنسي ناشي از روياي شبانه, ميزان تحريکات به حد آستانه انزال رسيده و منجر به ارضاي جنسي و انزال طبيعي گردد ( محتلم شدن يا جنابت ).

 

آنچه توضيح داده شد مسير طبيعي ارضاي جنسي و انزال بود ولي طي عمل استمناء مسير تحريکات رفلکسي ناشي از حس هاي پنج گانه, بجاي حس لمس تمامي بدن, محدود به حس لمس موضعي ناحيه محدودي از آلت تناسلي ميباشد. همچنين تحريک ساير احساس مانند بينائي, شنوائي و حتي بويائي که طي عمل نزديکي اهميت دارد در حد صفر خواهد بود.

 

لذا جهت رسيدن به آستانه ارضاي جنسي, لازم است مسير ذهني (psychogenic) جبران کمبود تحريکات مسير رفلکسي و حسي را بنمايد, لذا با فشار ذهني و عصبي مضاعف , مغز مسير را به سمت رسيدن به حد آستانه انزال طي ميکند. که اين فشار مضاعف ميتواند با تکرار, عوارض عصبي ببار آورد. و همچنين بتدريج مرکز عصبي تحريکات جنسي با کاهش آستانه ارضاي جنسي وانزال, سعي در جبران اين کمبود تحريکات حسي را خواهد کرد تا مغز فشار کمتري را متحمل گردد.

 

در نتيجه با کاهش آستانه ارضاي جنسي بتدريج فرد مبتلا به زود انزالي (premature ejaculation) خواهد شد. که عارضه شايع ناشي از استمناء ميباشد. بدين معني که زماني که فرد تحت تاثير تحريکات انذک جنسي قرار ميگيرد حتي زماني که تصميم به عمل نزديکي ميگيرد, مسيرهاي عصبي مرکزي جنسي فعال شده و با سرعت بيشتر, مدت زمان کمتر و با تحريکات جنسي کمتر, و با توجه به کاهش آستانه انزال, در مدت زماني کمتري فرد را به مرحله انزال و ارضاي جنسي ميرساند.

 

گاهي حتي قبل از نعوظ کامل آلت تناسلي واقدام به عمل نزديکي و دخول آلت تناسلي, فرد ارضاي جنسي ميگردد و آنچه را که سالها با آرزو و ذهنيت آن اقدام به استمناء ميکرده. پس از ازدواج قادر به انجام آن و يا لذت بردن از آن نخواهد بود.(اينجانب طي مشاوره با بيماران مبتلا به زودانزالي شديد, در درصد بالائي سابقه استمناء زياد را دوران جواني آنها ديده ام).

 

همانگونه که گفته شد يکي از عوارض مهم استمناء زودانزالي است . در باره عوارض جسمي روحي و حتي خانوادگي زودانزالي مطالب بسيار ميتوان گفت که اين خود امروزه يکي از مشکلات بزرگ تعداد زيادي از مردان و بصورت ثانويه بسياري از زنان متاهل جامعه ما ميباشد.

 

حتي درصدي از بيماران که بدليل ناباروري به پزشک مراجعه ميکنند پس از گرفتن شرح حال دقيق مشخص ميگردد علت اصلي عدم باروري در واقع عدم توانائي در نزديکي ناشي از زودانزالي شديد است. بدين معني که قبل از انجام عمل دخول آلت تناسلي فرد به حالت ارضاي جنسي و انزال ميرسد لذا مايع مني و اسپرم داخل مهبل زن وارد نميگردد تا بتواند منجر به حاملگي گردد. وحتي شخصا چندين مورد بيماراني داشته ام که حتي چندين سال پس از ازدواج هنوز پرده بکارت زن سالم بوده. بدين معني که حتي يک نزديکي موفق نيز نداشته اند. و يا يکي از علل مهم عدم ثبات زندگي زناشوئي و حتي انحراف اخلاقي در زن ممکن است زودانزالي همسر وي باشد.

 

در اثر استمناء زياد و کاهش شديد آستانه تحريک منجر به انزال با کوچکترين محرک جنسي و يا عصبي و روحي ميگردد و دفع مکرر ودائم ترشحات غدد پارايورترال و غدد فرعي جنسي و پروستات منجر به ترشح مکرر و گاهي مداوم از مجرا ميگردد که اصطلاحا به آن سيلان مني گويند.

 

افرادي که استمناء به تعداد بسيار زياد انجام ميدهند منجر به عوارض شديد عصبي بدني مثل لاغري لرزش و افسردگي و اضطراب ميگردد. البته جاي بحث دارد که آيا مشکلات عصبي و اضطراب و زمينه مشکل روحي، منجر به استمناء به مقدار زياد ميگردد و يا استمناء زياد، منجر به افسردگي و اضطراب ميگردد؟ ولي به هرحال شيوع استمناء، در بيماران روحي و بستري بخش رواني بسيار بالاست.

 

عارضه ديگر استمناء ممکن است ناشي از روش انجام آن باشد. بدين معني که روشي که فرد جهت ارضاي جنسي انتخاب و يا ابداع ميکند ممکن است مضر و حتي خطرناک باشد. ويا منجر به آسيب به خود گردد.

 

روش غالب استمناء استفاده از دو انگشت شست و اشاره تا تمام کف دست ميباشد. البته پس از کاهش آستانه تحريک جنسي و ايجاد زودانزالي تحريکات بسيار کمتر مثل مالش قسمت ران پاها به آلت و حتي خوابيدن به روي شکم نيز ميتواند منجر به انزال گردد که اين خود نوعي استمناء است.

 

با توجه به زياده طلبي و تنوع طلبي ذاتي انسان فرد جهت ارضاي بيشتر به روشهاي ديگر ممکن است روي آورد مثل استفاده از اجسام که ميتواند مخاطره آميز باشد. يکي از شايعترين اين روشها استفاده از اجسام به به شکل حلقوي است. که فرد بتواند با عبوردادن آلت از داخل حلقه حس تحريکي بيشتري مشابه به نزديکي به خود منتقل کند.

 

در اين حالت با توجه به افزايش سايز وقطر آلت تناسلي حين تحريک جنسي ممکن است پس از وارد کردن آلت بداخل حلقه منجر به بدام افتادن آلت تناسلي داخل حلقه گردد. وچون در اين حالت آلت تحت فشار ميباشد و دردناک است فرد به اشتباه تصور ميکند با توقف استمناء و قطع تحريک جنسي منجر به کاهش سايز آلت و توانائي در خارج کردن آلت از حلقه خواهد شد ولي با توجه به پرخوني قسمتي از آلت تناسلي که از حلقه عبور کرده و بالا بودن فشار خون سرخرگي که خون ورودي آلت است نسبت به خون سياهرگي که تخليه خون آلت است در نتيجه خون، به آلت وارد شده ولي خارج نميگردد، لذا نه تنها سايز آلت کوچک نميگردد بلکه احتقان تشديد يافته و بدام افتادگي آلت تناسلي بيشتر نيز ميگردد. اين حالت منجر به بروز وضعيت اورژانسي و احتياج به اطاق عمل و بيهوشي جهت بريدن حلقه از دور آلت تناسلي ميباشد.

 

عکس زير نمونه اي را نشان ميدهد که با جسم سخت حلقوي شکل ( آچار ) اقدام به استمناء نموده، که منجر به بدام افتادگي آلت تناسلي شده و پس از بريدن حلقه فلري آلت آزاد شده است

 

 

حال اگرفرد در چنين حالتي بدليل شرم و خجالت به پزشک مراجعه نکند بدليل عدم خونرساني به آلت بتدريج بافت مرده و نکروزه ميگردد و سپس عفوني شده و ناچارا توسط جراحي ويا اگر باز مراجعه نکند بصورت خودبخودي آلت تناسلي قطع ميگردد.

 

در روش ديگري که فرد از اجسام شکل پذير جهت استمناء استفاده ميکند، در جسم شکل پذير سوراخي ايجاد کرده و از طريق آن حفره، اقدام به استمناء ميکنند. که در اين حالت بدليل نرمي و شکل پذيري، جسم ميتواند بداخل مجرا نفوذ کند و با تحريک مجرا منجر به عارضه گردد.

 

بعنوان مثال من در بيماران خود با مواردي برخورد داشته ام که از ميوه جات و ايجاد حفره در آن و از طريق دخول آلت بداخل آن حفره اقدام به استمناء ميکرده.

 

جالب است است بدانيد در شرح حال دقيقي که از اين بيماران گرفته شده استفاده از خيار با سايز بزرگ، لوله جاروبرقي و حتي از مجاري فاضلاب حمام، جهت استمناء ذکر شده است. دريک مورد ، بيمار بدليل استمناء از طريق مجراي فاضلاب حمام دچار عفونت مجراي ادراري شده بود . حال تصور کنيد در چنين حالتي ، آلت، داخل حلقه فلزي مجراي دفع فاضلاب، بدام افتد.

 

گاهي در حين عمل استمناء و در حالت نعوظ کامل با فشار شديد به آلت و خم کردن آن منجر به شکستگي آلت ميگردد. که منجر به خونريزي شديد زيرپوستي و آسيب بافت آلت ميگردد که احتياج به ترميم جراحي بصورت اورژانسي است. و درصورت عدم درمان منجر به نارسائي جنسي ميگردد.

 

در روش خاصي از استمناء بنام hanging masturbation فرد جهت استمناء خود را در حالتي شبيه به دارزدن قرار ميدهد، چون طرفداران اين روش معتقدند در حالت کمبود اکسيژن، لذت جنسي بيشتري ميبرند، که در اين حالت ممکن است فرد نتواند در زمان لازم ، خود را از شرايط دار ، و کمبود اکسيژن آزاد کند و منجر به آسيب مغزي و حتي مرگ گردد.( در پزشکي قانوني مبحث کامل اين روش ذکر شده است).

 

با مطالعه مطالب ارائه شده فوق ، ممکن است اين اين تصور بوجود آيد که استمناء به مقدار کم نه تنها مضر نيست که شايد با کاهش فشار جنسي سودمند هم باشد.(حتي گروه متعددي از پزشکان، بخصوص در مقالات غربي چنين عقيدهاي را ارائه کرده اند).

 

من هنگام جمع آوري اين مطالب بياد آوردم که شرب الکل در دين اسلام حرام ميباشد، حتي به مقدار کم. در حالي که پزشکان مقدار کم الکل را مضر نميدانند. ولي انسان پس از درک لذت آن، بدليل زياده طلبي ، به مقادير کم راضي نيست. به همين صورت عمل استمناء و خودارضائي جنسي نيز بتدريج با زياده طلبي در لذت جنسي و ارضاء ، و بتدريج با افزايش و استمرار آن تبديل به اعتياد روحي ميگردد. بطوري که بسياري از جوانان با علم به مضرات آن و تمايل شديد به ترک، وحتي پشيماني شديد و انزجار پس از انجام استمناء، قادر به ترک آن نيستند.

 

لذا من نيز استمناء را به هر ميزان مضر ميدانم. ( البته استمناء را نشانه انحراف جنسي، بلوغ زودرس يا مشکلات روحي و اخلاقي نميدانم که توسط گروهي ابراز شده است، مگر به ميزان بسيار زياد باشد ).

 

چرا در بسياري مطالعات و مقالات غربي، عارضه ثابت شده را براي استمناء نمي پذيرند؟ بايستي در نظر داشت مطالعات غربي در شرايط و جوامعي انجام شده که جوانان از نظر روابط جنسي با جنس مخالف محدوديتي ندارند، امکانات تفريحي و ورزشي بسيار بيشتر از جامعه ما در دسترس، و عمومي ميباشد،در چنين شرايطي فرد کمتر به استمناء روي مي آورد. و شيوع و شدت استمناء، بسيار کمتر جامعه ماست که بسياري از جوانان شرايط مشاهده رفتارهاي جنسي را از طريق فيلم و عکس و ماهواره دارند ولي امکان داشتن روابط جنسي را ندارند. و تمامي رفتار جنسي و تخليه ارضاي جنسي آنها از طريق استمناء ميباشد.

پزشک آنلاین

جهت دریافت اطلاعات بیشتر پزشکی به اینجا کلیک کنید 

دسته‌بندی شده در: آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, بیماریهـای مقاربتـی, جوانان و نوجوانان

11 Responses

  1. شهروند تهرانی می‌گه:

    خیلی مطلب جامع و کاملی در مورد استمناء البته در مردان بود .در پایان حقایقی را مطرح کردید که شاید تا به حال کمتر به آن پرداخته شده بود .واقعا» چه باید کرد ؟ جوانان ما بین فرهنگ و مذهب و غرایز طبیعی سرگردانند.کارو ازدواج و تحصیل و حتی امید به زندگی هدفمند برای جوان ایرانی یا اکثر آنها دیگر چه معنایی دارد که از رو آوردن به استمناءو تفریحات مضر دیگر دوری کنند ؟ چه گزینه های بهتری میشود به انها معرفی کرد تا بین لذت آنی و آینده ایی پر امید خودش انتخاب کند نه با تهدید و ارعاب از خیلی چیزها و حرفها که برای جوان امروز با آنهمه جذابیت های دنیای خارج کهنه و تکراری شده است؟

  2. م می‌گه:

    درمان این بیماری چگونه است؟ ایا اصلا این مشکل درمان می شود؟

  3. ناشناس می‌گه:

    منظور شما از زیاد بودن چقدر است(یعنی هفته ای چند بار توصیه میشود)

  4. ناشناس می‌گه:

    <acronym

  5. محمد می‌گه:

    سلام.
    شما خودارضايي در سن 23 سالگي،(در هفته 1 بار)را چطور مي بينيد؟
    من دانشجو هستم و اين اتفاق براي من تكرار مي شود.
    با تشكر از لطف شما

  6. m.s می‌گه:

    salam man mobtala be in areze bodam va zood enzal shodam mikhastam rahe pishgiri az on ra bedanam. ba tashakor

  7. ali می‌گه:

    سلام ایا میشه با دارو کمکم کنید من از 10 سالگی این کارو کردم نمیتونم ترک کنم ایا با دارو میشه میل جنسیرو کم کرد
    و اینکه طول الت من 10یا 11 سانت و قطرش 13 سانت ایا طبیعی اگه نه به چه متخصصی باید رجوع کنم و درمان داره یا نه

  8. prince of persia می‌گه:

    دختری نیمه‌عریان در حال تحریک آلت تناسلی.

    خودارضایی یک مرد.
    خودارضایی یا جَلْق زدن (همچنین اِستِمناء برای مردان و اِستِرجاز[نیازمند منبع] یا استِشهاء [۱]برای زنان) از روش‌های ارضای میل جنسی است، این عمل با انگیزش و تحریک اندام جنسی شخص از سوی خودش و یا آلات مصنوعی و ابزارهای ماشینی نیز که آمیزش جنسی را همانندسازی می‌کنند، انجام می‌گیرد و معمولاً انجام آن تا رسیدن به اوج لذت جنسی ادامه پیدا می‌کند که در مردان همراه با بیرون پاشیدن منی و در زنان بصورت اسپاسم (سفتی عضلانی) همراه با لذت شدید در ناحیهٔ مهبل می‌باشد. [۲] جلق‌زدن را عموماً انجام این عمل توسط خود شخص در نظر میگیرند اما تحریک آلت توسط فردی دیگر البته بدون آمیزش جنسی (معمولاً با دست) را نیز جلق‌زدن گویند.[۳] تقریباً ۶۰ تا ۹۰ درصد پسران نوجوان و ۴۰ درصد دختران خودارضایی میکنند. خودارضایی به عنوان روشی سالم، طبیعی و ایمن‌ در نظر گرفته می‌شود که بسیاری از خطرات روابط جنسی دوطرفه و بیماری‌های مقاربتی را دربر ندارد. [۴]

    فهرست مندرجات [نهفتن]
    ۱ دلایل خودارضایی
    ۲ عوارض خودارضایی
    ۳ روش‌ها
    ۴ خودارضایی از نظر ادیان
    ۴.۱ اسلام
    ۴.۲ تائویسم
    ۴.۳ مسیحیت
    ۴.۴ یهودیت
    ۵ خودارضایی در متون ادبی
    ۶ منابع و پانویس
    ۷ سایر منابع

    دلایل خودارضایی

    یکی از خدایان یونان باستان در حال خودارضایی، اثری مربوط به قرن ششم پیش از میلادعلاوه بر احساس لذت جنسی، خودارضایی برای رهایی از تنش‌های جنسی به‌خصوص در زمانی که شریک جنسی در دسترس نیست انجام می‌شود. خودارضایی گاهی به منظور رفع اضطراب و رسیدن به آرامش صورت می‌گیرد. در نوجوانان گاهی خودارضایی با هدف کنجکاوی در خصوص دستگاه‌های تناسلی اجرا می‌شود. خودارضایی همچنین گاهی با هدف پیشگیری از انتقال بیماری‌های مقاربتی و همچنین پیشگیری از بارداری صورت می‌گیرد. گاهی در برخی نارسایی‌های جنسی توسط پزشک نیز استمناء تجویز می‌شود.[۲] [۵]

    عوارض خودارضایی
    در گذشته خودارضایی گونه‌ای از انحراف جنسی و ذهنی تلقی می‌شد. اما اکنون از لحاظ پزشکی هیچ مدرکی وجود ندارد که خودارضایی چه از لحاظ جسمی یا روحی روانی مضر باشد[۴]؛ با این وجود، این باور ریشه‌دار که خودارضایی باعث عوارضی همچون مشکلات عصبی، سیاهی دور چشمها٬ قوس کمر٬ کوری٬ سکتهٔ قلبی٬ مشکلات جنسی٬ یا لرزش دست می‌شود در میان بسیاری از عوام شایع است.[۶] امروزه متخصصان، خودارضایی را گونه‌ای از فعالیت جنسی می‌دانند که طبیعی، سالم، مطلوب و امن است. تنها هنگامی خودارضایی می‌تواند مشکل‌ساز شود که فرد را از برقراری رابطهٔ با شریک جنسی‌اش باز دارد.[۲]

    بنا بر نظر اکثریت پزشکان و بر خلاف باور عموم، از لحاظ پزشکی خودارضایی چه در مردان چه در زنان، در صورت میانه‌روی هیچ عارضهٔ خاصی در بدن ایجاد نمی‌کند و می‌تواند نوعی از رفتار جنسی فرد محسوب شود و به حفظ سلامت جنسی انسان کمک کند.[۷] [۲] خودارضایی در ریزش مو، به وجود آمدن آکنه و ضعف منی و نطفه شخص بی‌تاثیر است.[۸] همچنین استمناء در ظاهر فرد تاثیرگذار نیست.[۵] خودارضایی همچنین به خودی خود هیچ مشکل روانی و ذهنی ایجاد نمی‌کند. [۹]خودارضایی باعث برطرف شدن افسردگی می‌شود و به بالابردن اعتماد به نفس شخص کمک میکند.[۴] خودارضایی در ضعف بینایی و بطور کلی تحلیل قوای جسمانی هیچ نقشی ندارد.[۱۰] تنها چندین بار خودارضایی متوالی میتواند باعث ایجاد خستگی به مدت حدودا یک روز شود. همچنین در جوامعی که خودارضایی گناه محسوب می‌شود و دیدگاه بدی در مورد آن در بین عوام وجود دارد، خودارضایی میتواند بطور تلقینی باعث احساس ندامت، پشیمانی و گناه شود. [۴]

    خودارضایی در اکثر زنان باعث کاهش فشارهای عصبی قبل از قاعدگی می‌شود. علاوه بر آن خودارضایی در زنان می‌تواند در اینکه چطور به ارگاسم برسند کمک کند. در مردان این عمل با افزایش زمان انزال و کنترل بیشتر آن، در رابطهٔ جنسی مفید خواهد بود.[۵] خودارضایی خصوصا در روابطی که یکی خواهان سکس بیشتری است میتواند مفید واقع شود.[۴] البته زیاده‌روی بیش از حد در استمناء (بیشتر از ۲۰ [۱۱] بار در ماه) می‌تواند در مردان از عوامل سرطان پروستات در آینده محسوب شود.[۱۲] [۱۳] اما از طرفی استمناء مرتب خصوصاً در سنین بالای ۵۰ سال [۱۱] بخاطر دفع عوامل بیماری‌زا از داخل پروستات از بروز این بیماری پیشگیری می‌کند.[۱۴] استمنا یک یا دو بار در هفته همچنین می‌تواند باعث افزایش تولید گلبول‌های سفید خون در مردان شود و از این طریق سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشد. [۱۵]

    روش‌ها
    در مردان
    گرچه روش انجام خودارضایی فرد به فرد متفاوت است اما عموماً با در دست نگه داشتن آلت بصورت تقریباً محکم در دست و حرکت دست به سمت جلو و عقب و گاهاً همراه با خیال‌پردازی انجام می‌شود. روش دیگری که عمومیت کمتری دارد مالیدن آلت به سطوح صاف و نرم مثل بالش یا تشک است. استفاده از ابزارآلات ساختگی یا وسایل سکس نیز متداول است. تمامی این رفتارها تا رسیدن به ارگاسم ادامه پیدا میکند. [۴]تمرکز بیشتر روی کلاهک آلت تناسلی و سرعت انجام عمل، سرعت رسیدن به ارگاسم را افزایش می‌دهد. برای افزایش لذت و همچنین برای کاهش اصطکاک معمولاً از مایعات یا آب دهان استفاده می‌شود. [۱۶]

    یک زن در حال خودارضاییدر زنان
    در زنان خودارضایی اغلب از طریق مالش یا ضربه بر روی آلت زنانه خصوصاً چوچوله و لب‌های فرج انجام می‌شود. همچنین فرو کردن انگشت یا جسم خارجی در مهبل، تحریک سینه‌ها و نقطهٔ جی از طریق مالش، فشار، کشش عضلانی و خیال‌پردازی نیز می‌تواند در کنار هم بکار گرفته شود. [۱۷] استفاده از جریان فشار آب بر روی چوچوله نیز یکی از روش‌های مرسوم خودارضایی در زنان است. برخی از زنان حتی با فشار شدید هر دو پا به هم میتوانند تحریک شوند.[۱۸] برای برخی زنان خودارضایی تنها راه رسیدن به ارگاسم است.[۴]

    خودارضایی از نظر ادیان
    اسلام
    دیدگاه اهل سنت: اهل سنت نظرات متفاوتی را در مورد خودارضایی دارند. برخی آن را در تمام اشکال و موارد حرام می‌دانند، برخی در مواردی آن را مجاز می‌شمارند و برخی آن را مکروه می‌دانند.[۱۹]

    دیدگاه شیعیان: از نظر شیعیان خودارضایی به طور کامل و در تمام اشکال آن حرام می‌باشد. حتی به اعتقاد برخی مراجع دینی، خودارضایی از «گناهان کبیره‌» است.[۲۰] [۲۱][۲۲] با این حال بنا بر فتوای اکثر مراجع اگر استمنا به دست همسر شخص انجام شود گناه به حساب نمی‌آید. [۲۳]

    تائویسم
    در آیین تائویسم، مردان از خودارضایی منع شده‌ند. زیرا با اعتقاد به منابع انرژی در شکم تحتانی، استمنا بدن را از انرژی تخلیه و مانع از ادامهٔ حیات هارمونیک می‌شود. همچنین بر پایه دستورات این آئین، خودارضایی زنان باعث کاهش طول عمر و امراض لاعلاج در آنان می‌شود.[۱۹]

    مسیحیت
    دیدگاه کاتولیک‌ها: از نظر کلیسای کاتولیک، در پاره‌ای موارد، برای شناخت بدن و احساسات جنسی، آن را مجاز می‌شمارند.[۱۹]

    دیدگاه پروتستان‌ها: به عقیدهٔ پروتستان‌ها، خودارضایی یک سیر طبیعی از سیکل جنسی افراد است و این امر مانع از روابط جنسی «غیرمجاز» (از نظر کلیسای پروتستان) مانند همجنس‌گرایی می‌شود.[۱۹]

    یهودیت
    خودارضایی در شریعت یهود، به طور کامل منع نمی‌شود و عملی توأم با سلامتی و نشاط‌آوری تلقی می‌گردد؛ اما در برخی شاخه‌های مذهبی، آن خودارضایی جنس مذکر ممنوع است.[۱۹]

    خودارضایی در متون ادبی
    در ادبیات فارسی، استمنا دستمایهٔ هزل‌گویی شده‌است، چنان که عبید زاکانی ترجیع‌بندی در هفت‌بند با بیت ترجیع «جلق می‌زن که جلق خوش باشد/جلق در زیر دلق خوش باشد» سروده‌است.[۲۴] خود او در رسالهٔ تعریفات٬ جلق را «دستگیر مفلسان» خوانده‌است و در پند سی‌وسوم رسالهٔ صدپند گفته‌است: «جلق‌زنی را به از غرزنی دانید.»[۲۵] گاه در هزل‌های شاعران استمنا به عنوان گزینهٔ سوم —دوگزینهٔ دیگر جماع از پس و جماع از پیش است — مطرح است. زمانی بهترین گزینه دانسته می‌شود: «جوانا برو جلق زن گوش دار / سخن‌های پیران مشکین نفَس//کُس و کون مگا کآن و این هر زمان/بگندد ز پیش و ببوید ز پس»[۲۶] و گاه از روی ناچاری‌است: «کس و کون چون به دست مِی‌ناید/جلق بر هر دو اختیار کنیم».[۲۷] گاه نیز در مطلوبی گزینهٔ دوم است. چنان که ایرج میرزا در عارف‌نامه در مذمّت لواط می‌گوید: «بوَد کون‌کردن اندر رأی کُس‌کُن / چو جلقی لیک جلقِ با تَعَفّن»[۲۸] سعدی نیز ضمن حکایتی در هزلیات از قول مردکی که آب پشت (منی) به دشت می‌ریخت گفته‌است: «باری چو گناهکار می‌باید بود/هم در کف پاک، به که در کون پلشت»

    از مفاهیم تکرارشونده در ادبیات هزلی، جلق‌زدن به یاد یار است. عبید در رسالهٔ تعریفات در تعریف نعم‌الجنه چنین گفته‌است «آنکه چشم به هم گذارد و به یاد پسر یا دختری جلق زند».[۲۹] سوزنی سمرقندی در نقیضه‌ای با مطلع «منم که سر حمدان عقیق در یمنم / به سرخ‌کیری کس نیست همچنان که منم» به جلق زدن با یاد یار از شب تا صبح اشاره می‌کند و می‌گوید «جمال و مفتخر بلخ بامی آنکه ز شام / به یاد او همه شب تا به صبح جلق زنم».[۳۰] در رسالهٔ دلگشا نیز حکایتی طیبت‌آلود دربارهٔ عرب کوری که به یاد دختری سکینه نام استمنا می‌کرد آمده‌است.[۳۱]

    در ادبیات هزلی فارسی به استفاده از آب دهان برای تسهیل استمنا اشاره شده‌است. سوزنی در مطلع شعری چنین می‌گوید: «امروز منم کیر و خدو کرده به کف بر / چونان زده‌ام جلق چو چخماق نجف بر».[۳۲] [خدو به معنی آب دهان است]. ذبیح بهروز در فصلی به نام «گندستان» از رسالهٔ طنزآلود معراج‌نامه، که با نام مستعار نویسنده (ابن دیلاق) در زمان رضاشاه به طور زیرزمینی انتشار یافت، نقیضه‌ای بر گلستان نوشته‌است. گندستان در جماع و استمناست. از جمله در دیباچه به استفاده از آب دهان برای استمنا اشاره کرده‌است «بنده همان به که به آب دهان/کار کند روز و شب و سال و ماه».[۳۳]

    از اصطلاحاتی که در هزل‌های فارسی در معنای استمنا به کار می‌رود «مشت‌زدن» است. در معراج‌نامهٔ ابن دیلاق که ذکر آن رفت، آمده‌است: «ای کریمی که در بسیط زمین / همه‌جا عبد مشت‌زن داری / یا تو هم مشت می‌زنی چون ما / یا که چون دیگران تو زن داری»[۳۴]

    در فرهنگ دهخدا برای واژه جلق از قول فرهنگ نظام نقل شده‌است که این لفظ در عربی بمعنی سر تراشیدن و سنگ پراندن با منجنیق است و در فارسی بطور مجاز و تشبیه به سر تراشیدن و استمناء استعمال شده چه در سر تراشیدن هم سر را باید تر کرد و مالید تا مو بخیسد

  9. prince of persia می‌گه:

    ——————————————————————————–

    انزال زودرس ناشي از خود ارضايي نيست. اين حالت در بسياري از افراد بدون هيچ علت شناخته شده خاصي وجود دارد. اينكه بخواهيد به علت اين مشكل از ازدواج منصرف شويد اصولا كاردرستي نيست. همانطور كه بارها در اين قسمت در مورد انزال زودرس توضيح داديم پس از ازدواج با همكاري همسرتان ميتوانيد پس از تمرين و هماهنگي، كنترل خود را به دست بياوريد. اما در مورد خود ارضايي شما بايد 2 تا 3 نكته را حتما تاكيد كنيم. اولا اين مسئله يك مشكل بسيار شايع و در ضمن قابل حل است. از وجود اين مشكل نگراني چنداني به خود راه ندهيد و فقط سعي در برطرف كردن آن داشته باشيد. در مورد ازدواج بايد بگوئيم كه ازدواج ميتواند كمك زيادي در حل مشكل به شما كند. اما نبايد فكر كنيد كه با ازدواج اين عادت بهطور كلي از بين ميرود. مهمترين توصيه ما اين است كه كاري كنيد تا اين عادت بهطور كامل در كنترل شما باشد. در غير اينصورت اثرات منفي اين حالت تمام زندگي شما را تحت تاثير قرار ميدهد و باعث نزول شخصيتي و اجتماعي شما خواهد شد. ازدواج راهحل مناسبي است و ما نيز آن را توصيه ميكنيم. اما همه مشكلات با آن حل نميشود. تقويت اراده حتما بايد مدنظر شما باشد. فعاليتهاي مفيد زندگي خود را افزايش دهيد. ورزش و فعاليتهاي تفريحي سالم زندگي خود را بيش از پيش انجام دهيد. سعي كنيد كمتر تنها باشيد. تمام مسائل محرك را از خود دور كنيد. اگر فيلم يا عكسهاي تحريككننده داريد حتما تمام آنها را نابود كنيد.

    خود ارضايی اگر تحت فشار روانی برای زود انزال شدن باشد ممکن است باعث شرطی شدن شما شود و در هر بار تحريک جنسی زود انزال شويد. مثلا برای کسانی که نمی خواهند کسی آنها را ببيند و سريع می خواهند خود ارضايی کنند. اما در غير اينصورت باعث انزال زودرس نمی شود.

    در مورد سئوال دومتان، احساس خود ارضايی و دخول دو حس متفاوت است و چون محرک ها در اين دو مورد با هم متفاوت است جای نگرانی وجود ندارد. برای بعضی از افرادی که خودارضايی را با فشار زياد بر روی آلت انجام می دهند شايد مشکل باشد تا به تحريک های واژن پاسخ بدهند اما اين مسئله بعد از مدتی که رابطه مداوم با همسرتان داشته باشيد بر طرف می شود.

    هیچگونه شواهدی مبنی بر ارتباط خود ارضائی و زود انزالی وجود نداره

  10. prince of persia می‌گه:

    ساختار رواني و اجتماعي پيچيده‌ي انسان در تمام ابعاد زندگي او، تأثيراتي بنيادين دارد. رفتارهاي جنسي ما نيز تحت تأثير عواملي گوناگون از جمله باورها، عوامل تربيتي، محدوديت‌هاي اجتماعي و غيره هستند. اين عوامل هر چند مي‌توانند تأثيرات و تحولات مثبتي را در منش‌هاي جنسي ما به وجود بياورند. ولي هم‌زمان به نوعي اين قدرت را نيز دارند كه با سركوب‌هاي شديد اين نوع نياز‌ها، در سلامت و بهداشت رواني انسان خدشه وارد كنند.

    خوشبختانه ما در عصري زندگي مي‌كنيم كه پيشرفت علوم در زمينه‌هاي گوناگون مثل پزشكي، علوم اجتماعي و روان‌شناسي، روشن‌گري‌هايي در ارتباط با انسان، نياز‌ها و كاركرد‌هاي رواني و فيزيولوژيك او در اختيارمان گذاشته است. به گونه‌اي كه بسان روزگاران گذشته، ناچار نيستيم براي درك پديده‌ها به باور‌هاي پدرانمان اكتفا كنيم.

    خودارضايي، يك نمونه از رفتار‌هاي بشري است كه قرن‌ها در فرهنگ‌هاي گوناگون به عنوان پديده‌اي شنيع نگريسته شده و تنها پيشرفت‌هاي علمي دهه‌هاي اخير است كه تحولي اساسي در تصوير‌ي كه از خودارضايي وجود داشته، به وجود آورده است.

    من به عنوان يك روان‌شناس فارسي‌زبان، در طي چند سال اخير به ضرورت پرداختن به اين موضوع براي ايراني‌ها پي برده‌ام. زيرا نامه‌هاي متعددي از هم‌وطنان عزيز و خصوصاً جوان‌ها دريافت مي‌كنم كه همگي دال بر تصورات اشتباه و غيرعلمي است كه از خودارضايي در جامعه‌ي ما وجود دارد. تصوراتي كه تأثيراتي روحي زيادي باقي مي‌گذارند.

    متاسفانه بسياري از سايت‌ها و وبلاگ‌هايي كه به زبان فارسي وجود دارند، بر ترويج واستحكام اين اطلاعات بي‌پايه، دامن مي‌زنند. آن‌ها از خودارضايي به عنوان رفتاري كه پيامد‌هاي روحي و جسمي جبران‌ناپذير به همراه مي‌آورد، ياد مي‌كنند. جالب اين است كه براي اثبات ادعاهاي خود، كوچك‌ترين دليل علمي ارائه نمي‌دهند. يا اگر مي‌دهند، بدون ذكر مرجعي معتبر و علمي است.

    من در اينجا مناسب ديدم كه بحثم را با نگاهي كوتاه به نگرشي كه در گذشته در كشورهاي غربي از خودارضايي وجود داشته است، آغاز كنم. زيرا شباهت‌هاي زيادي بين اين تصورات با باورهايي كه در ذهنيت برخي هم‌وطنانمان در مورد خودارضايي وجود دارد، مشاهده مي‌كنم. باشد كه آشنايي با اين باورها و تحولاتي كه با پيشرفت علم در آن‌ها ايجاد شده، بتواند خوانندگان فارسي‌زبان ما را در اين زمينه آگاهي بيشتري بخشد.

    بخش اول:
    خودارضايي و پزشكان غرب، در قرون گذشته
    نكته‌اي كه در رابطه با خودارضايي در تاريخ غرب بايد گفت اين است كه در متون پزشكي قبل از قرن هفدهم، خيلي كم در اين ارتباط صحبت مي‌شود. اين طور بر مي‌آيد كه پزشكان در اين ارتباط بيشترسكوت مي‌كردند.

    در برخي از نوشته‌ها كه از آن زمان به جا مانده است، از آن به عنوان پديده‌اي مفيد ياد شده است. از جمله گالين۱ كه معتقد بود نگه داشتن مني و خارج نكردن آن، مي‌تواند براي سلامتي مضر باشد. به عقيده‌ي او بشر بايد از طريق رابطه با همسرش يا از طريق خودارضايي سعي در آزاد كردن اسپرم‌هايش بكند.

    در قرن شانزدهم حتي مشاهده مي‌كنيم كه بعضي از پزشكان خودارضايي را توصيه مي‌كردند. از جمله يك آناتوميست ايتاليايي به نام فالوپ۲ از اهميت آموزش خودارضايي به جوان‌ها ياد مي‌كند.

    از قرن هفدهم به بعد، مشاهده مي‌كنيم كه در بسياري متون خودارضايي به شدت محكوم و از آن به عنوان عامل بسياري از بيماري‌هاي جسمي و روحي ياد مي‌شود. تنها تحولات علمي دهه‌هاي اخير است كه به اين تصورات غلط پايان داده است.

    بسياري از محققين معتقدند كه انتشار كتابي به نام «اونانيا» در سال ۱۷۱۵ تأثير بسزايي در رواج افكار منفي كه در چند قرن گذشته نسبت به خودارضايي وجود داشته، گذاشته است۳.

    در اين كتاب نويسنده عنوان مي‌كند كه ضررهاي ناشي ازخودارضايي، تمام جسم و روح فرد را فرا مي‌گيرد و او را به سوي مرگ سوق مي‌دهد. از اين دوره به بعد مي‌بينيم كه پزشكان تا چند قرن خودارضايي را به عنوان عامل بسياري از بيماري‌ها تصور مي‌كردند. از بيماري‌هاي عصبي گرفته تا بيماري‌هاي جنسي مثل سيفليس و سرطان و كري و ضعف چشم! و بدين گونه وحشت زيادي در جوان‌ها و نوجواناني كه دست به اين كار مي‌زدند، ايجاد مي‌كردند.

    پزشك ديگري به نام تيسو۴ (۱۷۲۸) كه تأثير زيادي در نظريات پزشكان زمان خود داشت، معتقد بود كه مني، نقش اساسي در عملكرد اساسي ارگانيسم به عهده دارد و به هدر دادن آن، مي‌تواند باعث ضعيف شدن بدن و ايجاد بيماري شود. او نيز مثل بسياري از پزشكان هم‌عصرش بر اين باور بود كه اين مايع ارزشمند را تنها زماني بايد استفاده كرد كه شانسي براي توليد مثل وجود داشته باشد.

    فهرست بيماري‌هايي كه به خودارضايي نسبت مي‌دادند، بسيار طولاني است: اختلالات مغزي و عصبي، ديوانگي، جنون، اختلالات استخواني مثل راشيتيسم، اختلالات سيستم تنفسي نظير سل، اختلالات قلبي و عروقي، گوارشي و غيره.

    دكتر بورژ تا آنجا پيش مي‌رود كه چنين مي‌گويد: «تعداد آدم‌هايي كه اين عمل زشت به كشتن داده است، از آدم‌هايي كه در اثر جنگ و اپيدمي كشته شده‌اند، بسيار بيشتر است.»

    دكتر ديگري به نام« دوباي » از او هم فراتر مي‌رود و مدعي مي‌شود كه خودارضايي نه تنها خود انسان بلكه نسل بشر را نيز منهدم خواهد كرد۵.

    اين عقايد در قرن نوزدهم هم بسيار جاري بود. والينگ (۱۹۰۴) عواقب زير را براي خودارضايي عنوان كرده بود: «از دست دادن حافظه، حواس‌پرتي، بي‌تفاوتي به رابطه‌ي جنسي…»

    او از قول يك پزشك آلماني اين طور نقل قول مي‌كند: «كسي كه خودارضايي مي‌كند، به تدريج قابليت‌هاي اخلاقي خود را از دست مي‌دهد و ظاهري احمق و زنانه پيدا مي‌كند. هميشه غمگين و دست و پا چلفتي است و از هر گونه فعاليت ذهني بيزار مي‌شود… در ضمن در حضور ديگران مضطرب است۶.»

    در حقيقت اشكال اساسي علم فيزيولوژي در آن قرون ذهني و نظري بودنش است كه دليل آن نيز اين بوده كه ابزار شناخت علمي به مفهوم مدرن آن، هنوز وجود نداشته است. به تعبير «اميل گي ينو۷» اين‌ها تئوري‌هايي كودكانه بيش نبوده‌اند كه بسيار تحت تأثير باورهاي اخلاقي آن زمان قرار داشته‌اند.

    در آن دوره كساني كه خودارضايي مي‌كردند، براي جامعه خطرناك محسوب مي‌شدند. «شانون» (۱۹۱۳) تا آنجا پيش مي‌رود كه مي‌گويد حتي زوج‌هايي نيز كه ارگان جنسي يكديگر را لمس مي‌كنند، نتايج و عواقب جسمي و روحي وخيمي در انتظارشان است و زندگي‌شان تباه مي‌شود.

    اين نگرش منفي در ارتباط با خودارضايي، عواقب زيادي با خود در بر داشت. زيرا اين پزشكان در جهت پيش‌گيري و درمان آن راه‌هايي نيز پيشنهاد مي‌كردند كه هيچ ارتباطي با شغل ايشان نداشته است.

    از روش‌هايي كه اين پزشكان براي مبارزه با خودارضايي جوانان و نوجوانان ارائه مي‌دادند، مي‌توان از حبس كردن دست‌ها در كيسه به هنگام خواب و يا بستن حلقه‌اي آهني به آلت پسران براي جلوگيري از خودارضايي و نعوظ در خواب نام برد.

    اين حلقه‌ها داراي تيغه‌هاي تيزي بودند كه چنان چه در خواب به نوجوان حالت تحريك جنسي دست مي‌داد، تماس پوست آلت با تيغه‌هاي حلقه او را از حالت نعوظ خارج مي‌كرد.

    يا طبق پيشنهاد «وتوري» در هنگام خواب طنابي را از يك سر به آلت و از سر ديگر به گردن فرد وصل مي‌كردند؛ به طوري كه در هنگام تحريك جنسي، فشار طناب به آلت به قدري دردآور باشد كه نعوظ خاتمه پيدا كند۸.

    يكي از مشغوليات ذهني عمده‌ي پزشكان قرن ۱۹ اين بود كه چگونه اشتهاي سيري‌ناپذير جنسي زن را خاموش كنند. «دكتر فيو» در سال ۱۸۸۰ در مورد ميل جنسي زن اين طور توضيح مي‌دهد:

    «مردها بايد كاملاً مواظب باشند كه تا مي‌توانند از بيدار شدن اميال جنسي زن جلوگيري كنند و مراقب باشند كه در هنگام انجام عمل جنسي، كاري انجام ندهند كه اين لذت‌هاي شديد در زن بيدار شود.

    نبايد فراموش كرد كه همه‌ي زن‌هاي نجيب هم به طور بالقوه اين شهوات بي‌حد را در خود نهفته دارند و اين وظيفه‌ي همسر است كه مواظب باشد تا با «نوازش‌هاي خطرناك» اين لذايذ را بيدار نكند.۹»

    پزشكان ديگر براي مهار كردن اين اميال، راه‌هاي ديگري نيز پيشنهاد مي‌كردند از جمله: آموزش زن در منفعل بودن، خجالتي و بي‌دست و پا بودن، استفاده از كمربندهاي عفت كه آلت تناسلي زن را در خود محبوس مي‌كرد. زيرا به عقيده‌ي آن‌ها، زن خوب و نجيب زني بود كه از هرگونه ميل جنسي عاري باشد.

    پزشكي به نام دكتر« گرين» كه عضو آكادمي پزشكان نيز بود، براي مبارزه با خودارضايي دختران، در مواردي كه كنترل و تنبيه‌هاي ديگر كارساز نبود، سوزاندن دهانه‌ي واژن با آهني كه از داغي سرخ شده بود، تجويز مي‌كرد و توصيه مي‌كرد اين كار را تا زماني كه انقباضات كليتوريس و واژن متوقف نشده است، ادامه دهند. اگر تمام اين راه‌ها اثر نمي‌كرد اقدام به بريدن كليتوريس مي‌كردند۱۰.

    يك متخصص امور تربيتي در بلژيك، نيمكتي ارائه داده بود كه وقتي شاگرد مدرسه‌ها روي آن مي‌نشستند، دو پايشان از هم با فاصله قرار مي‌گرفت. بدين ترتيب از تماس و مالش دو پاي دانش‌آموز با هم كه مي‌توانست ايجادكننده تحريك جنسي باشد، جلوگيري مي‌كردند۱۱.

    يا توصيه مي‌شد بچه‌ها را از يك سري بازي‌ها منع كنند. مثلاً دخترها را از«اسب چوبي متحرك» سوار شدن و پسر‌ها را از سر خوردن روي ميله‌ي راه پله‌ها۱۲.

    با پيشرفت علم پزشكي و ساير حوزه‌هاي علمي در قرن اخير، اثبات رابطه ميان خودارضايي و بيماري‌هاي مختلف، دشوارتر شد. از عوامل مهم ترديد در باور‌هايي كه در زمينه‌ي استمنا وجود داشت كار تحقيقي وسيع و پردامنه‌ي فردي به نام كينزي (۱۹۴۸) بود.

    كينزي و گروهش، با افراد بسيار زيادي در زمينه‌ي زندگي جنسي‌شان مصاحبه كردند. يكي از نتايج بدست آمده اين بود كه در آمريكاي آن زمان، ٪۹۶ افراد، ارضاي جنسي با خودارضايي را تجربه كرده بودند۱۳.

    اين تحول در ديدگاه‌ها تا جايي مي‌رسد كه در فرهنگ پزشكي لاروس منتشرشده در سال ۱۹۷۲ اين طور مي‌خوانيم: «خودارضايي چنان در بين آدم‌ها (چه نوجوان، چه شخص بالغ) معمول است كه نمي‌توان آن را بيماري تلقي كرد۱۴.»

    در حالي كه در فرهنگ لاروس متعلق به قرن نوزدهم عنوان شده بود كه كساني كه خودارضايي مي‌كنند، تمام قدرت‌هاي فكري و بدني خود را از دست مي‌دهند و مبتلا به انواع و اقسام بيماري‌ها مي‌شوند۱۵.

    در اين سير تحول، همان طور كه در بخش بعدي خواهيم ديد، علم سكسولوژي در سال‌هاي اخير به جايي رسيده است كه از خودارضايي، به عنوان ابزاري براي درمان كساني كه مشكلات جنسي دارند، بهره مي‌جويد.

    نبايد فراموش كرد كه اين تحولات نسبتاً جديد است و بي‌ترديد نتيجه‌ي دگرگوني‌ها و پيشرفت‌هاي جوامع غربي در ابعاد گوناگون علمي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي است.
    __________________
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت
    اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید.
    drsadjad[@]gmail.com

    دکتر نادر
    مشاهده اطلاعات عمومی
    جستجوی تمام نوشته های دکتر نادر
    افزودن دکتر نادر به لیست نزدیکان

    #2 14-Jan-2010, 10:45
    دکتر نادر
    مدیر کل انجمن ها تاریخ عضویت: Nov 2004
    موقعیت: آمریکا
    ارسالها: 20,968

    قسمت دوم مقاله

    ——————————————————————————–

    در بخش دوم اين مقاله، به بررسي باور‌هايي كه در بين ما ايراني‌ها رايج است مي‌پردازيم و سپس ديدگاه‌هاي جديد علمي را عنوان خواهيم كرد.

    ***
    بخش دوم:
    باور‌هاي ما ايراني‌ها از خودارضايي و ديدگاه‌هاي علمي
    من در پايان‌نامه‌ي دانشگاهي‌ام۱۶ كه موضوع آن «تأثير فرهنگ و مهاجرت در باورهاي ما از مسائل جنسي» است، بخشي را به مسئله‌ي خودارضايي اختصاص دادم. (اين رساله كه كاري آماري است به مقايسه‌ي سه گروه ايراني‌هاي ايران، بلژيكي‌ها و ايراني‌هاي مقيم بلژيك اختصاص دارد.)

    فكر مي‌كنم ذكر خلاصه‌اي از نتايج آماري اين بخش از رساله مفيد باشد:

    اكثريت قريب به اتفاق افراد گروه «ايرانيان ايران» خودارضايي را به شدت يك «انحراف اخلاقي» قلمداد مي‏كنند. (٪۸۹ زنان و ٪۷۰ مردان) در صورتي كه گروه «بلژيكي‏‌ها» به ندرت با چنين نظري موافق هستند. (٪۴.۷)

    در مورد «ايرانيان بلژيك» بايد گفت كه در بين دو گروه ديگر قرار دارند. يعني هر چند تعداد كساني كه در اين گروه خودارضايي را انحرافي اخلاقي مي‏دانند به مراتب كم‌تر از «ايرانيان ايران» است ولي باز به ميزان «بلژيكي‏ها» نمي‏رسد (تفاوت «ايرانيان بلژيك» با دو گروه ديگر معني‌دار است.)

    مسأله‏اي كه در مورد «ايرانيان ايران» در ارتباط با جواب به اين سؤال نظر ما را به خود جلب كرد اين است كه اعتقاد و يا عدم اعتقاد مذهبي هيچ تأثيري روي نوع جواب اين افراد نداشته است. نكته‏اي كه نشان مي‏دهد كه اين مسأله بيشتر جنبه‏ي فرهنگي دارد تا ديني.

    بيشتر از نيمي از افراد گروه «ايرانيان ايران» خودارضايي را براي سلامت روح و روان مضر مي‏دانند (٪۵۴ زنان و ٪۶۰ مردان) در حالي كه اين مسأله در بين «بلژيكي‌ها» (٪۱۰ مردان و ٪۵ زنان) و «ايراني‏هاي بلژيك» (٪۲۵ مردان و ٪۵ زنان) به مراتب كم‌تر مشاهده مي‏شود.
    در اين باره مي‏توان دو فرض متفاوت ارائه داد: از يك سو مي‏توان چنين نتيجه گرفت كه زنان ايراني بلژيك، باورهاي فرهنگ ايران در اين مورد را ترك كرده‏اند؛ ولي هنوز باورهاي جامعه‏ي جديد را نپذيرفته‏اند.

    از سوي ديگر همچنين مي‏توان فرض كرد كه اين زنان، به عدم اطلاع كافي خود در اين زمينه‏ پي برده‌اند. زيرا داده‏هاي فرهنگي در مورد مسأله‌اي كه به حوزه‏ي پزشكي و علمي مربوط مي‏شود را كافي نمي‏دانند.

    تفاوت‌هايي كه بين ايراني‌ها و بلژيكي‌ها مشاهده مي‌كنيم، حاصل اين است كه محيط فرهنگي در حوزه وسيعي از زندگي انسان عمل مي‌كند و در حقيقت رابط بين انسان و واقعيت است.

    انعكاس باورهاي ما ايرانيان در اينترنت:
    سايت‌ها و وب لاگ‌هاي ايراني نمونه‌هاي خوبي از اين باور‌هاي منفي و غلط از خودارضايي هستند. بسياري از افراد، اينترنت را يك ابزار اطلاع‌رساني مدرن تلقي مي‌كنند و براي يافتن پاسخ به سؤالاتشان از آن استفاده مي‌كنند.

    ولي با كمال تاسف مشاهده مي‌كنيم كه موتور‌هاي جستجو در بر گيرنده‌ي مطالبي نيز هستند كه به هيچ وجه سنديت علمي ندارند. بخشي از مطالب فارسي كه در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي ايراني در مورد خودارضايي مشاهده مي‌كنيم، نوشته‌هايي هستند كه من آن‌ها را«شبه‌علمي» مي‌خوانم. در اين مقالات نويسنده با استفاده از لغات و اصطلاحات علمي و نام بيماري‌ها اغلب بدون ذكر هيچ مرجعي براي گفتارش، سعي در اثبات عقايد خود دارد.

    در اينجا به عنوان نمونه، به بررسي يكي از اين مقالات مي‌پردازم:

    در مقاله‌اي به نام «خودارضايي و جوانان» خودارضايي به عنوان «انحراف» و در جايي ديگر به به عنوان « بيماري» تلقي مي‌شود و عوارض بي‌شماري را به آن نسبت مي‌دهد. عوارضي مثل خستگي ضعف چشم، اضطراب، ضعف حافظه و ..

    نويسنده‌ي اين مطلب به دو سايت انگليسي‌زبان رجوع مي‌دهد. در حقيقت يكي از اين سايت‌ها (herballove) سايتي تبليغاتي است كه در آن محصولات گياهي براي بالا بردن توانايي جنسي مي‌فروشند و خود اين محصولات نيز به لحاظ علمي تأييد شده نيستند.

    بايد گفت استفاده از نام يك سايت انگليسي در جهت اين است كه خواننده‌ي ايراني راحت‌تر صحت حرف‌هاي نويسنده را بپذيرد. گذاشتن معادل انگليسي بعضي واژه‌ها نيز در همين جهت است.

    در اين مطلب با اتكا به گفته‌هاي اين سايت تبليغاتي، نويسنده سعي دارد با ادبياتي «شبه‌علمي» مضر بودن خودارضايي را به اثبات برساند. اين گفتمان هيچ نقطه‌ي مشتركي با آن چه در دانشگاه‌هاي معتبر جهان عنوان مي‌شود، ندارد.

    در جاي ديگر، نويسنده اين مقاله براي اثبات اين كه خودارضايي مولد بيماري‌هاي روحي است، به جاي رجوع به منابع معتبر روان‌شناسي، از سايتي كه متعلق به يك فرقه‌ي مذهبي است، فاكت مي‌آورد.

    بالاخره ما در اين مقاله به نام يك پزشك (كه البته نويسنده به اشتباه فكر كرده است كه روان‌شناس است!) برمي‌خوريم كه معتقد است خودارضايي بيماري است و بايد ترك شود. ولي اشكال بزرگ اين استناد اين است كه اين جناب ويكتور پوشه نظراتش به ۸۰ سال پيش بر مي‌گردد.

    همان طور كه ديديم علم پزشكي از ۸۰ سال پيش تا كنون تغييرات عمده‌اي كرده است و نقطه نظرهاي كنوني، با ديدگاه‌هايي كه پزشكان در آن زمان در ارتباط با خودارضايي داشتند، تفاوت‌هاي زيادي دارد.

    متأسفانه نه در اين مقاله، نه در مقالات مشابه فارسي كه در اينترنت مشاهده مي‌كنيم و سعي در نفي خودارضايي دارند، هيچ استدلال و يا مرجع درست علمي مشاهده نمي‌كنيم. با اين حال بايد گفت كه خوشبختانه شمار مطالب علمي‌تر در اين زمينه در سايت‌هاي فارسي در حال افزايش است.

    در اينجا بهتر ديدم به پرسش‌هاي متداولي كه در ذهن بسياري از ما در مورد خودارضايي وجود دارد، با استفاده از نظرات جديد علمي پاسخ گويم. زيرا معتقدم عدم آگاهي صحيح در اين زمينه مي‌تواند مولد عوارض گوناگون روحي چون اضطراب و افسردگي شود.

    آيا خودارضايي باعث بيماري‌هاي جسمي و جنسي مي‌شود؟
    همان طور كه قبلاً هم بيان كردم، تحقيقات متعدد آماري كه در اين زمينه انجام شده نشان مي‌دهد كه اكثريت قريب به اتفاق انسان‌ها اين عمل را انجام مي‌دهند و اگر اين فرضيه‌هاي قرن هجدهم صحت داشت، درصد افرادي كه مبتلا به بيماري‌هاي كوري و كري و غيره بودند، بسيار بيش از اين‌ها بود.

    دانشمندان قرن حاضر، نه تنها هيچ رابطه‌اي بين بيماري‌هاي جسمي و خودارضايي پيدا نكرده‌اند، بلكه آخرين تحقيقات مركز اپيدميولوژي سرطان در استراليا، نشان داده است كه خودارضايي باعث كاهش ريسك ابتلا به سرطان پروستات مي‌شود.

    گراهام ژيل يكي از از مسئولين اين تحقيق عنوان مي‌كند كه انزال مداوم، مانع جمع شدن اسپرم در كانال‌هاي پروستات مي‌شود. او يادآور مي‌شود طبق آن چه پژوهش‌ها نشان داده‌اند، ماندن زياد اسپرم در كانال‌هاي پروستات، مي‌تواند يكي از فاكتورهاي سرطان‌زا باشد۱۷.

    يكي ديگر از نكاتي كه در بعضي سايت‌هاي ايراني مشاهده مي‌كنيم اين تصور است كه خودارضايي باعث انزال زودرس مي‌شود. در صورتي كه به گفته‌ي روان‌شناسان و سكسولوگ‌ها، خودارضايي را مي‌توان نوعي «خودآموز‌ي جنسي» تلقي كرد.

    يكي از تكنيك‌هايي كه در سكس‌درماني براي مبارزه با انزال زودرس پيشنهاد مي‌شود، سعي در تحريك جنسي از طريق خودارضايي است. در حقيقت در اين روش به فرد توصيه مي‌شود كه در لحظه‌ي نزديك شدن انزال، موقتاً خودارضايي را متوقف كند و بعد از چند لحظه كه هيجان جنسي كاهش يافت، دوباره به اين كار بپردازد. در حقيقت با اين تمرين فرد ياد مي‌گيرد كه زمان نعوظ را طولاني‌تر كند.

    به گفته‌ي دكتر«ميشل سر۱۸» سكسولوگ فرانسوي، گاهي شاهد اين مي‌شويم كه نوجوان يا جواني كه هنوز تجربه‌ي جنسي ندارد، خودارضايي را در جهت انزالي خيلي سريع انجام دهد كه هدفش تنها كاهش سريع فشار جنسي است.

    او عنوان مي‌كند كه زماني كه خودارضايي تنها با هدف انزالي شتاب‌زده باشد و فرد زمان كافي را براي لذت جنسي براي خود قائل نشود، ممكن است به اين انزال سريع عادت كند و در روابط جنسي‌اش هم دچار انزال زودرس شود. در حالي كه اگر خودارضايي بدون احساس گناه و در آرامش و با زمان كافي انجام شود، نه تنها باعث ايجاد مشكل انزال زودرس نمي‌شود، بلكه زمان نعوظ را نيز مي‌تواند افزايش دهد.
    __________________
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت
    اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید.
    drsadjad[@]gmail.com

    دکتر نادر
    مشاهده اطلاعات عمومی
    جستجوی تمام نوشته های دکتر نادر
    افزودن دکتر نادر به لیست نزدیکان

    #3 14-Jan-2010, 10:46
    دکتر نادر
    مدیر کل انجمن ها تاریخ عضویت: Nov 2004
    موقعیت: آمریکا
    ارسالها: 20,968

    قسمت سوم مقاله

    ——————————————————————————–

    خودارضايي و مشكلات روحي
    يكي از تصورات غلطي كه در مورد خودارضايي وجود دارد و انعكاس آن را در بخش‌هاي فارسي‌زبان اينترنت نيز مي‌بينيم، اين است كه خودارضايي باعث انواع و اقسام بيماري‌هاي روحي، كم شدن ضريب هوش و غيره مي‌شود.

    اين در صورتي است كه روان‌شناسان و سكسولوگ‌ها، درست به عكس اين موضوع دست يافته‌اند. آن‌ها معتقدند كه خودارضايي نقش مهمي در سلامت روان افراد مي‌تواند بازي كند. نكته‌اي كه روان‌شناسان بر آن تأييد دارند، ضرورت دادن اطلاعات درست در اين زمينه، خصوصاً به نوجوانان است.

    در حقيقت تمام تصورات منفي و گناه‌آلودي كه فرد در مورد خودارضايي دارد، مي‌تواند مولد اضطراب و افسردگي و از دست دادن اعتماد به نفس باشد. زيرا هر بار كه براي تسكين نياز‌هاي جنسي‌اش به خودارضايي رو مي‌آورد، تمام آن باور‌هاي نادرست در ذهنش بيدار مي‌شود و حس از خود بيزاري را در او بيدار مي‌كند.

    احساس اين كه در حال ضربه زدن به جسم و روانش است، باعث مي‌شود اضطرابي عميق بر او چيره شود. در حالي كه اطلاعات درست مي‌تواند اين تجربه را تبديل به تجربه‌اي مثبت و بارور كند.

    يكي از بزرگ‌ترين عملكرد‌هاي خودارضايي اين است كه به فرد كمك مي‌كند بدن خود را بشناسد و كشف كند كه چگونه مي‌تواند تجربه‌ي لذت را از طريق بدنش به دست بياورد. در حقيقت اين تجربه درتحول رابطه‌ي جنسي فرد با زوجش نيز مي‌تواند بسيار مؤثر باشد. زيرا او اين توانايي را مي‌يابد كه طرف مقابل را به سمت نوازش‌ها و حركاتي كه برايش لذت‌آور هستند، هدايت كند.

    طبق آن چه تجربه‌ي سكسولوگ‌ها به ما مي‌آموزد، بسياري از زناني كه دچار سردمزاجي و يا فقدان ارگاسم هستند، كساني هستند كه هميشه از خودارضايي امتناع كرده‌اند. به عقيده‌ي «ژرارد لولا۱۹» سكسولوگ فرانسوي، بين عدم آشنايي زن با بدنش و عدم توانايي لذت بردن او از رابطه‌ي جنسي، ارتباط مستقيم وجود دارد.

    خصوصا در جوامع سنتي كه به زن اغلب نقشي منفعل عطا شده است و اساسا لذت جنسي را پديده‌اي مردانه تلقي كرده‌اند، تعداد بي‌شماري از زن‌ها هيچ گاه سعي در شناخت بدن خود به عنوان منشا كسب لذت نمي‌كنند.

    اضافه بر آن شرايطي كه اغلب اين زن‌ها در آن اولين رابطه‌ي جنسي خود را تجربه مي‌كنند، عدم آگاهي مرد در چگونگي برانگيختن و ارضاي اميال جنسي زن و نيز ناآشنا بودن خود زن نسبت به اميال جنسي‌اش، در خيلي از موارد اين تجربه را تبديل به تجربه‌اي مشمئزكننده و دردناك مي‌كند. به خاطر همين است كه در سكس‌درماني به زناني كه دچار سرد مزاجي و ساير مشكلات جنسي هستند، تمرين خودارضايي تجويز مي‌شود.

    در نوجوانان نيز اين «آشنايي با بدن» يكي از مهم‌ترين عملكردهاي خودارضايي است. زيرا زندگي جنسي نوجوان، از شناخت بدنش شروع مي‌شود. كشف آلت جنسي به وسيله‌ي خودارضايي براي نوجوان احساسات متناقضي را به وجود مي‌آورد.

    احتمال اين مي‌رود كه اين تجربه‌ي «كشف خود» براي او با احساس شرم و گناه همراه باشد. البته بايد گفت عامل اين مسأله بيشتر فاكتورهاي اجتماعي – فرهنگي هستند تا تحولات دروني او. اين مسأله خصوصا براي دخترها صدق مي‌كند. حتي در جامعه‌ي غرب نيز پسرها از دخترها خيلي راحت‌تر از خودارضايي سخن مي‌گويند.

    نقش ديگري كه خودارضايي براي نوجوان دارد اين است كه به او اجازه مي‌دهد تغييراتي را كه در بدنش ايجاد مي‌شود، بهتر بتواند كنترل كند. زيرا نبايد فراموش كرد كه خود اين كه بدن نوجوان در حال رشد و تغيير مداوم است، مي‌تواند براي او مولد اضطراب‌هاي زيادي باشد. چرا كه تمام تعريف‌هايي كه از خود تا كنون داشته است، دگرگون مي‌شوند.

    بدين ترتيب خويش را با «خود ديگري» مواجه مي‌بيند كه به سختي برايش آشنا مي‌نمايد. حس‌هايي درش بيدار مي‌شوند كه برايش تازگي دارند. اين كه نوجوان بتواند اين «بدن جديد» را به عنوان «منشاء لذت» تجربه كند و نه «مبداء گناه» به او اجازه مي‌دهد كه اعتماد به نفسي را در خودش گسترش دهد.

    اين اطمينان بيشتر به خود، به او ياري مي‌دهد كه در حوزه‌هاي ديگر زندگي با جرأت بيشتري خودش را تجربه كند.
    نكته‌ي مهمي كه بايد به پدر و مادر‌ها تذكر داد، احترام به حريم خصوصي نوجوان است. زيرا كه آن‌ها به اين فضا براي رشد رواني‌شان احتياج مبرم دارند.

    در بعضي از سايت‌هاي ايراني مشاهده كردم كه خودارضايي را به عنوان عامل غرق شدن در اوهام و دور شدن از واقعيت ذكر مي‌كنند. نكته‌ي مهمي كه در اينجا لازم است تذكر دهيم اين است كه تخيلات جنسي را بايد از« هذيان» و «توهم» كه از عوارض بعضي بيماري‌هاي روحي است، متمايز كرد.

    تخيلات جنسي در انسان امري طبيعي است كه نقش آماده‌سازي او را براي رابطه‌ي جنسي و همين طور برآورده كردن يك سري از نيازهاي ديگر، بر عهده دارد. متاسفانه در اينجا فرصت زيادي براي پرداختن به آن نداريم و براي همين به وقتي ديگر موكولش مي‌كنيم.

    سؤال ديگري كه من در بين ايميل‌هايي كه دريافت مي‌كنم به آن برخورد كرده‌ام، اين است كه آيا خودارضايي در كساني كه مجرد نيستند، غيرعادي و نشاني از بيماري جنسي فرد نيست؟

    پاسخ من هر چند ممكن است تعجب يك عده را برانگيزد؛ اما بايد عنوان كنم كه در بعضي افراد، رابطه‌ي جنسي با فرد ديگر به هيچ وجه نفي‌كننده‌ي خودارضايي نيست. خودارضايي مي‌تواند براي فرد جنبه‌هاي ديگري از لذت جنسي را به همراه بياورد و در بعضي موارد و پريودها كه نياز جنسي طرفين با هم هماهنگ نيستند، مي‌تواند به ارضاي كامل‌تر نيازهاي جنسي شخص كمك كند.

    پرسش معمول ديگري كه با آن مواجهيم اين است كه آيا هنجار خاصي براي دفعات خودارضايي وجود دارد؟ آيا خودارضايي مي‌تواند تبديل به يك اعتياد شود؟

    بايد بگويم كه فاكتورهاي زيادي در كميت خودارضايي دخالت دارند. از جمله سن، مجرد يا متأهل بودن، وضع روحي و…

    در نوجوان‌ها و جوان‌ها، تعداد دفعات خودارضايي بيشتر است و اين تصور غلط است كه تكرار خودارضايي باعث اعتياد به آن مي‌شود. به گفته‌ي سكسولوگ‌ها اصطلاح «اعتياد به خودارضايي» اشتباه است. بايد گفت در افرادي كه خودارضايي بارها و بارها در روز تكرار مي‌شود، اين نه نشان اعتياد به آن، بلكه نشان اين است كه فرد از مشكل روحي ديگري رنج مي‌برد كه خودارضايي تنها نمودي از آن است.

    مثال بارز آن افرادي است كه مبتلا به بيماري «وسواس تكانه‌اي» (obsessive – compulsive disorer) هستند. اين بيماري مي‌تواند با نشانه‌هاي متفاوتي در فرد خود را به نمايش بگذارد. مثلاً در روز ده‌ها بار دستانش را بشويد و يا فكري مزاحم مدام به ذهنش هجوم بياورد و يا بار‌ها در روز به خودارضايي دست زند.

    راه درمان (بر خلاف تصورات موجود در بين ما ايرانيان) اين نيست كه فرد آلتش را با آب سرد بشويد يا از تنها بودن احتراز كند. به عبارتي ديگر سعي در كاهش دفعات خودارضايي، به هيچ وجه كمكي به درمان ناراحتي اصلي فرد كه از جاي ديگري نشات مي‌گيرد، نمي‌كند.

    در اين موارد، به افراد توصيه مي‌شود كه به روان‌شناس مراجعه كنند. زيرا روان‌درماني مي‌تواند مشخص كند كه خودارضايي در چنين حالتي اضطرابي اساسي‌تر را در خود پنهان كرده است.

    شخص با عميق‌تر شدن در مسائل دروني و محيطي و به ياري روان‌شناس، قادر خواهد بود تا ريشه‌هاي اصلي اين اضطراب‌ها را كشف كند. در اين صورت با تخفيف مشكلات روحي، خودارضايي مكرر نيز كه تنها عارضه‌اي از اين مشكل روحي هست، كاهش خواهد يافت.

    ولي اين موارد محدود هستند و همان طور كه به تفصيل مسأله را بررسي كرديم، خودارضايي بخشي از زندگي جنسي اكثريت قريب به اتفاق انسان‌هاست.

    در انتها لازم است بگويم براي درك بيشتر سكسوآليته‌ي انسان، لازم است به ابعاد ديگر آن نيز پرداخته شود. پرداختن به اين ابعاد را به مطالبي كه در آينده خواهم نوشت موكول مي‌كنم.

    مژگان كاهن
    روانشناس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,592,029 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: