بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

تصويرسازي عصبي و CP

دکتر حسين محمد نژاد  

 

در تشخيص و چاره‌سازي management کودکان مبتلا به پالسي سربرال CP و ساير بيماريهاي نورولوژيک دوران کودکي، استفاده از تصوير‌سازي عصبي  neuroimaging اهميت فزاينده‌يي يافته است.

 

تکنيک‌هاي غير تهاجمي مانند MRI، اسپکتروسکوپي تشديد مغناطيسي و تصويرسازي ديفيوژن تنسور diffusion-tensor imaging يا DTI، در حال حاضر نه تنها در جهت بهبود تشخيص مورد استفاده قرار مي‌گيرد بلکه براي مشخص کردن الگوهاي اختصاصي سوء رشد مغز و صدمات آن نيز به کار گرفته مي‌شود و به عنوان گزينش مداخله‌هاي طبي و بازتواني به صورت عادت در آمده است.

 

 

 

            سربرال پالسي يا CP در 2 تا 3 در هزار تولد زنده ديده مي‌شود و شامل يک دسته بيماري‌هاي ناهمگون ديسژنزي يا صدمه‌ي مغز است که طي آن، خاصه‌ي اوليه و اصلي دشواري حرکت مي‌باشد.

 

            با وجودي که اتيولوژي پره ناتال، پري ناتال و پست ناتال و عوامل خطرساز متعددي وجود دارد، ولي شايع‌ترين علت CP، حداقل در ايالات متحده، صدمه‌ي وارده به ماده‌ي سفيد همراه زايمان پيش از موعد است.

 

            احتمال بروز صدمه‌ي‌ شديد ماده‌ي سفيد که معمولاً به عنوان لکومالاسي پري ونتريکولار  periventricular leukomalacia يا PVL خوانده مي‌شود در کودکاني که با وزن کمتر از 1500 گرم به دنيا مي‌آيند برابر 5 تا 15 درصد است. به عکس، احتمال بروز CP به طور قابل توجه در شيرخواراني که به موقع به دنيا مي‌آيند کمتر است.

 

            با وجودي که CP يک تشخيص است، اصولاً توجيه کننده‌ي عملکرد حرکتي و انواع عوامل خطرساز زمينه‌يي و علل اختصاصي است و در تبليغ چاره‌سازي و شروع برنامه‌هاي آموزشي نفع فراوان دارد.

 

            به عنوان مثال، ممکن است کودکان مبتلا به CP دي پلژيک اسپاستيک در معاينه‌ي نورولوژيک شبيه ديگران باشند ولي سابقه‌ي اتيولوژيک متفاوتي داشته باشند که از جمله مي‌توان صدمه‌ي مغزي همراه زودرس بودن، مالفورماسيون مغز، بيماري ژنتيک خاص مانند کمبود آرژيناز يا HIV/AIDS را نام برد.

 

            براي طبيبي که کودک دچار تأخير قابل توجه حرکتي (يا ژنراليزه) را ارزيابي مي‌کند، استفاده از MRI  مغز آزمون گزينشي اصلي و آغازين تشخيصي است (شکل 1).

 

            در ميان کودکاني که داراي تشخيص سربرال پالسي هستند، 70 تا 90 درصد داراي يافته‌هاي MRI غيرطبيعي مي‌باشند. به اين ترتيب، تصوير‌سازي عصبي در متمايز کردن اتيولوژي داراي تأثير فراوان است و براي چاره‌سازي (اداره‌) بيمار شعبات کاري مهمي ايجاد مي‌کند که از درمان‌هاي طبي جراحي تا درمان براساس اختلالات حرکتي و يا حسي متفاوت است.

 

            درک ناهنجاري‌هاي ساختاري اختصاصي درگير در مشخص کردن روش چاره‌سازي و نيز پيش آگهي و احتمال رجعت در هر يک از خانواده‌ها بسيار مهم است.

 

به عنوان مثال کودکي که با آنسفالوپاتي هيپوکسيک ايسکميک (آسفيکسي حاد) به موقع به دنيا آمده است ممکن است در محل‌هاي مخفي در تالاموس و گانگليون‌هاي بازال دچار صدماتي باشد.

 

            از آنجا که اين مناطق مغز در استفاده از دست و سخن گفتن، اهميت اساسي دارند، کودکان دچار ضايعات لکاليزه در اين نقاط ممکن است در اين مناطق دچار مشکلات عملکردي باشند ولي هوشياري آنان حفظ شده باشد.

 

به اين ترتيب، با شناخت اين الگوي صدمه‌ي مغزي مي‌توان با استفاده از آزمون مشروح آموزشي روانشناسيک مشخص کرد که ممکن است کدام توانايي‌هاي شناختي مشخص نشده است و در اثر محدوديت کلامي و نوشتاري مخفي مانده و به اين ترتيب پتانسيل آموزشي را متناسب ساخت.

 

            در کودکان مبتلا به PVL، يافته‌هاي مشخص تصويرسازي MR عبارتند از بطن‌هايي که به صورت نامنظم بزرگ شده‌اند،  از بين رفتن حجم و يا گليوز در ماده‌ي سفيد اطراف بطن. با وجودي که PVL  در تصويرسازي MR متعارف به خوبي ديده مي‌شود، با اين تصاوير نمي‌توان تغيير پذيري صدمات در نوارهاي اختصاصي ماده‌ي سفيد را به اثبات رساند.

 

            براي مشخص کردن توزيع اين دسته ضايعات، پژوهشگران بيش ازگذشته از تکنيک پيشرفته‌ي MR  يعني DTI استفاده مي‌کنند.

 

            با استفاده از تصويرسازي ديفيوژن تنسور، پژوهشگران توانسته‌اند ثابت کنند کودکاني که پيش از موعد با CP به دنيا مي‌آيند در راه‌هاي حرکتي وحسي مرکزي داراي صدمات متنوع مي‌باشند (شکل 2).

 

Am J Neuroradiol 2007;28:1213-22

 

پيش از تجزيه و تحليل شکل 1، تصور رايج آن بود که صدمه‌ي مغزي درکودکان مبتلا به CP با PVL  اصولاً راه گذرهاي نزولي حرکتي را مبتلا مي‌کند.

 

            ذکر اين نکته با ارزش است که در دهه‌ي 1950، دو نورولوژيست اطلاعاتي در ارتباط با يافته‌هاي رايج گزارش کردند ولي اين نخستين بار است که با يک روش تصويرسازي غير تهاجمي در موجود زنده وجود ضايعه در راهگذرهاي حسي به اثبات رسيده است.

 

            اهميت  اين يافته‌ها از آن جهت است که اکنون مي‌توان به استفاده از مداخله‌ در فعال کردن راه گذرهاي حرکتي و حسي براساس يافته‌هاي تصويرسازي اقدام کرد. به اين ترتيب، هر رويکرد درماني خاص يک نفر خواهد بود و ديگر از روش خاص و يکسان سازي شده استفاده نخواهد شد و به اين ترتيب يک کودک براساس نقص حرکتي و ديگري بر پايه‌ي درمان‌هاي حرکتي و حسي و سومي تنها با تحريک حسي درمان خواهد شد.

 

            در گروه اندکي از کودکاني که داراي MRI طبيعي هستند، افزون بر اطمينان بخش بودن اين روش براي خانواده‌ها، تعدادي از بيماراني که دچار بيماري ديستوني حساس به دوپا dopa-sensitive dystonia يا بيماري سگاوا segawa disease هستند نيز مشخص مي‌شوند و مي‌توان اين عده را به خوبي با لوودوپا/کاربي‌دوپاSinemot  درمان کرد.

 

            اگر چه ميزان بروز اين نوع بيماري اندک است ولي نکته‌ي مهم  آن است که هميشه بايد اين بيماري را درتمام بيماران CP و MRI طبيعي به ياد داشت زيرا اين کودکان را با تشخيص و درمان به موقع مي‌توان از صندلي چرخ‌دار گرفت و آنها را به راه انداخت.

 

            با تلفيق سابقه‌ي دقيق ، معاينه وآزمون و آگاهي‌هاي جديد در زمينه‌ي عوامل ژنتيک و اپي ژنتيک، به احتمال زياد مي‌توان درآينده ساير بيماري‌هاي ژنتيکي مشابه را شناسايي کرد.

 

            استفاده از تصويرسازي عصبي در تعيين کارآيي مداخله‌هاي درماني تأثير فراوان دارد.

 

            درحال حاضر، ديگر CP را بيماري‌ايستا نمي‌دانند که به جز درمان هفتگي و ويزيت‌هاي سالانه‌ي ارتوپدي نتوان براي بيمار کاري انجام داد. بلکه مشخص شده است که درمان منظم همراه استفاده‌ي مناسب از دارو با گذشت زمان سبب بازيافت عملکرد و نيز حفظ سلامت و رفاه خواهد شد.

 

            نتايج گزارش يک بررسي تازه حاکي از آن است که آن دسته از کودکاني که در سن 10 سالگي راه مي‌رفته و از پلکان بدون مشکل بالا مي‌روند کمتر احتمال دارد که 15 سال بعد سير نزولي داشته باشند. آن دسته از کودکاني که در سن 10 سالگي به دشواري حرکت مي‌کنند، احتمال بهبودي قابل توجه دارند و احتمال عدم تحرک بعدي آنها کمتر است، حال آنکه کودکان استفاده‌کننده از صندلي چرخ‌دار در سن 10 سالگي بيشتر قدرت حرکت خود را از دست خواهند داد.

 

. Am. J Med. Child Neurol.2007;49:647-53

 

          به اين ترتيب بايد در تمام طول کودکي به روشهاي درماني فعاليت‌نگر اهميت داد. تکنيک‌هاي تصوير‌سازي عصبي از جمله:

 

diffusion-weighted MR imaging نيز در شناسايي کودکاني که ممکن است از راهکارهاي حفاظت عصبي مانند خنک کردن سريع نوزاد دچار خفگي و روشهاي درماني ياخته‌نگر سود ببرند. اينگونه روشهاي درماني ممکن است روزي براي کاستن از  صدمه در بعضي کودکان مبتلا به CP استفاده شود. تفکردر اين مورد براين پايه است که صدمه‌ي مغزي در راه است و هنوز تثبيت نشده است.

 

به طور خلاصه، طبقه‌بندي دقيق صدمه‌ي مغزي جزء لاينفک بررسي طيف وسيع پيامدهاي رشدي ومداخله‌هاي درماني در کودکان دچار CP است.

 

تصوير‌سازي ديفيوژن – تنسور و ساير تکنيک‌هاي جديد و پيشرفته‌ي تصوير‌سازي عصبي طبيب را کمک خواهد داد تا بر اساس بيمار، و برپايه‌ي اتيولوژي و معاينه‌ي نورولوژيک و نيز بر بنياد عوامل اختصاصي خانوادگي و کودک راهکارهاي چاره‌سازي را مشخص نمايد.

 

            استفاده از رويکرد تصويرسازي مولتي مودال با استفاده از هر دو تکنيک متعارف و جديد سبب بهبود درک طبيب از رشد مغز و پاتوژنز CP شده و زمينه را براي مشخص کردن مداخله‌هاي هدف‌دار آماده مي‌سازد.

دسته‌بندی شده در: مـغـز و اعـصـاب, آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, اطـفـال, تکنولوژی پزشکی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,592,029 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: