بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

گلوکوم يک اپتيک نوروپاتي پيشرونده

glaucoma_cupping

دکتر سيدرضا لاجوردي  

 

قبلاً فکر مي‌کردند گلوکوم يک بيماري واحد است با اختلاف جزئي، اگر فشار 30 بود به 20 مي‌آورند اگر 25 بود مي‌رسانند به 16 و اگر 16 بود به 10 مي‌رسانند. اگر تنها وسيله‌ي انسان چکش باشد همه چيز به نظر مي‌رسد که ميخ است.

 

 

            گلوکوم يک اپتيک نوروپاتي پيشرونده است که نمايانگر مراحل آخر بسياري از بيماريهائي است که اکثراً ناشناخته و همراه با عوارض خارج چشمي بوده و به طرق مختلف چشم را گرفتار مي‌کنند مثل نارسائي قلب و نارسائي کبد که در اثر عوامل مختلف ايجاد مي‌شود.

 

            بعضي از اين عوامل قسمت قدامي را گرفتار نموده و اختلال عمل ترابکولا را ايجاد مي‌کنند مثل سندرم pigment dispersion و گلوکوم زاويه‌ي باز اوليه ژوونال که هر يک پاتوفيزيولوژي مشخص داشته و درمان بايد متوجه اين عوامل باشد.

 

            بعضي ديگر عصب اپتيک  را گرفتار نموده از طريق اختلال در مايعات خارج سلولي و يا اختلال در جريان خون اين ناحيه. بالاخره مرگ تدريجي سلولها ممکن است مربوط به دژنرسانس ثانوي در اثر توکسين‌هاي آزاد شده از مرگ سلول‌هاي عصبي مجاور باشد.

 

            شواهدي موجود است که نشان مي‌دهد اشکالات پرفوزيون در سطح رتين، کوروئيد و عصب اپتيک ناحيه‌ي  پري پاپيلر در بيماران گلوکومي وجود دارد. اگر فشار چشم 21 را ملاک تشخيص قرار دهيم بسياري از بيماران گلوکومي را تشخيص نخواهيم داد. اگر فشار چشم را تدريجاً بالا ببريم تا به حد فشار خون دياستوليک شريان مرکزي رتين برسد مکانيسم اتورگولاتوري عروق به کار افتاده‌ي پرفوزيون را تنظيم مي‌نمايد. بيماران گلوکومي چنين ظرفيتي را ندارند. اگر فشار داخل چشم را در بيماران گلوکومي به حدود 15 تا 16 برسانيم پرفوزيون شريان مرکزي شبکيه باز هم کمتر از افراد طبيعي که فشار چشم آنها را به 40 يا 50 رسانده باشيم خواهد بود.

 

            در درمان بيماران گلوکومي بايد بتوانيم اين نقيصه را جبران نمائيم.

 

            در دو گروه بيماران گلوکومي که فشار قبل از درمان آنها برابر بود در يک گروه تيمولول و در گروه ديگر پيلوکارپين داده شده و با وجودي که در هر دو گروه فشار به يک اندازه پائين آمده بود در 0/2 بيماراني که تيمولول دريافت مي‌کردند بهبود ميدان بينائي ديده شد در 0/2 ثابت مانده بود و در 0/1 بدتر شده بود در حالي که در بيشتر بيماراني که پيلوکارپين دريافت کرده بودند بدتر شده بود. بنابراين محققان نتوانستند بين پائين آوردن فشار و وضعيت ميدان بينائي تناسبي نشان بدهند.

 

            در يک تجربه‌ي ديگر دو گروه بيمار را يکي تحت درمان تيمولول و گروه ديگر را تحت درمان betaxolol  قرار دادند پائين آمدن فشار با تيمولول خيلي بيشتر بود اما در ظرف 30 ماه که بيماران را تحت نظر داشتند اختلافي در ميدان بينائي دو گروه مشاهده نشده بود وحتي در مواردي مشاهده شد که فونکسيون بينائي در بتاکسوزول بهتر بوده است و هر دوي اين داروها اثر وازواکتيو دارند و هر دو داروهاي خوبي براي درمان گلوکوم مي‌باشند و براي اين که بدانيم کدام دارو اثر بهتر دارد ميدان بينائي و نه اندازه‌گيري فشار بايد مورد توجه قرار گيرد.

دسته‌بندی شده در: چـشـم پـزشـکـی, آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,591,870 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: