بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

ناخن جويدن ، ريشه ها و علل

از بيشترين واکنش هاي عصبي که در عين حال اختلالي در رفتار نيز به حساب مي آيد واکنش ناخن جويدن يا اونيکوپاژي است. اين امر که در بين همه تيپ از افراد تقريبا» در همه مراحل عمر و زندگي به چشم مي خورد، در نزد کودکان به ويژه آنها که در سنين نوجواني و بلوغ هستند بيشتر ديده مي شود. اين امر که در افراد نشانه اي از اضطراب و گاهي عادت است مخصوصا» به هنگامي پديد مي آيد که براي فرد مشکلي پديد آيد و کار بر او سخت شود و يا به نيازهاي مهم او رسيدگي نشده و آدمي را در شرايطي قرار دهد که به انديشه براي حل و رفع مسائل فرو رود.

ناخن جويدن عادتي است که به نظر عده اي ناپسند مي آيد و هم از اين بابت نگران کننده است که برخي تصور دارند اين امر سبب ورود ميکرب به دهان و بدن شده و امکان دارد گاهي تغييراتي براي زيبائي دندان پديد آورد. يا جويدن و کندن ناخن باعث زخمي شدن انگشت گردد و زمينه را براي دشواري ها بيشتر فراهم آورد.

کيفيت عملي

فرم ساده اين عمل که کودک دائما» و به ويژه به هنگام سختي زندگي انگشت به دهان برده و شروع به جويدن ناخن مي کند. اين امر را ادامه مي دهد تا به جائي که انگشت خود را زخمين مي کند و زخم هاي کوچک و بزرگ پوستي در انگشتان او پديد مي آيد. ممکن است او يک ناخن را بجود و زخمين کند و شروع به ناخن بعدي کند. زماني هم او به اين امر پرداخته و آنگاه به زگيل پوستي انتهاي انگشتان مي پردازد و اين امر همچنان ادامه مي يابد تا جائيکه انگشت يا انگشتان او همه گاه مجروح است.

در حالات سخت و شديد آن ديده مي شود که اين امر به صورت ناخن کندن در مي آيد و صدمه هاي سخت و دردهاي شديد و گاهي ابتلاآتي ايجاد مي کند. بر اساس يک تحقيق از يکصد کودک مورد آزمايش که در سنين 16 ــ 11 بوده اند حدود 34 نفرشان ناخن را به حدي مي جويدند که به گوشت مي رسيد و در تحقيق ديگري رقم اين عده به 50% مي رسيد. کلا» کساني که در اين راه شيوه متعادلانه دارند حدود ربع عده است.

نشانه چيست

ناخن جويدن در کودک از چه امري حکايت مي کند؟ پاسخ اين است که آن نشانه اي از اضطراب است و از بيماري خاص نمي توان حرف زد. مي توان با ديدي وسيعتر به مسئله مزبور نگريست و متذکر شد که ناخن جويدن:

ــ در مرحله اول نشانه نوعي عدم تعادل احساسات در کودک است.

ــ در مراحل شديدتر حاکي از وجود نوعي تضاد دروني و يا فشارهاي سخت و عصبي.

ــ حکايت از احساس تنهائي درباره خود و رنج خود دارد و آن را براي خويش ناخوشايند مي شناسد.

ــ نشانه اي براي ابراز احساس رنج درباره مسئله اي خاص.

ــ نشانه اي از هيجان عصبي بسيار شديد است.

ــ گاهي ممکن است نشانه اي باشد از وجود ترسي مزمن که منشأ آن مهم يا جرئي است.

ــ نشانه وجود چيزي در ذهن است که براي کودک قابل حل و رفع به نظر نمي رسد.

ــ در مواردي اين حالت حاکي از کمروئي است که طفل در حين برخورد با يک بيگانه، يا در حين پرسش معلم از او، از خود بروز مي دهد.

ــ در کل اگر ناخن جويدن به علت يادگيري و عادت نباشد حاکي از نوعي نگراني و ناراحتي است. او وضعي را احساس مي کند که براي غلبه بر آن چاره اي نمي بيند جزء اينکه به خود بپيچد، با لباس خود بازي کند، انگشت به دهان فرو برد، مويش را بکند، اشياء دور و بر را به دهانش برد و بمکد و ناخن بجود و …

ماهيت آن

ماهيت آن را نوعي ناراحتي عصبي مي دانند که در کودکان مضطرب و خجالتي بسيار است اگر چه در کودکان سالم و طبيعي نيز بيش يا کم وجود دارد و به صورت يادگيري در بين آنان شايع است.

برخي ناخن جويدن را معادل عملي پرخاشگرانه مي دانند که در آن پرخاش و مبارزه عليه خود است و ناشي از اضطرابي غير قابل تحمل مي دانند که در آن به خود صدمه اي وارد مي آورد. بعضي ديگر ماهيت آن را مکانيسمي براي کاهش فشار حاصل از نابساماني و نيازمندي هاي شديد مي دانند.

مضيقه هاي محيط آدمي را به تلاش و فعاليت و مبارزه براي حذف و رفع آن واميدارد و در آنگاه که احساس کند عرضه و توان اين کار را ندارد عليه خود مي ايستد و ضد خود تلاش و کوشش مي کند. او خود را تحت فشار و مخمصه قرار مي دهد تا راهي باشد براي تسکين و آرامش خود.

در کل ناخن جويدن نوعي واکنش است، مستقيم و طبيعي، آميخته با هيجان، ترس و فشار، نشانه اي از نياز به انگشت مکيدن، به خود پيچيدن، شب ادراري، کندن مو و نشانه اي است از تحمل فشارهاي روحي و مضيقه هاي محيطي و احساس صدمه بر شخصيت خود.

بهره کودک از آن

اما اينکه کودک از آن چه بهره اي مي برد بايد گفت که آن وسيله اي است براي پائين آوردن فشار دروني و از اين بابت وسيله اي است براي کودک خوب و راحت کننده. کودک به هنگام احساس ناراحتي تنشي را در خود احساس مي کند که پس از جويدن و گاهي کندن ناخن احساس آرامش مي کند. جويدن ناخن به کودک مضطرب آسودگي خاطر و راحتي مي دهد، با سرگرمي خاصي که براي او پديد مي آورد لحظاتي از غم و درد راحت مي کند و کودکان براي تخليه فشار رواني و به صورتي ناخودآگاه از آن استفاده مي کنند. البته اين احساس آرامش چندان طولاني نيست او ناگزير پس از ساعاتي به حالت اول خود بر مي گردد.

عموميت آن

گفتيم که ناخن جويدن حالتي خاص کودکان نيست بلکه در افراد بزرگتر و مخصوصا» در بالغان يا نوجوانان هم ديده مي شود. و خاص کودکي عصبي، خجالتي و مضطرب نيست که در افراد سالم و طبيعي نيز بيش يا کم ديده مي شود. امري است عمومي بدان خاطر که به غير از عوامل بالا عامل يادگيري هم در آن مؤثر است.

بر اساس يک بررسي حدود 18% کودکان و نوجوانان( از سنين تولد تا 15 ) به نحوي گرفتار آنند. آماري ديگر حکايت از آن دارد که حدود ثلث کودکان بدان گرفتارند. اگر اين حالت را به صورت عام تري بنگريم و انگشت به دهان بردن را در عين مطالعه اي عميق، يا فکري شديد و سخت هم در همين رديف حساب کنيم بايد بگوئيم نيمي از افراد دچار آن هستند.

البته به اين نکته توجه داريم که اين حالت در سنين کودکي و مخصوصا» اوايل بلوغ و نوجواني شديدتر است. طوري که طبق يک بررسي حدود يک سوم افراد 15 ساله ناخن مي جويدند و از اين عده حدود يک سومشان کساني بودند که قبلا» هم چنين مي کردند. اين حالت در سنين مدرسه کودکان نيز کم نيست ولي بر اساس تجربه با افزايش سن شدت آن رو به کاهش مي گذارد. و اين مسئله نيز قابل ذکر است که رقم آن در پسران به مراتب بيشتر از دختران است. طبق آماري که بر اساس يک تحقيق در غرب صورت گرفته است از گروه مورد بررسي حدود 54% پسران و حدود 46% دختران حالت ناخن جوي داشتند.(کودک عادي، تأليف والنتاين)

حالات و رفتار

معمولا» افرادي که دچار چنين عادتي هستند، با گذاردن انگشت در دهان دقت خود را روي امري متمرکز مي کنند و درباره مسئله اي که گرفتار آنند مي انديشند. دقايقي چند به تناسب ظرفيت به فکر فرو مي روند تا ببينند چه راه حلي براي آنها پديد مي آيد.

برخي از اينان بي اختيار انگشت به دهان مي برند و به جويدن ناخن مشغول مي شوند آنچنان که گوئي قرار و آرام ندارند و نيروئي نامرئي آنها را به سوي مقصدي جهت مي دهد. آنچنان است که گوئي منتظر وقوع هيجاني است و حتي اگر برخي از افراد را ببينند و درباره او دقيق شويد در مي يابيد آرواره هايش از روي وحشت منقبض مي شود و حتي در عمل او بي ارادگي ديده مي شود.

گاهي ناخن جويدن همراه است با عادت انگشت مکيدن و اين امر به حدي شديد است که والدين از آن جدا» ناراحتند. همچنين ممکن است اين حالت در برخي از افراد با عادت ناپسند استمناء همراه باشد و اين امر براي والدين و مربيان ناراحتي بسياري ايجاد مي کند. اختلالات ديگري هم در اين زمينه وجود دارد به ويژه که اين اختلال با ترس نيز همراه باشد. تيپ آنها

اينکه آنان از چه تيپ و سنخي هستند باز هم مسئله اي است که براي آن پاسخ نسبتا» پردامنه اي است. بررسي هاي علمي نشان داده اند اغلب آنها از تيپي به شرح زيرند:

ــ بزرگترها هستند و معمولا» خردسال کمتر دچار چنين وضعي مي باشند.

ــ بچه هائي هستند که در خردسالي به طور ناگهان از شير گرفته شده اند نه به تدريج و هم اغلب شير پستان مادر نخورده بودند.

ــ از تيپ عصبي، نگران و افسرده اند و نيز بسياري از آنان کودکان دشوار به حساب مي آيند.

ــ از کودکاني هستند که محيط زندگي شان توأم با ناامني يا احساس محروميت است.

ــ برخي از آنان ابتدا دچار انگشت مکيدن بوده اند.

ــ از شخصيتي برخوردارند که همراه با نوعي فعاليت قالبي و کليشه اي هستند.

ــ از تيپ کمرو و خجالتي به حساب مي آيند و يا لااقل در مواقع بروز کمروئي خود را نشان مي دهند.

ــ در سنين 8 ــ 11 در پسران و 12 سالگي در دختران و پس از آن باز هم در پسران شايع تر است.

ــ تيپ مضطرب و ترسو هستند و گاهي هم افراد زودرنج و حساس.

ــ اين امر با هوش رابطه اي ندارد مگر کودک هوشمندي که زودرنج هم باشد.

آغاز و مراحل آن

ناخن جويدن در کودکان به نظر عده اي از دانشمندان از زمان دندان در آوردن آغاز شده و تدريجا» رنگ و صورت مي گيرد تا آخر عمر ممکن است ادامه پيدا کند. لثه ها براي بيرون آمدن دندانها تحريک مي شوند و کودک دائما» انگشت به دهان مي برد و آن را بيشتر تحريک مي کند.

در حدود سنين 4 اين حالت بيشتر شده ولي باز هم چندان نمودار نيست. تحقيقات درباره کودکان 5 تا 15 ساله انگليس نشان داد که حدود 45% گروه مورد آزمايش ناخن مي جويدند و اين حالت در کودکان 11 تا 13 ساله رقمي معادل 57% را تشکيل مي داد. در تحقيق ديگري از 295 پسر 12 ساله حدود 62% و از 122 دختر 11 ساله حدود 51% و از پسران 12 ساله 40% و از دختران 12 ساله 32% شديدا» به اين امر معتاد بودند، والنتاين اوج آن را در سنين 8 تا 11 ذکر مي کند و مي نويسد از 346 پسر 8 تا 11 ساله حدود دو سوم آنها به اين کار عادت داشتند.(ص 33 کتاب کودکان عادي)

کودکاني که جديدا» مي خواهند به مدرسه بروند ولي دچار وابستگي شديد هستند در اين رابطه بيشتر گرفتار به نظر مي رسند و نيز در سنين 15 تا 16 که دوران بلوغ است اين حالت بيشتر به چشم مي خورد و اين حکايت از يک نگراني و تشويش و يا اختلال عصبي دارد. در طول مدت تحصيل در دبيرستان که به حقيقت ادامه دوران بلوغ است حدود نصف تا دو سوم گروه مورد مطالعه چنين عادتي را بيش يا کم دارا بودند.

ريشه ها و علل

بر اساس آنچه که تا حال ذکر کرديم بخشي از علل و عوامل پديد آورنده اين حالت معلوم شد. در عين حال براي اينکه بحث صورت جامعتري داشته و براي والدين و مربيان هشدار دهنده باشد موارد را کلا» به صورت زير دسته بندي کرده و ارائه مي دهيم. ولي قبلا» يادآور مي شويم ريشه کلي و حتمي آن کاملا» معلوم نيست، آنچه که ذيلا» ذکر مي شوند به عنوان برخي از عوامل آن قابل ذکرند:

1ـــ کمبود محبت: کودکان تشنه محبت اند و خود را شديدا» بدان نيازمند مي دانند. طفلي که به هر علت خود را از آن محروم احساس کند انديشناک شده و به خود فرو مي رود و در چنان صورتي رفتارهاي عصبي از خود بروز مي دهد که جلوه آن را در انگشت مکيدن، ناخن جويدن و حتي استمناء مي بينيم. ممکن است اين امر ريشه خانوادگي نداشته باشد. پدر و مادر تا حدودي به او محبت مي کنند ولي او احساس مي کند در جمع همسالان و يا در کلاس درس نزد معلم آنچنان که بايد پذيرفته نيست.

2ـــ نگراني و تشويش: گفتيم که اين حالت در کودک و بزرگترها نشانه تشويش و نگراني است. آنکس که از آينده اي مبهم بيم دارد، از چيزي که براي او شناخته شده و قطعي نيست وحشت دارد، دچار اين حالت مي شود. شما جلوه آن را در کودکاني بيشتر مي بينيد که از يک سو در درس و تحصيل احساس ضعف مي کنند و نمي توانند همراه با ديگر دانش آموزان به پيش روند و از سوي ديگر با والدين خود رو در بايستي ها و ملاحظاتي دارند و توقع آنها از او اين است که نمرات عالي و درخشاني داشته باشد. اين گونه کودکان در ايام امتحان دچار نگراني و تشويش شده و اين حالت را از خود بروز مي دهند.

3ـــ ترسهاي مزمن: گاهي طفلي بنا به عادت غلط از چيزي شديدا» مي ترسد و يا اصولا» کودکي شديدا» وابسته است و از همه چيز ترس دارد. ترسها در آن به صورت عادتي در آمده و مزمن مي شوند. او از همه چيز واهمه دارد، حتي در حين راه رفتن هر چند يکبار به پشت سر نگاه مي کند. چنين افرادي گاهي در گوشه اي مي نشينند و به ناخن جويدن مشغول مي شوند. همچنين اگر اين کودکان در محيط و صحنه اي قرار گيرند که در آن احساس خطر نمايند همين حالت در آنها پديد مي آيد.

4ـــ احساس گناه: کودکاني را مي شناسيم که به خاطر احساس گناه در امري دچار اين حالتند. فرض کنيد طفلي پرنده اي را کشته، به کسي آزار رسانده، تن به عمل ناروائي داده و … آن را از ديد ديگران مخفي داشته و يا آن را عملي عادي مي دانست. بر حسب اتفاق داستاني براي او گفته اند و يا مطلبي را براي او شرح داده اند که تازه مي فهمد چه کار ناروائي را انجام داده است. طبيعي است که او از عمل خود احساس شرمساري کرده و از آن ناراحت مي باشد. تداوم اين احساس ممکن است او را به چنين حالتي وادارد.

5ـــ احساس ناامني: اين هم جلوه اي ديگر از نگراني و تشويش و در مواردي ترس مزمن است. به خاطر اهميت آن کوشيديم به طرح جداگانه آن بپردازيم. مسئله اين است که گاهي طفل در محيط خانواده مواجه با درگيري هاي والدين است و امنيت و آينده خود را در خطر مي بيند و اين امر او را به اين حالت مي کشاند.

تحقيقي نشان داده است که از 75 کودکي که ناخن خود را مي جويدند بيشتر کساني به اين امر اقدام مي کردند که در محيط زندگي شان اختلاف پدر و مادر وجود داشته است. زن و شوهر در حين درگيري با همه احساس خطري که دارند باز هم خود را ايمن مي يابند ولي کودک اين چنين نيست.

6ـــ ناخوشنودي از شرايط زندگي: در مواردي کودکاني را مي يابيم که در مقايسه وضع خود با همسالان خود را کوچکتر و پست تر از ديگران مي يابند. احساس مي کنند که مثلا» فقيرند، سر و وضع خوبي ندارند، خواسته ها و توقعاتشان بر آورده نيست و … اغلب اين گونه کودکان دچار چنان حالتي مي شوند.

همچنين شما کودکان ديگري را مي شناسيد که حسودند، از تولد کودک ديگري در خانه که محبت مادر يا پدر را به خود اختصاص داده است خشنود نيستند، يا در محيط خانه شان تبعيض وجود دارد، سردي و بي تفاوتي است و … در کل اين حالت آنها را نگران مي کند.

7ـــ اختلال عصبي: طفلي که از تعادل رواني برخوردار نيست، کودکي که شديدا» عصبي و دچار حالت نوروز(روان نژندي) است، کودکي که محيط زندگي پر از تضادش او را به وضعي ناراحت کننده کشانده است، طفلي که پريشانحال است، کودکي که لوس و نازپرورده است، طفلي که حساس و زودرنج است، فردي که حدود 8 تا 10 سال دارد و هنوز دچار شب ادراري، لکنت زبان و يا وسواس است و … اغلب اين گونه کودکان به چنين وضعي دچارند.

8ـــ کمبود مواد معدني: برخي از پزشکان کوشيده اند آن را يک عامل زيستي ناشي از وضع بد تغذيه ذکر کنند. آنها معتقدند کودکاني که در سيستم بدنشان کمبود مواد معدني به چشم مي خورد و از نظر فسفات ها و يا کلسيم کمبودي دارند، دچار چنين حالتي مي شوند. اين سخن مورد تأييد همگان قرار نگرفته و جاي اما دارد. از آن بابت که در افراد غير نيازمند به اين مواد و آنهائي که چنين کمبودي ندارند باز هم اين حالت ديده شده است.

9ـــ پرخاشگري: حالت پرخاشگري و مخصوصا» پرخاشگري نسبت به خود و مبارزه با خود را نيز علت مهمي در اين زمينه دانسته اند. در مورد اصل پرخاشگري سخن از مسئله طبيعت و سرشت است ولي تجلي آن تحت شرايط مساعد و يا نامساعد محيط است و منشأ آن را در کودک بايد از دوران طفوليت جستجو کرد.

مي گويند طفلي که به هر علت دچار تنش نامساعد است و مي خواهد خود را از شرّ آن نجات دهد به انديشه فرو مي رود و دندان مي سايد. اگر اين تنش متوجه خود گردد و خود را عامل بدبختي و رنجي بداند در چنان صورت به جويدن و سائيدن ناخن خواهد پرداخت.(اين هم بالاخره نظري است)

10ـــ يادگيري: در مواردي ناخن جويدن مي تواند ريشه تقليدي داشته و حاکي از يادگيري باشد. عادتي است که او آن را از پدر و مادر و يا دوستان فرا گرفته و يا از رفيقانش مي آموزد. در چنين صورتي اغلب چنين عادتي متعاقب انگشت مکيدن است. به هنگامي که از آن جلوگيري کنند اين يک بروز مي کند و يا محکوميت يک ابتلاي عصبي او را به اين روز مي کشاند.

 برخي از تحقيقات نشان مي دهد که اين امر نوعي عادت عصبي و مربوط به اعصاب و نشانه اي از نابهنجاري عمومي است، احساس تنش و يا عدم احساس امنيت در اين امر مؤثر است.

نظر وکسلر

وکسلر که از دانشمندان بنام و از صاحبنظران در مسائل رواني است علت هاي زير را براي ناخن جويدن مهم دانسته و آن را در رأس علل ديگر ذکر کرده است:

ــ عصبانيت بيش از حد کودک که او را از حال تعادل و هشياري خارج کند.

ــ ترس، به ويژه ترس هاي مزمن، ترس هاي عصبي و مرضي که در اين امر مؤثر است.

ــ حالات هيجاني در افراد که زمينه ساز بسياري از عدم اعتدال هاست.

ــ دلواپسي و پريشانحالي که قبلا» از آن سخن گفته ايم.

ــ تضاد هاي فکري و اعتقادي در بين افراد و آنهائي که طفل ناگزير به تبعيت از آنان است.

ــ وجود عادت به همه اشکال و صورتهايش به صورت يادگيري و يا تقليد.

ــ قرار گرفتن فرد در موقعيت بلاتکليفي به گونه اي که نداند چه بايد بکند و يا در برابر يک مسئله چگونه موضع بگيرد.

تحليل روانکاوان

نظرات روانکاوان به حقيقت همانهائي هستند که فوقا» به آنها اشاره شد ولي تفاوت هائي در نظرات شان به چشم مي خورد. برخي از روانکاوان علت آن را نيازي ناخودآگاهانه فرد براي مجازات خود ذکر کرده اند و مي گويند فرد در اين مرحله آنقدر خود را مي آزارد تا مجروح شود و اين نوعي تظاهرات پرخاشگري بر ضد خود به حساب مي آيد.

از نظر فرويد ناخن جويدن نوعي ساديسم، ناشي از تثبيت شخصيت در مرحله دنداني است. برخي ديگر آن را مربوط به محروميت طفل از شير مادر و باز گرفتن از شير به طور ناگهاني مي دانند. روانپزشکان آن را از علائم بيماري هاي عصبي ذکر کرده اند.

روانکاوان طرفدار فرويد آن را ناشي از علل ذيل مي دانند:

ــ جانشين کردن حالت استمناء و تمايلات جنسي.

ــ کاهش فشار ناشي از عقده هاي ناگشوده در زندگي.

ــ به درون برگرداندن خصومت و متوجه کردن خشونت به سوي خود.

ــ تثبيت شخصيت در دوره دهاني و توقف در همان مرحله.

ــ وجود تمايلات تهاجمي در کودک و اصرار او به نشان دادن اين حالت.

ــ البته کسان ديگري هستند که آن را يک بيماري و کسالت نمي شناسند بلکه آن را ناشي مي دانند از يک عادت ناپسند که اغلب ريشه اکتسابي و تقليدي دارد و …

عوامل تشديد

عواملي هستند که سبب تشديد اين حالت در افراد مي شوند و اين عوامل بسيارند. ما در ضمن بيان عوامل و علل و نيز معرفي حالات و رفتار و تيپ افراد خود به خود به مواردي از آنها اشاره داشته ايم و اينک به مناسبت اين عنوان مواردي را ذکر مي کنيم که اهم آنها بدين قرارند:

ــ در مواردي که کودکان مدرسه امتحان دارند و براي نتايج امتحانات دلواپسي دارند.

ــ تماشاي فيلم هاي مهيج در سينما و تلويزيون و يا شنيدن داستانهاي هيجان انگيز و نگران کننده که مرتب تکان مي خورند و ناخن مي جوند.

ــ خشم و عصبانيت که آدمي مفري براي خود نيابد و نتواند به گونه اي خود را از آن نجات بخشد.

ــ به هنگامي که کودک در ابراز احساسات خود با مشکلي مواجه باشد و تنش و اضطرابي داشته باشد.

ــ به هنگام تحريک اعصاب بر اثر خواندن کتابهاي مهيج و داستانهاي تحريک کننده.

ــ زماني که طفل با سرزنش غير عادلانه مواجه باشد و يا تنبيه را غير عادلانه بداند.

ــ به هنگامي که کودک نسبت به والدين احساس خصومت دارد ولي جرأت بيان آن را ندارد.

ــ به هنگامي که فردي منتظر وقوع حادثه اي است، مثلا» منتظر نتيجه امتحان است.

ــ عامل بلوغ خود موجب در هم آشفتگي و بروز اين حالت و احساس فشار است.

ــ زماني که تذکرات والدين و توقعات زياد شوند و طفل خود را در برابر آن ناتوان احساس کند.

خطرات و عوارض

اين جاي بحث است که آيا ناخن جويدن به حساب عارضه و خطري قابل ذکر است يا مسئله اي ساده و غير قابل اعتناست؟ در اين مورد نظرات و پاسخها يکسان نيستند. عده اي گويند اين حالت نوعي واکنش در برابر امور و جريانات است و نياز به بررسي طولاني ندارد. مسئله اي است که پيش آمده از بين خواهد رفت.

گروهي ديگر که اکثريت صاحبنظران را تشکيل مي دهند آن را عارضه رواني به حساب مي آورند و براي حفظ سلامت کودک ضروري مي دانند که آن را تحت کنترل در آورند اگر چه تحت کنترل در آوردن آن امري دشوار به حساب مي آيد.

آري اين امکان وجود دارد که کودک خيلي زود اين عادت را رها کند ولي در همين مدت هم امکان دارد که صدمه اي بر او وارد آمده و زخمي در انگشت ايجاد گردد. اصل مسئله اين است که اين حالت عادت بد و ناپسند و حتي زيان آور است. راه و منفذي است براي ورود ميکرب در بدن، سببي است براي پريشان نشان داده شدن کودک و احساس حقارت، به خصوص که اين حالت صورت غير ارادي دارد و از کنترل او خارج است.

در طريق اصلاح

عده اي از روانشناسان عقيده دارند که براي ترک اين حالت اعمال روش مخصوصي لازم نيست، تدريجا» و به خودي خود از ميان خواهد رفت. مخصوصا» براي کودکاني که به زودي پاي به سن عقل مي گذارند و از خوبي و بدي امور سر در مي آورند مي گويند مسئله اي ساده و بي ضرر است.

گروهي ديگر مي گويند بهتر است در همه حال او را از اين کار باز بداريم و در اين بازداشتن کشف علت و علل مهم است. براي درمانگر چنين کودکي ضروري است معلوم شود آيا وضع خواب او کافي است؟ آيا در خانه به ميزان کافي سرگرمي و اشتغال دارد؟ وضع او در خواب، در تنهائي، در مدرسه، در بين جمع دوستان، در نزد خويشان و بستگان چگونه است؟ و …

غرض اين است که درمان او بايد ناشي از درک مسائل کودک و کمک به او باشد تا بتوان راهي مناسب براي اصلاح وضع و درمان او در پيش گرفت و براي تخليه فشار روحي او اقدامي کرد. تنها با تذکر و آفرين و نفرين نمي توان او را به راه آورد.

شيوه هاي اصلاح

اما اينکه چه شيوه هائي را بايد در اين راه به پيش گيريم، پاسخهاي متعدد و متنوعي دارد. نخستين پاسخ اين است که بکوشيم ريشه ها و علل آن را بخشکانيم و راه نفوذ مشکلي را بر روي او سد کنيم. اين کار به نظر مشکل است ولي چاره اي جزء اقدام به آن و تن دادن بدان نيست. لااقل سعي کنيم که برخي از خواسته هاي او را با برخي ديگر جايگزين کنيم. توصيه هاي اصلاحي در اين زمينه بسيارند و از جمله:

ــ دادن امنيت زيستي، رواني، عاطفي، اجتماعي به کودک.

ــ زنده کردن احساسات ارزنده و بي مايه جلوه دادن احساسات غلط او.

ــ جانشين کردن آن با آدامس جويدن.(که به نظر ما اين هم عادت ناپسندي است)

ــ براي دختران بزرگتر از سه سال تا سن بلوغ شرعي زيبا کردن ناخن، لاک زدن و مانيکور ماليدن آن.

ــ در مواردي تلخ کردن انگشت کودک فقط به اين خاطر که او را از مرحله غير ارادي به مرحله ارادي برسانند که در آن صورت اصلاح او آسانتر خواهد شد.

ــ مشغول کردن کودک به خواندن، نوشتن، بازي کردن، دويدن، جهيدن و بالاخره بند کردن اعضايش از طريق فعاليت هاي مدرسه اي، ورزشي، کارهاي فني، نجاري، مکانيکي و …

ــ گاهي او را واداريد که کاغذي را پاره کند و چيزي را با شن بسازد، دست به آب بزند و آب بازي کند.

ــ زماني از او راه حلي بخواهيد که خود او بگويد در چه موارد و شرايطي آرام است و مي تواند ترک عادت کند.

ــ در مواردي به او تذکر دهيد که تو بزرگ شده اي و اين کار تو زشت است.

ــ برخي اوقات او را تشويق کنيم که به کنترل اعمالش بپردازد و بر خود مسلط گردد.

ــ رفتار مادرانه و مهر ورزي را درباره او پياده کنيم.

ــ تغيير محيط از عوامل اصلاحي و گاهي سکوت در اين رابطه مؤثر است.

ــ در موارد حاد با يک روانپزشک مشورت کنيد تا به وضعيت عصبي او برسد و اختلالات را رفع کند.

پرهيزها در اصلاح

در اصلاح اين حالت در کودکان از اتخاذ شيوه هائي که نزد عده اي معمول است بايد پرهيز به عمل آيد مثلا»:

ــ از تنبيه و ملامت و آبروريزي که خود وضع را بيش از بيش تشديد مي کند.

ــ از تمسخر و تحقير کودک که سبب تثبيت اين حالت و انديشناک بودن دائمي او گردد.

ــ از بستن دست او که ممکن است نتيجه اي آني داشته باشد ولي صدمه آفرين است.

ــ از تهديد او به ويژه تهديدهاي سخت که ممکن است عارضه ديگري را سبب شود.

ــ تلخ کردن انگشت او و يا فلفل زدن آن که سبب مي شود اين حالت در کودک اثري نامناسب بر جاي بگذارد.

ــ و به همين ترتيب نق زدن به کودک و يا فرياد کشيدن بر سر او و يا فوق العاده خطرناک نشان دادن اين حالت که ممکن است منافعي در رابطه با اصلاح داشته باشد ولي در کل مضار آن بيش از منافع آن است و بايد از اقدام به آن پرهيز کرد.

پيشگيري

در زمينه پيشگيري اقدامات متعددي را بايد معمول داشت که اهم آن اقدامات مربوط مي شود به جلوگيري از پديد آمدن عواملي که خود موجد آن حالاتند. در اين زمينه به نکات زير توجه داريم:

ــ پذيرش کودک، احترام و محبت به او در حد اقناع و متعارف او.

ــ بر آورده ساختن نيازهاي کودک به صورت متعادل.

ــ دور داشتن او از عوامل ناامني و اضطراب و پريشانحالي و وسوسه و تضاد مثل نان قندي خشک و يا غذاهاي او را سفت کنيم و گاهي قطعه کوچکي از گوشت را به صورت کباب در اختيارش بگذاريم.

ــ سطح توقع خود را از کودک کم کنيم و نيز چيزي فوق طاعت او به او بار نکنيم.

ــ شيوه تربيت ما بايد به گونه اي باشد که طفل بر خود و اعضايش مسلط شود و مدير خود باشد.

ــ از تهديدها، تنبيه ها، اعمال غرض ها، تبعيض ها، درگيري ها، آيه يأس خواندن ها در محيط زندگي بپرهيزيم تا زمينه براي احساس ناامني و نگراني او فراهم نشود.

ــ حتي اگر فرزندتان مستحق تنبيه است آن را براي فردا نيندازيد و دل او را نلرزانيد و در حال نگراني او را نگه نداريد. آينده او را تيره جلوه ندهيد، از تماشاي فيلم هاي هيجان انگيز او را دور داريد و …

منبع : مهیار

دسته‌بندی شده در: پـوسـت،مـو و زيـبـايـی, اطـفـال, جوانان و نوجوانان, روانـشناسی و خـانـواده

2 Responses

  1. Division می‌گه:

    جالب بود

  2. اغلن می‌گه:

    اینجا هم قشتگ شده‌ها !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,592,029 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: