بانک اطلاعات پزشکی پاراسات Medical Database Parasat

شمایل

* تشریح بیماریها * اخبار روز پزشکی * مسائل خانوادگی * خواندنیها از شهرستانها

خودکشي يا خودسوزي

دکترمحمود عموئي
متخصص پزشکي قانوني

اين روش در آسيا بر خلاف کشورهاي غربي هميشه شايع‌بوده و گسترش آن به غرب تاحدي به علت انجام اقدامات متهورانه، معترضان ويتنامي در خودسوزي بوده است. هيچ يافته‌ي باليني قطعي در جهت افتراق خودکشي از قتل يا حوادث وجود ندارد اين امر بيشتر به تحقيقات پليس وابسته است.

خودکشي ازطريق آسفيکسي:
حقايق زير در اين باره جالب توجه هستند:
الف à آسفيکسي جنسي يا مازوخيستي بايد به دقت ازخودکشي و قتل افتراق داده شود. برخي ازمرگهاي آسفيکسي با يافته‌هاي جنسي در ظاهر بسيار شبيه خودکشي مي‌ماند يا حداقل قرباني احتمال مرگ را پيش‌بيني مي‌کرده است.
ب à دار آويختگي گرچه آسفيکسي واقعي نيست، ولي طريقه‌ي شايعي درخودکشي به خصوص در مردان است(گرچه در زنان ديده مي‌شود). همچنين روش شايعي براي خودکشي قاتل پس از ارتکاب قتلهاي خانوادگي مي‌باشد.
ج à ميزان شيوع خودکشي با کيسه‌ي پلاستيکي به علت دسترسي تمامي مردم به آن رو به افزايش است.
دà استرنگولاسيون با طناب غيرشايع نبوده و گاه در تشخيص افتراقي با قتل مشکل ايجاد مي‌کند، وجود گره‌هاي متعدد روي طناب و پيچاندن آن براي چند دور هنوز هم به نفع خودکشي مي‌باشد» گرچه باور اينکه در اين موارد مرگ در اثر ايست رفلکسي قلب رخ مي‌دهد تا آسفيکسي مشکلتر است. گاهي به منظور محکم کردن طناب دور گردن چوب يا شي ديگري داخل آن کرده و مي‌پيچانند. اين حالت اصطلاحا» چرخ اسپانيايي(spanish windlass) گفته مي‌شود. پس از اتمام پيچش، چوبي که پيچيده مي‌شود در هنگام بازگشت به زير چانه گير کرده و قادر به بازگشت نيست. اين روش علاوه بر خودکشي در قتلها نيز به کار برده مي‌شود.
پريدن ازبلندي:
پريدن ازبلندي طريقه‌ي ديگري براي خودکشي مي‌باشد که اثبات خودکشي بودن آن بيشتر به شواهد جنبي نياز دارد تا مدارک پزشکي» ولي گاهي اوقات اندازه‌گيري فاصله‌ي نقطه‌ي پرش از سطحي که شخص با آن برخورد کرده و استنباط اين حقيقت که قرباني با يک پرش فعال مي‌توانسته به اين نقطه برسد(نه سقوط تصادفي، مي‌توان به نتايجي دست يافت. ضايعات بسته به حالت بدن در زماني که به زمين مي‌خورد و يا تماس با موانع موجود در مسير سقوط و مسافت سقوط، به صورتهاي متفاوتي ديده مي‌شود. ضربه‌ي مغزي در اين روش خودکشي بسيار شايع مي‌باشد. اگر سقوط با پاها باشد صدمه در هر نقطه ازبدن(ازمچ تاجمجمه) روي مي‌دهد. شکستگي‌ پاها، خرد شدن لگن، شکستگي‌و له شدگي مفاصل هيپ، شکستگي‌ستون مهره‌ها(به خصوص فشردگي جسم مهره ضايعات هيپراکستانسيون و هيپر فلکسيون) وشکستگي قاعده‌ي جمجمه (که به نام شکستگي حلقه‌يي Ring fracture)) موسوم است) ديده مي‌شود. استنباط مسافت سقوط ازخصوصيت و شدت ضايعه بسيار مشکل و عملا» غير ممکن است. در مقابل افرادي‌که به علت سقوط ساده بر زمين فوت مي‌کنند، برخي نيز درسقوط از ارتفاعات بالا بدون برداشتن هرگونه جراحتي جان سالم به در مي‌برند. براي معدود افراد سالم مانده پس ازسقوط از ارتفاع زياد (که معمولا» بر سطح نرم وخشک مانند برف بوده است) واقعا» نمي‌توان توضيح علمي و فيزيکي پيدا نمود.
خودزني با هدف غير ازخودکشي:
در اين بحث دو دسته افراد قرار مي‌گيرند: يکي آنان که اختلالات رواني داشته و دست به اعمال عجيب و غريب مثل قطع عضو مي‌زنند و ديگر افرادي که به منظور رسيدن يک هدف(gain) مرتکب خود زني مي‌شوند. ضايعات ايجاد شده توسط افراد دسته‌ي اول ازنظر تعداد ضربات و محل ضايعه، عجيب وغريب مي‌باشد (Bizzar). برخي ازاين عقب ماندگان ذهني ممکن است صدها جراحت کوچک به خود وارد کرده باشند که ارتباطي با علت اصلي مرگ نداشته باشد. ممکن است از پزشک قانوني درخواست معاينه از افراد زنده نيز بشود. بازوها ممکن است پوشيده ازجوشگاه‌هاي سطحي خطي و موازي ناشي از چاقو، تيغه يا شيشه‌ي شکسته باشد. اين خطوط ممکن است متقاطع بوده و غالبا» در طرف مخالف دست غالب (معمولا» چپ) مشاهده مي‌شوند. روي قفسه‌ي‌سينه يا شقيقه نيزجراحات کوچکي ممکن است وجود داشته باشد. به عنوان نمونه فردي که بيش از 200 نوک چاقو در هر دو شقيقه و پيشاني وي ايجاد شده بود. سندرم شناخته شده‌ي ديگر قطع اندام تناسلي (منحصر به مردان) مي‌باشد. اسکيزوفرن‌هاي پارانوئيد (اغلب با عقايد مذهبي هذياني عجيب و غريب)، مستعد ارتکاب چنين اعمالي هستند. آلت تناسلي، اسکروتوم و بيضه‌ها ارگان هدف بوده و مرگ به علت خونروي شديد به دنبال آن روي مي‌دهد.

خودزنيهاي غير مهلک (که معمولا» باعث مرگ نمي‌شوند مگر آنکه عوارض خاصي روي دهد)، ممکن است به منظور دستيابي به يک هدف (gain) انجام شود. شايعترين مشکل آن ايجاد ضايعات با ادعاي تهاجم واهي يا دور کردن اتهام سرقت ازخود و يا ايجاد حس همدردي است. تصادفات جعلي نيز اغلب نوعي ازتمارض به منظور تقليد حمله‌ي مسلحانه و يا کلاهبرداري براي دريافت غرامت ازبيمه است. به عبارت ديگر قرباني ممکن است ادعا کند که شخص خاصي به وي حمله کرده و سپس پليس را براي جستجوي يک سرقت يا حمله‌ي واهي و غير واقعي بخواهد.گاه تشخيص انگيزه‌ي بيمار و اثبات خلاف ادعاي وي حتي به وسيله‌ي يک روانپزشک نيز بسيار مشکل يا غير ممکن است. اگر چه مشاهده‌ي اين موارد بر عهده‌ي پزشک قانوني مي‌باشد» ولي ممکن است در صورت عدم حضور پزشک قانوني و يا وقوع قتل از پزشک قانوني دعوت به همکاري شود. آنچه که به نام سندرم مونک‌هازن(munchausen) ناميده مي‌شود شامل تقليد بيماري يا خودزني به منظور رسيدن به بيمارستان و يا دريافت درمان مي‌باشد(درحقيقت اين بيماران به شدت به بيمارستان و کادر پزشکي و درمان علاقه‌مند هستند). آنچه که در زير خواهد آمد،راهنمايي درجهت شناسايي جراحات خودزني مي‌باشد:
1à برشها معمولا» سطحي بوده و به ندرت براي سلامتي فرد خطرآفرين هستند مگر آنکه عفوني گردند. گاه تمام ضخامت پوست بريده مي‌شود» ولي اين موضوع در محلهاي کم خطر بوده و هرگز در نقاط حساس مثل صورت ديده نمي‌شود. عمق برشها در انتها و ابتدا يکسان است (بر خلاف ضايعات واقعي که در ابتدا عميق و در انتها سطحي هستند).
2à برشها اغلب موازي و معمولا» متعدد هستند. اين برشها از مناطق حساس مثل چشم، لب، بيني و گوش دور بوده و اغلب روي گونه‌ها، فکين، شقيقه، پيشاني،طرفين گردن، سينه،شانه‌ها، بازوها، خلف دست وران ديده مي‌شوند. آنچه که با ادعاي حمله توسط فرد ديگر متباين مي‌باشد اين است که فرد هرگز به ضارب خود اجازه نمي‌دهد تا ضايعات متعدد و دقيقا» موازي روي وي ايجاد نمايد» لذا وجود اين گونه برشها احتمال خود زني را مطرح مي‌کند.
3à درافراد راست دست اغلب ضايعات در طرف چپ(در طرفين صورت و دست چپ) ديده مي‌شود.
4à معمولا» پوشش و البسه روي محل جراحت سالم بوده و در صورت پاره بودن قابل انطباق بر جراحت خود زني نيست. خلاصه آنکه خصوصيات و ظواهر جراحت و شواهد جانبي احتمال ارتکاب خودزني و عدم وجود حمله‌ي حقيقي را در ذهن پزشک قانوني ورزيده و با تجربه مطرح مي‌کند . با اولين معاينه‌ي مضروب ادعايي اين مسأله کاملا» آشکار بوده و پس ازچند بارمعاينه‌ي چنين افرادي، تجارب کافي حاصل مي‌‌گردد. سندرم مونک هازن در محدوده‌ي‌ اظهارنظر روانپزشک قانوني قرار دارد ولي براي اثبات خود زني ممکن است از پزشک قانوني نيز دعوت به عمل آيد. سندرم مونک هازن در مورد افراد بزرگسالي به کار مي‌رود که به خود جراحت وارد کرده و يا تظاهرات بيماري را به منظور دريافت درمان پزشکي و اغلب بستري در بيمارستان تقليد مي‌کنند. آنان تا زمان تشخيص بيماري رواني واقعي خود اطرافيان را به ستوه مي‌آورند. نوع شيطاني اين سندرم حالتي است که يکي ازوالدين مکررا» به کودک خود آسيب مي‌رساند (گاهي کشنده) که خود مورد توجه کادر بيمارستاني قرار گيرند.
(Munchausen syndrome by proxy) اين حالت بايد با بچه آزاري افتراق داده شود.

 

دسته‌بندی شده در: مـغـز و اعـصـاب, آخـریـن مـطـالـب پـزشـکی, روانـشناسی و خـانـواده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

RSS پزشکی

بخشهای تخصصی

RSS تیتر اخبار جدید پزشکی

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

آرشیو

آمار سایت

  • 2,592,029 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: